|
معبد آقوستوس ـ آنكارا
موزه مركز فرهنگي دوره جمهوريت آتاتورك ـ آنكارا
اداره موزه قوم شناسي ـ آنكارا
موزه دومين مجلس بزرگ جمهوري تركيه ـ آنكارا
خانه موزه اي شفيق بورسالي ـ آنكارا
حمام روم ـ آنكارا
اداره موزه جمهوريت و جنگ كورتولوش آنكارا
معبد آقوستوس ـ آنكارا
اين معبد به دستور آقوستوس ، امپراطور رومي در ميدان مقدسم من وكيبله احتمالاً در قرن هاي 20ـ25 قبل از اسلام ساخته شده است. اين معبد مرمري در ابعاد 54.82 * 36 متر بوده و بر روي يك پوديوم (جايگاه) به ارتفاع 2 متر كه داراي چندين پله مي باشد قرار گرفته است. در قسمت كناره هاي كوتاه 8 ستون سرباز ايون، و در كناره هاي بلند 15 ستون از اين نوع وجود دارد. قسمت داخلي ساختمان از سه بخش تشكيل شده است. در بخش پشتي ديوارها و در سمت ورودي دوم ستون كورنيت چهارم جا گرفته است. در اين معبد كتيبه هايي وجود دارد كه اقدامات و كارهاي امپراطور آقوستوس را نشان مي دهد. در ميان كتيبه هاي لاتيني ، كتيبه پي سي ديا آنتوچيا، در ميان كتيبه هاي يوناني ، كتيبه فريگيا آپولانيا از همه سالم تر مي باشد.
شهر آنكارا در اواخر قرن دوم بعد از اسلام فتح شد. مسجد حاجي بايرام در گوشه شمال غربي معبد در قرن 15 ميلادي ساخته شد. براي مقابله با تخريبي ديوار شمالي معبد در بزرگ سلا و پرونائوس آن مورد عبادت قرار گرفت و به اين ترتيب تا به امروز حفظ مانده است . كار حفاريهاي باستان شناسي در اين معبد پس از بررسيها و تحقيقات باستان شناسان آلماني و فرانسوي با نظارت دكتر حامد ذ. كوشاي انجام گرفته است.
اداره موزه تمدن هاي آناتولي ـ آنكارا
اين موزه در سال 1997 به عنوان موزه سال اروپا انتخاب شد.
تاريخچه
اين موزه در دو ساختمان عثماني در قسمت جنوب شرقي ديوار بيروني قلعه آنكارا در محله آت بازاري قرار گرفته است. يكي از اين ساختمان ها بدستان محمود پاشا و ديگري كاروانسراي كورشونلوخان مي باشد . بدستان محمود پاشا از وزيران سلطان فاتح احتمالاً در فاصله سالهاي 1471ـ1464 ميلادي ساخته شده است در كتابهاي تاريخي آمده است كه اين بازار مركز پخش پارچه هاي صوفي آنكارا بوده است. اين بازار سرپوشيده داراي 10 گمبد بوده و به شكل مستطيلي مي باشد. در اين بازار 102 باب مغازه وجود دارد. طاق گمبدي شكل از آجر و ملاط ساخته شده است.
كارونسراي كورشونلوخان ، بر اساس مدارك موجود توسط محمود پاشا از وزيران سلطان فاتح ساخته شده و وقف عمارت محله اسكودار استانبول شده است در اثناي بازسازي سال 1946 سكه هايي متعلق به سلطان مراد دوم به دست آمد. اين كشفيات حكايت از آن دارد كه اين بنا در اوايل قرن 15 ميلادي ساخته شد. اين خان از حمله كاراكترهاي نمونه كاروانسراهاي دوره عثماني بوده و داراي ميدان بزرگ، رديف هاي رواق و اتاق مي باشد. در طبقه همكف آن 28 اتاق و در طبقه اول آن 30 اتاق موجود مي باشد. اين اتاق داراي اجاق بوده و در داخل زيرزمين هاي جنوبي و غربي اين اتاقها آخورهاي T شكل موجود مي باشد و در جبهه شمالي كاروانسرا 11 باب مغازه ، در جبهه شرقي 9 و در قسمت ورودي ايران 9 باب مغازه وجود دارد محمود پاشا پس از عزل محمود پاشا به عنوان وزير اول سلطان فاتح انتخاب شده و تا سال 1470 در اين سمت باقي مانده است. در اسكودار استانبول ، توسط وي مدرسه، عمارت و مسجد ساخته شده است، آرامگاه ايشان در همين محل مي باشد. اين ساختمانها پس از
آتش سوزي سال 1881 متروكه مانده بود و بعدها به موزه تبديل شد.
تاريخچه موزه
اولين موزه آنكارا در سال 1921 توسط مبارك قالب بيگ مدير فرهنگ در قسمت آق قلعه اي قلعه آنكارا بر پا شد. همزمان با برپايي اين موزه انواع اثرهاي تاريخي از معبد آقوستوس و حمام روم جمع آوري شد. با سرازير شدن انواع اثرهاي تاريخي متعلق به دوره هيت هيت از مناطق مختلف تركيه به آنكارا كه پس از فرمان آتاتورك مبني بر تشكيل موزه اي آغاز شد لازم بود كه در اينجا يك بناي بزرگ به موزه اختصاص يابد. حامد ذ. كوشاي مدير فرهنگ آن زمان و آريكان وكيل معارف پيشنهاد كردند كه موزه در محل كاروانسراي كورشوفرلوخان و راسته بازار محمود پاشا بر پا گردد با قبولي اين پيشنهاد كار بازسازي آن در سال 1938 شروع و تا سال 1968 ادامه يافت با پايان بازسازي قسمت طاق دار وسط بازار در سال 1943، كار چيدن و جا دادن اثرهاي تاريخي در اين مكان توسط يك هيأت با نظارت گوتربوك آلماني شروع شد و اين بخش از بنا براي بازديد و زيارت باز شد و بعد از پايان بازسازي قسمتهاي ديگر اين مجموعه به ترتيب انواع اثرهاي تاريخي در اين مكان نگهداري مي شد . كاروانسراي كورشونلو هم اكنون به عنوان اداره موزه فعاليت مي كند و از بخش هاي اتاق هاي تحقيقات ، كتابخانه ، سالن كنفرانس ، آزمايشگاه و كارگاه تشكيل شده است راسته بازار محمود پاشا هم سالن نمايش آثار تاريخي مي باشد در موزه مشهور تمدن هاي آناتولي ، انواع اثرهاي تاريخي از عصر پالئوليتيك تا به امروز با توجه به دوره هاي تاريخي به نمايش درآمده است.
موزه تمدن هاي آناتولي
اين موزه با داشتن سابقه درخشان و تاريخي در سال 1997 به عنوان موزه سال در بين 68 موزه در شهر لوزان فرانسه شد.
عصر پالئوليتيك (عصر سنگ تراشي) : در اين موزه آثار باستاني كشف شده از غار آنتاليا كارائين به نمايش درآمده است انسانهاي عصر پالئوليتيك شكارچيان ماهر بوده اند و در زير پناه گاههاي صخره ها زندگي مي كرده اند. از آثار اين دوره مي توان به ابزارهاي سنگي و استخواني اشاره كرد.
عصر نئوليتيك (عصر سنگ جلادار) (5500ـ8000 سال قبل از ميلاد): در اين دوره انسانها به توليد مواد غذايي مي پرداختند و به صورت مسكون در كنار هم زندگي مي كردند در اين بخش انواع اثرهاي تاريخي كشف از حاجلي لار و چاتال كوي به نمايش درآمده است كه از ميان آنها مي توان به مجسمه الهه بزرگ ، مهرها ، ظروف سفالي ، ابزارهاي كشاورزي از جنس استخوان اشاره كرد.
عصر كالكوليتيك (سنگ ـ مس) (3000ـ5500 سال قبل از ميلاد): دراين دوره استفاده از ابزارهاي سنگي و مسي در كنار هم رايج بوده است. انواع اثرهاي تاريخي كشف شده از حاجي لي لار، جان حسن، تيلكي تپه، آلاجاهؤيؤك و علي شار به نمايش گذاشته شده است.
عصر مفرغ (فلز) (1950ـ3000 سال قبل از ميلاد):
در حدود اوايل 3000 سال قبل از ميلاد
سكنه هاي آناتولي با مخلوط كردن مس و قلع موفق به ساخت مفرغ شدند . انواع اثرهاي باستاني كشف شده از مكان هاي تاريخي مزارهاي پادشاهان آلاجاهؤيؤك ، حسن اوغلو، ماه مات لار، اسكي ياپار ، خروس تپه، قره اوغلان ، مرزيفون ، اتي يوكوشو، احلتلي بل، قره يوشن، بولو، بيجه سلطان، سماهؤيؤك ـ تيلكي تپه ، مجموعه غني عصر مفرغ را تشكيل داده است.
هيت هيت ها (1200ـ1750 سال قبل از ميلاد): اولين اتحاد سياسي در حدود 2000 سال قبل از ميلاد در قزل ايرماك آناتولي شكل گرفت . انواع اثرهاي تاريخي از بغاز كوي (هاتوشاش) پايتخت هيت هيت هاي اينان ديك ، اسكي ياپار، آلاجا هؤيؤك ، علي شار، فرزانت مراكز استقرار هيت هيت ها كشف شده است.
فريگ ها (700ـ1200 سال قبل از ميلاد): فريگ ها در حدود 1200 سال قبل از ميلاد با عبور از سرزمين بالكان در آناتولي حاكم شده و شهر گورديون را پايتخت خود قرار دادنهد. آثار كشف شده از تپه هاي گورديون و خرابه هاي تاريخي از جمله آثار زيباي هنري فريگ ها محسوب مي شوند.
اوراتور(600ـ1200 سال قبل از ميلاد): اوراتورها همزمان با فريگ ها در مركزهايي مانند عادل جواز، كايالي دره، پاتنوس ، وان چاووش تپه زندگي مي كردند و در معماري و آهنگري بسيار ماهر بوده اند.
گچ هيت هيت ها (700ـ1200 سال قبل از ميلاد) : بعد از فروپاشي امپراطوري هيت هيت ، يك گروهي از هيت هيت ها در جنوب شرقي آناتولي حكومت هاي دولت ـ شهري تشكيل دادند. از جمله مكان هايي كه هيت هيت ها در آنجا سكونت داشتند مي توان به اصلان تپه ، مالايتا، قارغاميش و ساچاقؤزو اشاره كرد.
در اين موزه انواع اثرهاي تاريخي نادر متعلق به دوره هاي يونيان ، هلنيستيك ، روم باستان و بيزانس به نمايش درآمده است.
آدرس : محله آت
بازاري ـ خيابان حصارلار تلفن: 3243160(0312) فاكس:
3112839(0312)
Web:
http://www.anadolumedeniyetlerimuzesi.gov.tr
E-Posta:Anmedmuz@markerweb.nt.tr
اين موزه تمام ايام هفته به غير از روزهاي يكشنبه از ساعت 5/8 صبح تا 5/5 بعد از ظهر باز مي باشد.
فهرست
زيورآلات عتيقه اي به نمايش درآمده و در موزه تمدن هاي آناتولي
موزه گورديون ـ آنكارا
زيورآلات عتيقه اي به نمايش درآمده در موزه تمدن هاي آناتولي
زيورآلات سر
زيورآلات گردن
زيورآلات دست و پا
زيورآلات لباس
زيورآلات مرده
آينه ها
زيورآلات سر
تاج ها و نيمتاج ها
گوشواره ها
موگيرها
نيمتاج ها و تاج ها
اولين نمونه هاي اين اثرها از طلا و نقره و بندرت از مفرغ به شكل بيضي و خيلي ظريف ساخته شده است و در وسط آن طرحهاي رزت ديده مي شود. بعضي از آنها داراي نقوش زيگزاگي نيز مي باشد . اين اثرها متعلق به 3000 سال قبل از اسلام بوده و از آلاجاهؤيؤك و ترويا بدست آمده است و از حدود 2 هزار سال قبل از اسلام در قبرس استفاده از آن رواج بوده است و به عنوان نمادهاي نذر ـ هديه و يا نماد قدرت ، همچنين به عنوان زيورآلات مورد استفاده خدايان و انسانها بوده است. و در هنگام مراسم هاي خاص ، تولد، جشن ها، بيماري و مرگ استفاده مي شده است. تاج ها در دوره هاي بعد به عنوان رتبه و زيورآلات به سرگذاشته مي شده است. طبق نظر پلينيوس ، در ابتدا نماد خداوند بوده است: تاج ها بر سر مجسمه هاي خدايان ، معبدها، جاهاي مقدس، حيوان هاي قرباني و حتي خانه ها گذاشته مي شده اند ، اولين تاج ها در ابتدا از شاخه و برگهاي درختاني مانند زيتون ، بلوط، مرسين ساخته مي شده است بعدها تاج هاي فلزي به بازار آمده است.
اسم : نيمتاج
جنس : طلا
مکان یافت : موغلا
نحوه آوردن : معلوم نيست
ابعاد : 1/4 *1/33 سانتيمتر
وزن : 8.63 گرم
دوره : قرن چهارم قبل از ميلاد
اين اثر به شكل پيشاني بند از صفحه طلايي بريده شده است . در كناره هاي آن يك رديف از طرحهاي تخم مرغی و بر بالای آن مرواريدهايي ديده می شود. در مجموعه تخم مرغ برگهاي مياني و مجموعه مرواريدهای آن فاقد پولك است. بخش پيشاني آن با طرحهاي گل هاي درخت سدر و خرما منقش گرديده است. در دو طرف آن سوراخهايي براي عبور طناب تعبيه شده است.
شماره : 10
اسم : تاج
جنس : طلا
مكان يافت : آلاجا هؤيزك ، قبر H
نحوه آوردن : در حفاري سال 1937 كشف شده است.
ابعاد : 21 سانتيمتر
وزن : 40.82 گرم
دوره : عصر مفرغ
اين تاج طلايي داراي يك حلقه مي باشد و 4 تار طلايي به اين حلقه وصل شده است.
شماره : 12
اسم : تاج
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : آلاجاهؤيؤك ، قبر MA
نحوه آوردن :
حفاري سال 1936
ابعاد : قطر 17 سانتيمتر ، پهنا 202 سانتيمتر
وزن : 25.56 گرم
دوره : عصر مفرغ
اين حلقه از يك صفحه كوبيده شده بريده است كناره هاي بالايي و پائين با سقطه هاي برجسته تزئين شده است و دو طرف انتهايي آن به طرف بيرون خم شده است و داراي 2 سوراخ در هر طرف نوك آن مي باشد. سوراخها بزرگ از داخل به بيرون و سوراخهاي كوچك از بيرون به داخل باز شده اند.
شماره : 12
اسم : تاج
جنس : طلا
مكان يافت : آلاجا هؤيؤك ، قبر MA
نحوه آوردن : در حفاري سال 1936 به دست آمده است.
ابعاد : قطر 19.2 سانتيمتر ، پهنا 5.5 سانتيمتر
وزن : 125.55 گرم
دوره :
عصر مفرغ
اين تاج از يك صفحه طلايي بريده شده و در طرف انتهايي آن به همديگر وصل شده است . كناره هاي بالايي و پائيني آن با نقطه هاي برجسته مزين شده اند و داراي سوراخهاي هندسي و مشبك مي باشد.
شماره : 14
اسم :
تاج
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : نامعلوم
ابعاد : طول 30.3 سانتيمتر
دوره : قرن سوم قبل از اسلام
اين تاج داراي يك نوار ظريف و پهن بوده و برگ هاي طلايي آن بصورت درهم و روبروي هم چيده شده اند. در وسط آن دگمه هراكلس به صورت برجسته نقش بسته است . خطوط روي برگها نيز برجسته مي باشد. نوار طلايي آن پشت اين برگها جا داده شده است.
شماره : 15
اسم :
تاج
جنس :
طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : مصادره
ابعاد : طول 27 سانتيمتر
وزن : 6.11 گرم
دوره :
قرن اول قبل از اسلام
اين تاج از يك نوار طلايي تشكيل شده و داراي 11 سوراخ مي باشد و به اين سوراخها برگهاي سه تكه اي آويزان شده است. احتمالاً اين تاج بوسيله نوارهاي طلايي به پشت سر بسته
مي شده است ليفهاي برگها مشخص و يكي از برگهاي آن كم مي باشد. قسمتهايي از آن شكسته مي باشد.
شماره : 16
اسم : 8بخش متعلق به تاج
جنس : طلا
مکان یافت : ميلاس
نحوه آوردن :
معلوم نيست
ابعاد : طول 4.5 ـ 4 سانتيمتر ، پهنا 2.5ـ2 سانتيمتر
اين برگها به شكل برگهاي درخت سدر از صفحه هاي طلايي بريده شده اند. برگهاي سدر سه تكه اي بوده و خطوط آن معلوم مي باشد. قسمتي كه نخ به آن آويزان مي شده نازك مي باشد اين برگها به يك نوار طلايي آويزان بوده است.
گوشواره هاي به نمايش درآمده در موزه تمدن هاي آناتولي
اولين نمونه هاي گوشواره ها تنها از يك حلقه ساده تشكيل مي شده است و مخصوص خانم ها بوده است گوشواره هاي كشف شده از اسكي پنار، آلاجاهؤيؤك ، ترويا 2 از نظر تكنيك و شكل ، گوشواره هاي برتر آن زمان (هزاره سوم قبل از ميلاد ) به حساب مي آيد. گوشواره هاي دوره هاي كلاسيك و آركاييك بسيار زيبا مي باشد . اين گوشواره اكثراً هلالي و مارپيچي شکل هستند . گوشواره هاي دوره هلنيستيك بسيار جالب مي باشد. همچنين استفاده از تصويرها و فيقور انسان و حيوان در گوشواره ها در اين دوره ديده مي شود. بعدها گوشواره هايي با كيفيت بالا و بسيار زيبا ساخته شد. گوشواره هاي متعلق به دوره روم باستان بسيار متنوع مي باشد. اين گوشواره ها داراي پاندول هاي كروي توپر و يا توخالي ،پلاکدار و فرم هاي ديگر آنها نگين دار و بدون نگين مي باشد. گوشواره هاي دوره بيزانس از جنس فلزات ساخته شده و داراي نگين و همچنين داراي فيقورهاي حيوانات و گياهان مي باشد اين فيقورها با تكنيك آژور ساخته شده اند.
بخش اول گوشواره ها
شماره : 17
اسم : گوشواره (يك جفت)
جنس : طلا
مکان یافت: گل تپه، از يك صندوق چوبي داخل قبر
نحوه آوردن : در اثر حفاري بدست آمده است.
ابعاد :
قطر 108ـ105 سانتيمتر
دوره : هيت هيت هاي ارکن
اين حلقه هاي گوشواره اي از يك صفحه طلايي ظريف بريده شده بين دو انتهاي اين حلقه فاصله اندكي وجود دارد. اين انتهاها مانند ديگر گوشواره ها گرد نمي باشد بلكه تخت مي باشد.
شماره : 18
اسم : گوشواره
جنس : طلا
نام مكاني كه آورده شده است : اسكي ياپار
نحوه آوردن : حفاري سال 1968
دوره : 2000ـ2200 سال قبل از اسلام
اين گوشواره هاي سه جفتي در اثر حفاريهاي اسكي ياپار كشف شده است .
يكي از اين گوشواره ها داراي 6 حلقه موازي و بقيه آنها هر كدام داراي 4 حلقه موازي فنر مانند مي باشد. شكل ظاهري آنها مانند گوش ماهي مي باشد.
شماره : 20
اسم : گوشواره (فرم قايق)
جنس :
نقره
نام مكاني كه آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد ك ارتفاع 1.8 سانتيمتر ، پهنا 1.9 سانتيمتر
وزن : 206 گرم
دوره : قرن ششم ـ هفتم قبل از اسلام
از جمله نمونه هاي اوليه گوشواره هاي قايقي شكل مي باشد . بدنه آن به شكل U بوده و
كناره هاي آن برجستگي هاي كوچكي ديده مي شود بر روي اين برجستگي ها نقطه هاي ريزي نقش بسته است . توخالي بوده و قسمت اتصال دوتكه آن بوسيله نقطه هاي برجسته تزئين گشته است. قسمت قلاب آن جدا شده است و داراي برجستگي هايي به شكل رزت مي باشد.
شماره : 23
اسم : گوشواره قايقي شكل (يك جفت)
مکان یافت : گورديون ، تپه باستاني A
نحوه آوردن : در اثر حفاري كشف شده است
ابعاد : ارتفاع 1.2 سانتيمتر
وزن 3.98 گرم دوره : قرن ششم قبل از اسلام
اين گوشواره به شكل قايق ساخته شده و بدنه توپر آن با نقطه هاي برجسته مزين شده است و در دو طرف انتهايي آن حلقه هاي برجسته ديده مي شود، قسمت حلقه آن شكسته است . احتمال دارد كه اين گوشواره به علت كوچكي آن متعلق به يك كودك باشد.
شماره : 25
اسم : گوشواره قايقي شكل (يك جفت)
جنس :
طلا
نام مكاني كه آورده شده است : نامعلوم
ابعاد : ارتفاع 3 سانتيمتر
وزن : 6.5 گرم دوره : قرن چهارم ـ پنجم قبل از اسلام
اين گوشواره از ورقه طلايي تخت بريده شده و به شكل قايق مي باشد بر روي بدنه آن نقاط برجسته نقش بسته است. قلاب آن به بدنه وصل شده است.
شماره : 28
اسم : گوشواره قايقي شكل (يك جفت)
جنس : طلا
نام مكاني كه آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن :
نامعلوم
ابعاد : ارتفاع 4.4 سانتيمتر و پهنا 3.8 سانتيمتر
وزن : 13.5 گرم
دوره : بيزانس
هر دو تاي اين گوشواره ها به گوش راست آويزان مي شده است و داراي شماره نمايش يكساني مي باشد. در اطراف هر دو تاي اين گوشواره ها پنج كره كوچك وجود داشته كه از این میان فقط دو كره آن برجای مانده است ، در هر طرف اين گوشواره ها فيقور طاووس نقش بسته است.
بخش دوم گوشواره ها
شماره : 31
اسم : گوشواره با حلقه فيقوري
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : معلوم نيست
ابعاد : ارتفاع 2.1 سانتيمتر ، پهنا 1.7 سانتيمتر
وزن : 5.15 گرم
دوره : قرن چهارم قبل از اسلام
اين گوشواره داراي يك قلاب بسيار بلند بوده و انتهاي آن به طرف داخل خم شده و تيز می باشدوبوسيله يك پايه به فيقور ابوالهول وصل شده است ، سر فیقور كمي متمايل به پشت است و بالهاي آن به طرف سرش بوده و بر روي دو تا پاي عقبي نشسته و دمش را بر روي ساغري چپ گذاشته است. بدنه آن بوسيله چكش کاری درست شده و اجزاي هم بوسيله لحم به همديگر وصل شده است . فرم اصلي و مخصوص آن اين شكلي نبوده است.
شماره : 32
اسم : گوشواره حلقوی فيقوردار
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : كوتاهيا
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 2.8 سانتيمتر ، پهنا 2.1 سانتيمتر
وزن : 2.6 گرم
دوره : نيمه اول قرن سوم قبل از اسلام
اين گوشواره داراي يك تار اصلي بوده و اطراف اين تار بوسيله تار ديگري پيچانده شده است. يكي از انتهاهاي آن جدا شده و نوك تيز مي باشد و در انتهاي ديگر آن فيقور يك حيوان شاخ دار وصل شده است . اجزاهاي مختلف آن بوسيه لحم به همديگر وصل شده است. در قسمت پائين بيني اين فيقور يك حلقه كوچكي وجود دارد. گوشهاي آن از يك صفحه طلايي بريده شده است . شاخهاي آن از تارهاي سوراخ دار تشكيل شده است.
شماره : 35
اسم : گوشواره با حلقه فيقوري ( يك جفت )
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : مصادره
ابعاد : ارتفاع 304-306 سانتيمتر ، پهنا 209-207 سانتيمتر
وزن : 3.8 گرم
دوره : قرن سوم قبل از اسلام
در يك طرف حلقه آن فيقور يك كبوتر وجود دارد. اين كبوتر بر روي يك پايه منشوري قرار گرفته است. انتهاي دم اين كبوتر كمي خم شده و قلاب آن را تشكيل داده است . بر سر اين فيقور يك حلقه كوچكي وجود دارد و قلاب آن به اين حلقه گير داده شده است كه اين بخش تنها در يكي از گوشواره ها حفظ شده است . اين فيقور توخالي بوده و بوسيله چکش کاری درست شده است.
شماره : 36
اسم : گوشواره حلقوی فيقوردار
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : خريداري شده
ابعاد : ارتفاع 2.7-2.3 سانتيمتر ، پهنا 3-2.6 سانتيمتر
در يك طرف حلقه آن فيقور سوزن وجود دارد و انتهاي ديگر پيچ دار بوده و رفته رفته پهن و نازك تر شده است . فيقور سر بر روي پايه حلقه وصل شده است. چشمهاي آن بزرگ بوده و شكاف برداشته ، بيني اش تخت و دهانش هم مشخص مي باشد و گيسوان آن فر مي باشد. در قسمت پشت اين فيقور يك حلقه كوچكي وجود دارد و انتهاي نازك حلقه به اين حلقه كوچك قلاب شده است. اين فيقور توخالي مي باشد .
شماره : 39
اسم : گوشواره (يك جفت)
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : اردو، اونيه، دنيز مؤكؤ
نحوه آوردن : مصادره
ابعاد : قطر 4.84 سانتيمتر
دوره : نيمه دوم قرن چهارم قبل از اسلام
اين گوشواره داراي يك توپ با نقوش برجسته و سيمكاري مي باشد و نوك حلقه آن از دو طرف به اين گلوله وصل شده است. در قسمت اتصال يكي از انتهاهاي حلقه آن به توپ يك تار طلايي پيچانده شده است.
شماره : 43
اسم : گوشواره با حلقه ای نگين دار
جنس : طلا و جام
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نيزيپ ، قاضي آنتپ
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : پهنا 1.5 سانتيمتر
وزن : 5.87 گرم
دوره : قرن دوم بعد از اسلام
اين گوشواره از يك صفحه طلايي به شكل هلال ماه بريده شده و نوك هاي آن رفته رفته نازكتر مي شود. يكي از انتهاي آن به شكل يك حلقه درآورده شده و طرف ديگر آن به اين حلقه وصل گرديده است.
بخش سوم
گوشواره ها
شماره : 42
اسم : گوشواره حلقه اي (تك)
مکان یافت : كوتاهيا
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 2.2 سانتيمتر
وزن : 1.5 گرم
دوره : قرن دوم بعد از اسلام
حلقه اين گوشواره داراي نقوش برجسته بوده و دو انتهاي آن به همديگر قفل شده است.
شماره : 43
اسم : گوشواره نگين دار (تك)
جنس : طلا و شیشه
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : ايزنيك
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 1.3 سانتيمتر ، پهنا 1.2 سانتيمتر
وزن : 5.55 گرم
دوره : قرن دوم بعد از اسلام
اين گوشواره هاي از نوع گوشواره هاي حلقه اي ساده مي باشد بر روي حلقه آن يك نگين آبي رنگ وجود دارد. دو انتهاي آن بوسيله قلاب و گره به همديگر قفل شده است.
شماره : 42
اسم : گوشواره نگين دار (يك جفت)
جنس :
طلا و سنگ
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : اسپارتا
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 1.4 سانتيمتر ، پهنا 1.5 سانتيمتر
وزن : 2.22 گرم
دوره : قرن دوم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي يك حلقه ساده بوده و بر روي آن يك نگين لاجوردي وجود دارد. دو انتهاي بوسيله قلاب و گره به همديگر وصل شده است.
شماره :
48
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : اوشاك ، كولا
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 1.5 سانتيمتر ، پهنا 1.8-1.6 سانتيمتر
وزن : 2.96 گرم
دوره : قرن دوم ـ سوم بعد از اسلام
اين گوشواره از يك سيم كلفت ساخته شده است . اين سيم دور هم تابيده شده و يك انتهاي آن رفته رفته باريك مي شود و با عبور از گره انتهاي ديگر دوباره دور خودش پيچانده شده است و بر روي حلقه آن يك ديسك بدون نقش وجود دارد.
شماره : 50
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : بوردور
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 1.5 سانتيمتر ، پهنا 1.4 سانتيمتر
وزن : 2.32 گرم
دوره : قرن دوم ـ سوم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي حلقه ديسك دار مي باشد و دو انتهاي آن توسط قلاب و گره به همديگر قفل شده است. بر روي صفحه ديسكي آن يك فرم محدب كه از خمير مخلوط گل و رزين ساخته شده قرار دارد. بعدها توي اين قالب خميري خالي شده است. اطراف اين ديسك و انتهاي محدب حلقه بوسيله سيم كاري مزين گشته است . اين سيم ها داراي سوراخهاي كوچك مي باشد.
شماره : 52
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار (يك جفت)
جنس :
طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : اوشاك ، كولا
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد :
ارتفاع 1.6 سانتيمتر ، پهنا 1.8 سانتيمتر
وزن : 1.68 گرم
دوره : قرن دوم ـ سوم از اسلام
در انتهاي حلقه آن بوسيله سيستم قلاب و گره به همديگر وصل شده است . ديسك آن به شكل شش ضلعي منتظم بوده و داراي يك فرم مخروطي شكل مي باشد . دو طرف انتهاي آن بوسيله قلاب و گيره به همديگر قفل شده است . بر روي ورقه گرد آن يك فرم محدب ساخته شده از مخلوط گل ورزين وجود دارد و روي اين فرم محدبي شكل با يك ورقه طلايي پوشانده شده است ، بعدها با سوراخ كردن پلاك پائيني داخل اين قسمت محدبي شكل خالي شده است اطراف ديسك و انتهاي محدبي شكل آن بوسيله سيم هاي سوراخ دار مزين گشته است .
بخش چهارم
گوشواره ها
شماره : 54
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار (يك جفت)
جنس : طلا
مکان یافت : قونيه
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 3.9 سانتيمتر ، پهنا 2.1 سانتيمتر
وزن :
4.98 گرم
دوره : قرن دوم ـ سوم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي حلقه ديسك دار مي باشد . يك قسمت حلقه آن تخت و قسمت ديگر آن پيچ دار مي باشد. در قسمت اتصال قلاب با گره تزئينات فنر مانند وجود دارد. اين ديسك با طرح گيسوي بافته شده احاطه شده است . بر روي قسمت مدب آن نقوش برجسته ديده مي شود. درست در وسط يك برجستگي كروي شكل وجود دارد.
شماره : 56
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار
جنس : طلا ، جام رنگين، سنگ گرنا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : نامعلوم
ابعاد : ارتفاعد 4.5 سانتيمتر ، پهنا 1.7 سانتيمتر
وزن : 5.1 گرم
دوره : قرن سوم ـ چهارم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي يك حلقه ساده و پلاك بزرگ و كوچك مي باشد بر روي پلاك بزرگ يك نگين رنگي از جنس سنگ قيمتي وجود دارد و اطراف آن بوسيله نقطه هاي برجسته احاطه شده است و بر روي پلاك كوچك سرنگين كوچك به رنگهاي سبز و قرمز و شراب قرار داده شده است اطراف اين نگين ها هم بوسيله برجستگي هاي كوچكي احاطه شده است. در اطراف پلاك هاي آن سه حلقه كوچك وجود دارد كه احتمالاً به اين حلقه ها پاندول هايي آويزان بوده است.
شماره : 57
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار
جنس : طلا و سنگ انيكس
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : اسپارتا
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 1.4تيمتر ، پهنا 1.4سانتيمتر
وزن :
1.65 گرم
دوره : قرن چهارم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي حلقه پلاكي مي باشد. اطراف پلاك سوراخ دار مي باشد و بر روي ديسك آن تنديس از جنس سنگ انیكس كه در واقع نگين آن مي باشد نقش بسته است.
شماره :
58
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار پاندولي
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : توكات
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : طول 3.8 سانتيمتر ، پهنا 1.75 سانتيمتر
وزن : 3.77 گرم
دوره : قرن دوم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي حلقه پيچ دار بوده و دو انتهاي آن بوسيله قلاب و گره به همديگر وصل شده است. در انتهاي پاندول يك كره بزرگ و در پائين اين كره برجستگي هايي وجود دارد همچنين اطراف پلاك پهن آن با سيم هاي سوراخ دار مزين گشته و در وسط آن يك دگمه وجود دارد.
شماره : 61
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار پاندولي
جنس : طلا و سنگ قيمتي گرنا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : از طريق مصادره
وزن : 3.8 گرم
دوره : قرن سوم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي يك پلاك ساده مي باشد . دو انتهاي آن به همديگر قفل شده است و بر روي حلقه آن يك پلاك كوچكي به اندازه دانه عدسي وجود دارد. پاندول آن از جنس سنگ قيمتي گرونا بوده و بوسيله يك سيم طلايي كوچكي به حلقه آويزان شده است. ظاهراً اين پاندول بعدها به حلقه وصل شده است.
شماره : 63
اسم : گوشواره حلقه اي ديسك دار پاندولي
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : نامعلوم
نحوه آوردن : از لندن خريداري شده است
ابعاد : ارتفاع 8.8 سانتيمتر ، پهنا 4.5 سانتيمتر
وزن : 35.5 گرم
دوره : قرن سوم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي يك حلقه توپر و كلفتي بوده و دو انتهاي آن رفته رفته باريك شده و بوسيله قلاب كره اي و گره به همديگر وصل شده است. بر روي پلاك دايره اي و توخالي آن دو ميخ كوچك و بر زير آن يك ميخ كوچك مونته شده است و اطراف آن بوسيله نقطه هاي برجسته و سيم كاري مزين گشته است. بخش پاندول انگوري آن بوسيله يك سيم طلايي به حلقه آويزان شده و اطراف اين قسمت بوسيله طرحهاي مثلثي شكل نقطه دار تزئين گشته است.
بخش پنجم
گوشواره ها
شماره : 64
اسم : گوشواره (تك)
جنس : طلا
مکان یافت : پاتنوس
نحوه آوردن : در حفاري 1962 به دست آمده است
ابعاد :
ارتفاع 5.6 سانتيمتر ، پهنا 1.9 سانتيمتر
وزن : 6.98 گرم
دوره : دوره اورارتو
اين گوشواره داراي يك حلقه تخت بوده و يك پاندول متغير مستطيلي شكل انگوري به آن آويزان شده است. اين حلقه بوسيله قلاب قفل شده است.
شماره : 67
اسم : گوشواره پاندول دار (يك جفت)
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است :
اوشاك ، كولا
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 3.9-3.6 سانتيمتر ، پهنا 1.7-1.6 سانتيمتر
وزن : 2.9 گرم
دوره : قرن دوم بعد از اسلام
يكي از اين پاندول به شكل لوله مخروطي بوده و داراي كناره هايي مي باشد دو طرف آونگ سوراخ دار بوده و بوسيله سيم كاري مزين گشته است. در داخل آن يك سيم طلايي وجود دارد كه در قسمت اتصال آن با حلقه پهن تر مي شود. به قسمت پائيني اين سيم يك مهره آبي رنگ آويزان شده است و انتهاي آن بصورت حلقه درآمده است. آونگ ديگر به شكل استوانه مي باشد يك كمي خرد شده است . اطراف اين استوان بوسيله نقطه هاي برجسته پوشانده شده است. در انتهاي اين هم يك مهره آبي رنگ وجود دارد.
شماره : 68
اسم : گوشواره حلقه اي پاندولي (تك)
جنس : طلا
مکان یافت : قونيه
نحوه آوردن : خريداري شده
ابعاد : ارتفاع 3.2 سانتيمتر ، پهنا 2.1 سانتيمتر
در انتهاي حلقه ساده آن بوسيله قلاب و گره به همديگر قفل شده است . نوك قلاب بوسيله حلقه دوبار پيچانده شده است يك كورس گرد با وسط باز توسط دو دستگيره به حلقه وصل شده است. سه پاندول به اين كورس وصل شده است. دو تا از پاندول به طرفين بيروني آن و ديگري در وسط آن آويزان مي باشد.
شماره : 71
اسم : گوشواره (يك جفت)
جنس : طلا
نام مكاني كه از آنجا آورده شده است : كايسوي
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 3.6 سانتيمتر ، پهنا 2.6 سانتيمتر
اين گوشواره از طلاي عيار پائين ساخته شده است و به شكل قطره مي باشد . اطراف قسمت قطره اي شكل آن بوسيله سيمكاري مزين شده و بر روي آن 4 عدد تزئين گرد وجود دارد. همچنين در اطراف آن 5 قسمت كره اي شكل آژوردار وجود دارد كه بوسيله لحم به آن وصل شده است، قلاب آن بوسيله لولا به چاررچوب كره اي شكل بالايي قفل شده است .
شماره :
72
اسم : گوشواره حلقه اي سبدي (يك جفت)
جنس : طلا
مكان يافت : اسكي ياپار
نحوه آوردن : در حفاري سال 1968 كشف شده است.
ابعاد :
ارتفاع 2 سانتيمتر ، پهنا 2 سانتيمتر
وزن : 17.97 گرم
دوره : 2000-2200 سال قبل از اسلام
اين گوشواره بوسيله لحم كردن 6 سيم طلايي به همديگر ساخته شده است. در ابتدا به شكل بيضي درآورده اند و بعد با خم كردن اين فرم ، دو سبد شكل گرفته است. بعد حلقه آن وصل شده است. قسمت جلويي گوشواره بوسيله نقطه اي برجسته افقي تزئين شده است.
شماره : 73
اسم : گوشواره سبدي (يك جفت)
جنس :
طلا
مكان يافت : اسكي ياپار
نحوه آوردن : درحفاري 1968 كشف شده است
ابعاد : ارتفاع 2.8 سانتيمتر ، پهنا 2.7 سانتيمتر
در هر كدام از جفت هاي اين گوشواره ، 4 سبد و 2 دسته وجود دارد. قسمت هاي اتصال دسته ها با بدنه بوسيله خطوط افقي ظريف مزين گشته است. در قسمت جلويي بدنه آن 2 سري پولك هاي كوچك و ظريف وجود دارد كه بر روي آنها نقطه هاي بزرگي لحم شده است و بوسيله سيم هاي طلايي نازكي ساخته شده است. در وسط اينها خطوط سوراخ دار ديده مي شود نوك هاي قلاب هاي آنها سوراخ دار مي باشد.
بخش ششم
گوشواره ها شماره : 74
اسم : گوشواره قلاب دار (تك)
جنس : طلا
مکان یافت: صندوق لو
نحوه آوردن :
از طريق خريد
ابعاد :قطر 1.5 سانتيمتر
وزن : 5.76 گرم
دوره : قرن دوم بعد از اسلام
اين گوشواره به شكل كورس بوده و بر روي آن طرحهاي برجسته گيوش وجود دارد. در وسط آن احتمالاً يك نگين بوده است. اطراف آن بوسيله سيم هاي طلايي مزين گشته است.
شماره : 75
اسم : گوشواره ديسكي قلاب دار (تك)
جنس : طلا
مکان یافت : مانيسا
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد : ارتفاع 2.5 سانتيمتر ، قطر 2 سانتيمتر
وزن : 1.1 گرم
دوره : قرن سوم بعد از اسلام
اين گوشواره داراي يك پلاك طلايي بوده و بر روي آن طرحهاي برجسته پرهاي طاووس ديده مي شود. در پشت پلاك آن يك ميله طلايي T شكل لحم شده است و نوك آن به صورت قلاب در آورده شده است. احتمالاً در وسط جلويي آن يك نگين بوده است.
شماره : 78
اسم : گوشواره ديسكي قلاب دار و پاندول دار
جنس : طلا
مكان يافت : قونيه
نحوه آوردن : از طريق خريد
ابعاد: به طول cm3/3 و عرض cm3/1
وزن: 55/6 گرم
مربوط به دوره: قرن سوم هجري
به فرمs ساخته شده است. در وسط حلقة گوشواره نگين سبز رنگي جاي گرفته است. يك نشان مربعي شكل نيز در زير اين نگين قرار دارد كه از زيرش دو آونگ آويزان است. آونگ ها به وسيلة سيم نازكي به دو منجق سياه وصل هستند.
شماره: 80
اسم: يك جفت گوشواره حلقوی آونگ دار
جنس: طلا
محل يافت: اوشاک، كولا
طريقة انتقال: به صورت خريداري شده
ابعاد: به طول cm5/3 و عرض 9 سانتي متر
وزن: 4/4 گرم
مربوط به دورة: قرن سوم هجري
در مركز حلقوي اين گوشواره كه با سيم محاط شده است يك مهرة شيشه اي سبز رنگ قرار دارد. يك ميله با استفاده از لحيم كاري به صورت افقي از سه نقطه بر حلقة گوشواره وصل شده است و سه آونگ از سه نقطة اين ميله آويزان هستند. در قسمت پايين هر آونگ نيز يك مهرة شيشه اي به شكل استوانه تعبيه شده است.
شماره: 82
اسم: يك جفت گوشوارة حلقوي آونگ دار
جنس: طلا
محل يافت: كبان، آنحين
طريقة انتقال: گروه كاوش آنحين به سال 1968
ابعاد: به طول cm8/4 و عرض cm7/1
وزن: 5/5 گرم
مربوط به دوره: قرن سوم هجري
اين گوشواره ها به شكل‹‹ S ›› و قلاب دار هستند. كناره هاي حلقة گوشواره سيم بافي شده است. سيمي به زير حلقة صاف گوشواره وصل شده است كه از پيچش دو سر آن دو حلقة حلزوني شكل به وجود آمده است. يك قطعه پهن مستطيلي شكل نيز از گوشه و وسط به صورت افقي و با استفاده از لحيم كاري به اين سيم وصل شده است. قطعه پهن مستطيلي شكل با خطوط سيم بافي موازي، زينت داده شده است. بر سه قلاب زيري نيز حلقه هاي آونگ وصل شده است. از صدف هاي به كار برده شده در نوك هر كدام از سيم هاي بلند و پيچدار تنها يكي از آنها محفوظ مانده است.
شماره: 85
اسم: يك جفت گوشوارة حلقوي آونگ دار
جنس: طلا
محل يافت: گيرسون، روستاي بيوك ايرچه
طريقة انتقال: به صورت خريداري شده
ابعاد: به طول 4/3 سانتي متر و عرض 1/1 سانتي متر
وزن: 48/7 گرم
مربوط به دوره: قرن دوم هجري
حلقه اي به شكل S به سر آونگ وصل شده است و سر ديگر حلقه كروي است. آونگ به شكل بيضي و صاف است و با يك گيرة پهن ظريف به حلقه وصل شده است.
شماره: 87
اسم:
گوشوارة حلقوي آونگ دار
جنس: طلا
محل يافت: زونگولداك، دورَك
طريقة انتقال: انتقال از خزينه
ابعاد: به طول cm6/3 و عرض cm 6/1
وزن: 74/7 گرم
مربوط به دوره: قرن دوم هجري
يك سر حلقة‹‹ S ›› شكل در داخل آونگ ثابت گوشواره قرار دارد و سر ديگر آن نيز به صورت سيم كره ای است. در محل ورود حلقه به آونگ گوشواره يك ديسك ظريف وجود دارد. سطح آونگ نيز صاف است.
شماره: 89
اسم: يك جفت گوشواره مجسمه دار و گيره اي
محل يافت: حفريات كائنوس
ابعاد: به طول cm3/3، ارتفاع cm3/3 و عرض 1 سانتي متر
وزن: 335/3 گرم
دوره: قرن دوم پيش از هجري
به سر يك گيرة سادة مجسمه اي وصل شده است. اين مجسمه توپر است و قالب ريزي شده است. بال هاي مجسمه و ريزه كاري هاي آن بعد از قالب ريزي مجسمه به آن اضافه شده است. يك دست مجسمه در بغل و به سمت بالا و دست ديگري به موازاي بدن است. مجسمه كوتاه قد و توپول است. سوراخ ناف مجسمه مشخص و موهايش موج دار است.
زيور آلات موي سر
زيور آلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيور آلات موي سر
زيور آلات طلايي و حلقه اي موي سر از عصر پيدايش برنز تا به امروز در آناتولي موجود بوده است. حلقه هاي طلايي يافت شده در كنار اسكلت هاي گورستان آلاجاهيوك نشان مي دهد كه اين آلات تزييني براي بستن و يا تزيين موها به كار برده مي شده است. اين حلقه ها كه سطح داخلي آن را سيم بافي شده مي بينيم قبل از اينكه به عنوان زينت و يا براي بستن موهاي سر به كار رود با تكنيك خاص باز و بسته مي شود.
شماره: 93
اسم: گيره مو و يا لباس به همراه سوزن
جنس: طلا
محل يافت: گور MA در آلاجاهيوك
طريقة انتقال: از طريق حفريات به سال 1936
ابعاد: به طول cm8 و عرض cm2/15
وزن: 63/50 گرم
مربوط به دوره: عصر پيدايش برنز
صفحة گيره با تكنيك Repouss خالكوبي شده است. سر سوزن گيره نيز از يك عدد كريستال كووارس و يك مهرة طلايي ساخته شده است.
شماره: 94
اسم: گيره مو و يا لباس به همراه سوزن
جنس: طلا
محل يافت: گور MA در آلاجاهيوك
طريقة انتقال: از طريق حفريات به سال 1936
ابعاد: به طول cm77 و عرض cm9/12
وزن: 49 گرم
مربوط به دورة: عصر پيدايش برنز
از طريق برش يك لوح طلايي دو دايرة متصل به هم به وجود آمده است. سطح اين گيره با استفاده از تكنيك Repouss، خالكوبي و تزيين داده شده است. كنارة زيرين گيره دندانه اي است و سوزن طلايي تك گرد دو سوراخ سطح گيره را به هم وصل مي كند.
شماره: 95
اسم: يك جفت گيرة موي سر
جنس: طلا
محل يافت: گور MA در آلاجاهيوك
طريقة انتقال: از طريق حفريات به سال 1936
ابعاد: به طول cm4/1
وزن: يكي به وزن 51/10 گرم و ديگري 79/9 گرم
مربوط به دورة عصر پيدايش برنز
با يك ورق طلايي نازك به صورت فنري قالب بندي شده است. سر گيره ها صاف و محدب است. يك سر گيره داراي سوراخ است، اين گيره توخالي است و به صورت پيچي براي بستن موها مورد استفاده قرار مي گيرد.
شماره: 96
اسم: گيرة موي سر(احتمالاً گوشواره)
محل يافت: گور MA در آلاجاهيوك
طريقة يافت:
از طريق حفريات به سال 1936
ابعاد: به طول cm1/1 و عرض cm4/1
وزن: 6/4 گرم
مربوط به دورة: دورة پيدايش برنز
از طريق پيچاندن يك نوار طلايي ساخته شده است.
شماره: 97
اسم : يك جفت زيور موي سر
جنس: نقره
محل يافت: منطقة گوللر
طريقة انتقال: به صورت خريداري شده
ابعاد: به قطر cm8/1 و ضخامت 3 ميلي متر
وزن: fr4/2- 3/2
مربوط به دورة: عصر پيدايش برنز
نوار نقره اي با دوبار پيچش يك حلقة باز را تشكيل داده است. اين حلقه از زيور آلات نمونة عصر ياد شده است.
شماره: 99
اسم: يك جفت گيرة موي سر
جنس: طلا
محل يافت: كارا اوغلان
طريقه انتقال:
نامعلوم
ابعاد: به قطر cm2/2- 4/2
وزن:
8/14 گرم
مربوط به دورة: قرن اول پيش از هجري
دو سر حلقة طلايي بر روي هم قرار گرفته اند.
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات سر و كله
حلقه اي به نام‹‹ خزما ›› كه از طلا و يا نقره ساخته شده و به بيني زده مي شود. اين حلقه از زيورآلات خاص تمدن شرق به شمار مي رود. حلقة خزمايي كه در عمليات حفاري تپه باستاني اوچ تپه از دماغ يك اسكلت كودك در كنار اسكلت يك زن يافت شده خبر از عصر آشور مي دهد.
زيورآلات گردن
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات گردن
• گردن بند
• سنجاق سينه جواهر نشان
• گردن آويز(سينه ريز)
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
هر چند كه براي همة زيورآلات گردن، كلمة گردنبند را به كار مي بريم، اما در واقع خود گردنبند تنها يك نوع از زيورآلات گردن به شمار مي رود. به طور كلي به زيورآلات گردني كه تنها از يك مهره تشكيل شده باشد، گردنبند و به زيورآلاتي كه از دو طرف گردن به هم وصل شده و به صورت يك تكه اي و چند تكه اي نيز وجود دارند سينه ريز گويند. به زيورآلات گردني كه از چند مهره تشكيل شده باشد، قلاوه و يا طوقه مي گويند. زنجيرهاي ساده اي كه از حلقه هاي متنوع به وجود مي آيند در گروه گردن بندها جاي مي گيرند. اولين نمونة گردن بندها از پوست و استخوان حيوانات دريايي و آب هاي شيرين هستند. بعدها طلا، نقره، برنز، سنگ هاي قيمتي و با ارزش و اشياي شيشه اي نيز در ساختن گردنبند مورد استفاده قرار گرفتند. گذشتگان با استفاده از سنگ هاي قيمتي فلزات لخت را تزيين مي كرده اند. علاوه بر آن با استفاده از گرد طلا اشياي قيمتي را زراندود مي كرده اند. در هر عصري به ويژه در عصر رم و هللنستيك مهره هايي كه از اشياي متنوع در اشكال گوناگون ساخته مي شده اند، با پيوند به سيم هاي طلا در زيورآلات گردن مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنين از سنگ هاي چيني و قيمتي و انواع شيشه ها در ساختن مهره هاي طلايي و نقره اي و برنزي در اشكال سه ضلعي و و استوانه اي و مخروطي و… استفاده مي شده است.
• بخش اول
• بخش دوم
• بخش سوم
بخش اول
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات گردن
گردن بند در بين مهره هاي طلايي، گردن بند مهره هاي شيشه اي به شكل منشور و استوانه در فرم هاي مختلف به روش ويژه اي چيده شده اند. مهره هاي طلايي گردنبند كه شبيه شكوفه هستند توخالي اند. مهره هاي سه ضلعي و كروي نيز نشان دار هستند و همه از پلاك هاي طلايي ساخته شده اند.
شماره: 100
اسم: منجق چيني
جنس: سنگ و دندان گوزن
محل يافت: از طريق حفريات منطقة چاتال هيوك
طريقه انتقال: از طريق حفريات به سال 1963
ابعاد: طول هر منجق cm 5/1-5/0
در اين گردن بند چهار عدد دندان گوزن و منجق هاي مستطيلي شكل كه از سنگ هاي رنگي سبز مانند و خاكستري و كاهي رنگ ساخته شده اند به كار گرفته شده است.
شماره: 102
اسم: مهره هاي گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: آلاجاهيوك
طريقه انتقال: از طريق حفريات به سال 1953
ابعاد: به طول cm3/1 و عرض cm 5/1
وزن: 5/2 گرم
مربوط به دورة: عصر پيدايش برنز
اين گردنبند از يك قطعه ورق به شكل H ساخته شده است. از پيچش چهار سر اين صفحه و وصل آن حلقة لوزي شكل، گردنبند به وجود مي آيد. مهره هاي اين گردنبند ثابت هستند.
شماره: 104
اسم: مهره هاي گردنبند(14 عدد)
جنس: طلا
محل يافت: گور MA در آلاجاهيوك
طريقه انتقال: از طريق حفريات به سال 1936
ابعاد: به طول cm5/34 (در حالت حلقه اي) و قطر مهره، cm 8/0 است.
وزن:
46/50 گرم
مربوط به دورة: عصر پيدايش برنز
اين گردنبند به شكل كورس است. سوراخي بر روي دستة گردنبند براي آويزان كردن وجود دارد. در چهار سوي اين سوراخ چهار نقطه كه گوشه هاي يك مربع را تشكيل مي دهند، وجود دارد. در ساخت اين گردنبند از تكنيك هاي برش و Repouss و خالكوبي استفاده شده است. مهره هاي اين گردنبند به صورت سه لايه اي و سوراخ دار و به اندازة دانة عدس اند. اين مهره ها در اشكال و اندازه هاي گوناگوني از يك صفحة طلايي بريده شده اند و به صورت بند بند و خميده هستند. بر روي مهره هاي سوراخ دار چهار نقطه به صورت برآمدگي وجود دارد و اندازه هاي سطح مهره هاي گردنبند، شياردار است.
شماره: 105
اسم: گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: دفينه اي در گودال اسكي ياپار
طريقه انتقال: از طريق حفريات به سال 1968
ابعاد: به طول cm31( در حالت حلقه اي) و طول مهره ها cm1/1-5/2 و عرض مهره ها cm4/1-4/0
وزن: 96/112 گرم
مربوط به دورة:
عصر پيدايش برنز
مهره هاي گردنبند كه شياردار و داراي سوراخ اند بر روي حلقة گردنبند كه سرش ديسك مانند است، چيده شده اند. اطراف ديسك نيز تزيين داده شده است. دو سر مهره ها صاف و به شكل هستة خرما هستند و كناره هايشان نيز داراي برآمدگي است.
شماره: 108
اسم: مهره هاي گردنبند
جنس: طلا و منجق
محل يافت: ياپراكلي
طريقه انتقال: خريداري شده در تاريخ 17/7/1969
ابعاد: cm5/35
وزن: 57/11 گرم
مربوط به دورة: قرن 8-7 پيش از هجري
در اين گردنبند در بين اشكال متنوع مهره ها، منجق هاي شيشه اي آبي رنگ به شكل استوانه و منشور چيده شده است. مهره هاي طلايي شكوفه مانند گردنبند توخالي اند. مهره هاي سه ضلعي و كروي نيز نشان دارند و از پلاك هاي نازك طلايي بريده شده اند.
شماره: 109
اسم: مهره هاي گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: ياپراكلي
طريقه انتقال: خريداري شده در تاريخ 7/17/1969
ابعاد مهره ها: cm1 1
وزن: 5/6 گرم
مربوط به دورة: قرن 8-7 پيش از هجري
مهره هاي اين گردنبند به شكل هستة زيتون و شياردارند و در گروه هاي سه تايي در عرض هم قرار گرفته اند. به اين جهت مهره ها از سه سوراخ به حلقة گردنبند وصل هستند. مهره ها از يك ورق طلايي بريده شده و به شكل هسته زيتون قالب بندي شده اند. در سر مهره ها حلقه هاي كوچك سيم بافي شده وجود دارد.
بخش دوم
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات گردن
گردنبند
شماره:
110
اسم: گردنبند(روش بديع)
جنس: طلا و كريزوپراز
محل يافت: شرق آناتولي
طريقه انتقال: خريداري شده
ابعاد: به طول cm32
وزن: 1/15 گرم
مربوط به دورة: اورارتو
حلقة گردنبند از پيچش دو سيم طلايي به فرم بيضي ساخته شده است. همچنين حلقه هاي كوچك شبيه چشم نيز بر روي سيم حلقه مشخص است. 6 برگ طلايي به فواصل يكسان به شش حلقة كوچك چشمي وصل شده اند. در بين هر دو برگ طلايي نيز سيم طلايي حلقه به فرم S پيچيده شده و به شكل زنجير در آمده است. زنجير نيز به صورت گيره اي باز و بسته مي شود.
شماره: 112
اسم: گردن بند
جنس: بلور(كووارس)
محل يافت: باتمان
طريقه انتقال:
خريداري
ابعاد: cm32(به صورت باز)
مربوط به دورة: عصر اورارتو
مهره هاي گردن بند كه به صورت نامنظم بريده و ساييده شده اند داراي سوراخ اند. ساخت بلوري اين كريستال از بين رفته است.
شماره طبقه: 115
اسم: گردنبند(كليپس دار)
جنس: طلا
محل يافت: توكات، داري دره
طريقه انتقال: خريداري شده در تاريخ 14/9/1967
ابعاد:
طول هر مهره 2/1 سانتي متر و عرض آنها cm 6/0 است.
وزن: 2/28 گرم
مربوط به دورة: قرن 6-5 پيش از هجري
يك اثر كاملي است. مهره هاي بادامي شكل اين گردنبند كه تعدادشان 48 عدد است، يك طرفشان صاف و طرف ديگرشان داراي فرورفتگي است. اين مهره ها از طريق قالب بندي ساخته شده اند و به وسيلة سيم نازك طلايي از پشت به هم وصل شده اند. سوراخ پشتي مهره ها از طريق قالب بندي به وجود آمده است. دو سر گردنبند در محل وصل، به صورت يك حلقه و يك گيره در آمده است.
شماره:
116
اسم: مهره هاي گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: ساراي كوي
طريقه انتقال: مصادره
ابعاد: به طول cm5/6
وزن: 48/5 گرم
مربوط به دورة: قرن 5 پيش از هجري
اين گردنبند كه از كنار هم قرار گرفتن 6 آونگ ساخته شده، يك اثر ابتكاري است. هر دو سر سيم طلايي گردنبند داراي گيره است. در يك سر سيم حلقه يك پولك صاف و دايره اي وجود دارد. سر ديگر سيم حلقه نيز به حلقة كوچكي كه به زنجير بسته شده، وصل است. در ساخت اين گردنبند حلقه هاي متنوعي به كار رفته است. همچنين از تكنيك هاي گرانولاسيون، برش و پيچش و… در ساخت اين گردنبند استفاده شده است.
شماره: 119
اسم: مهره هاي گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: يوزگات
طريقه انتقال: نامعلوم
ابعاد: به طول cm3/2 و عرض cm2/1
وزن: 1/3 گرم
مربوط به دورة: قرن 4 پيش از هجري
به شكل زنگوله و سطح خارجي اش شياردار است. دو سر حلقة بالايي اين زنگوله بر روي هم جوش خورده است. حلقه هاي بالايي نيز به صورت زنجيره اي به هم وصل و در نهايت به زنجير گردنبند وصل مي شوند.
شماره: 120
اسم: گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: يوزگات
طريقه انتقال: نامعلوم
ابعاد: طول زنجير گردنبند cm30 و قطر هر مهره cm4/0 است.
وزن:2/2 گرم
مربوط به دورة: قرن 4 پيش از هجري
حلقة گردنبند از يك ورق طلايي ساخته شده و طول اين حلقه با مهره هاي سه ضلعي تزيين داده شده است. در دو سر حلقه دو مهرة كروي شكل سوراخ دار وجود دارد. كناره هاي اين سوراخ نيز با گرانول تزيين داده شده است. مهره هاي اين حلقه نيمه كروي است. اين مهره ها ثابت و به همديگر وصل هستند و تنة اصلي گردنبند را تشكيل مي دهند. قطر اين مهره ها 4/0 سانتي متر است. مشابه اين مهره ها در قفقاز و در فرم متنوعي يافت شده است.
شماره: 127
اسم: مهرة گردنبند
جنس: طلا و گرينا
محل يافت: كارا اوغلان
طريقه انتقال: نامشخص
ابعاد: به طول cm5/3 و عرض cm5/0
وزن: 10 گرم(جمعاً)
مربوط به دورة: عصر هللنستيك
حلقة به شكل چكش و كروي شكل از وسط به سنجاق طلايي(پاندانتيف) لحيم شده است. حلقه به صورت نيم رخ و سطح پشتي آن يك لوحة صاف را تشكيل مي دهد. سطح جلويي حلقه سيم بافي شده است. به نوك پاندانتيف نيز يك سيم طلايي با سه بار پيچش وصل شده است.
بخش سوم
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات گردن
گردنبند
شماره طبقه: 32
اسم: گردنبند
جنس: طلا و شيشه
محل يافت: گيرسون، روستاي بيوك ايرچه
طريقه انتقال: حفريات گور در تاريخ 24/12/1959
ابعاد: به طول 8/38 سانتي متر
مربوط به دورة: عصر امپراتوري رم
دو سر زنجير به صورت يك حلقه و گيره براي وصل شدن است. قسمت پاييني زنجير به فواصل مشخص با 30 عدد آونگ سيمي تزيين داده شده است. محل وصل آونگ ها به زنجير به شكل قرقره است. در نوك آونگ ها نيز منجق هاي سبز رنگ قرار گرفته است.
شماره: 134
اسم: گردنبند(كليپسي) (در نوع خود منحصر به فرد)
جنس: طلا
محل يافت: كبان، آغين
طريقه انتقال: حفريات كبان آغين به سال 71-1975
ابعاد: 2/35 سانتي متر(به صورت باز)
مربوط به دورة:
عهد امپراتوري رم
حلقه هاي زنجير از يك ورق قطور بريده شده و به فرم كروي درآمده اند و هر حلقه از هشت بند تشكيل شده است.
شماره: 136
اسم: گردنبند(كليپسي) (در نوع خود منحصر به فرد)
جنس:
طلا و سارد
محل يافت: كبان و آغين
طريقه انتقال: حفريات به سال 69-1968
ابعاد: به طول cm46
وزن: 15/20 گرم
مربوط به دورة: عهد امپراتوري رم
حلقه هاي هشت وجهي اين زنجيربه فرم متنوعي هستند. بعضاً اين حلقه ها مشابه اين گردنبند با استفاده از منجق هاي سنگي قيمتي، تزيين داده مي شوند. در اين گردنبند منجق ها از جنس سارد هستند. كناره هاي منجق هاي ساردي اين گردنبند تراش داده شده و به صورت متساوي الاضلاع درآمده اند و به وسيلة سيم طلايي به زنجير گردنبند وصل شده اند. اين سنگ هاي قيمتي ريز با وصل شدن به هم يك سنگ درشت را به وجود آورده اند. يك زنگولة كوچك نيز از وسط گردنبند آويزان است.
شماره طبقه: 138
اسم: كليپس گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: ازمير
طريقه انتقال: خريداري شده 1969
ابعاد: به قطر cm7/1
وزن: 6/1 گرم
مربوط به دورة:
عهد امپراتوري رم
به شكل يك چرخ است، هشت بند دارد و اطراف چرخ سيم بافي شده است. بندهاي اين چرخ به مهرة مركزي چرخ وصل هستند. اين حلقه همراه با زنجير گردنبند مورد استفاده قرار مي گيرد. از فرم گردنبندهايي است كه در عهد امپراتوري رم مورد علاقة مردم بوده است. قطعه هاي اين چرخ با استفاده از لحيم كاري به هم وصل شده اند.
شماره: 139
اسم: گردنبند(داراي سنجاق طلايي جواهرنشان)
جنس: طلا و كارنئول
محل يافت:
چوروم
طريقه انتقال: خريداري شده در تاريخ 4/7/1969
ابعاد: به طول 39 سانتي متر
وزن: 85/15 گرم
مربوط به دورة:
قرن دوم هجري
مهره هاي استوانه اي شكل اين گردنبند به صورت منشور هستند. حلقه هاي گردنبند از طريق سيم هاي طلايي به هم وصل شده اند. دو سر زنجير گردنبند در محل وصل به صورت گيره و حلقه درآمده اند. سنجاق جواهرنشان گردنبند در چهارچوب يك حلقة طلايي محاط شده است. بر روي صفحة سنجاق جواهر نشان تصویر قيافة يك شخص موسيقي نواز نقش بسته است. حلقة سنجاق از طريق سوراخ بالايي به حلقه هاي گردنبند وصل شده است.
شماره: 140
اسم: مهره هاي گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: اوشاك، اشمه
طريقه انتقال: نامعلوم در تاريخ 11/8/1967
ابعاد: به طول 3 سانتي متر و عرض cm9/2
وزن: 83/1 گرم
مربوط به دورة: قرن دوم هجري
اين گردنبند از يك صفحة نازك طلايي و به شكل يك قلب ساخته شده است. كناره هاي گردنبند شياردار و سيم بافي شده است. و نوك پاييني قلب نازك و بلند است. يك منجق سبز رنگ هم وسط اين گردنبند قرار گرفته است. گيرة بالاي گردنبند به صورت پهن و عمودي است.
شماره: 142
اسم: مهره گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: سونگورلو، اكمكچيل
طريقه انتقال: خريداري شده در تاريخ 17/12/1969
ابعاد: به طول cm8/4 و عرض 9/1-1/1 سانتي متر
وزن: 65/2 گرم
مربوط به دورة: قرن 3-2 هجري
به شكل يك ميلة صاف و گرد است. سه گيره پهن روي سطح ميله وجود دارد. از دو سرپوشي كه دو سر اين ميله داشته، تنها يكي موجود است.
سنجاق طلايي جواهر نشان
يك مهرة طلايي است كه يك طرف آن به گيرة طلايي و يا نقره اي وصل مي شود. سنجاق طلايي جواهرنشان هم به عنوان مهره اي از گردنبند، گوشواره ها و هم به تنهايي به عنوان گيرة سينه به كار برده مي شود. سنجاق جواهرنشان در انواع مختلف از تركيب چند سنگ قيمتي و يا تنها از فلزي مثل طلا ساخته مي شود.
• بخش اول
• بخش دوم
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات گردن
سنجاق هاي طلايي جواهرنشان(PandantiFler)
شماره: 145
اسم: سنجاق مجسمه اي
جنس: طلا
محل يافت: بوغازكوي، كايالي بوغاز
طريقه يافت: حفريات
ابعاد: به طول cm8/1
وزن: 7/7 گرم
مربوط به دورة: عصر هيتيت
مجسمة يك ملكه كه روي يك پاية مستطيلي مبل مانند نشسته و در دست راستش يك ظرف بزرگ قرار دارد. داراي گوش دراز، كمر پهن و بيني بزرگ است. گوشواره هاي ملكه پهن و گرد هستند. موهاي پشت سرش بلند است. بر سرش شب كلاه دارد. تن پوش مجسمه تا روي پايش آويزان است. كفش هاي بلند و پيچدار به پا دارد. حلقه های درشتي از نخ يا زنجير نيز به پشت دارد.
شماره: 146
اسم:
سنجاق طلايي جواهر نشان(Pandantif)
جنس: طلا
محل يافت: كولتپه، گور
طريقه انتقال: حفريات
ابعاد: به طول cm3/4 و عرض cm7/2
وزن: 69/3 گرم
مربوط به دورة: مستملكة تجاري آشور
اين سنجاق با تكنيك سيم بافي و به شكل يك ديسك ساخته شده است. سنگ وسط حلقه افتاده است. كناره هاي سوراخ وسطي سيم بافي شده و به صورت موج دار تزيين داده شده است. همچنين دوبار با سيم شياردار محاط شده و داراي يك دسته پهن است.
شماره: 147
اسم: سنجاق طلايي جواهر نشان(Pandantif)
جنس: طلا
محل يافت: يوزگات
طريقه انتقال: نامعلوم
ابعاد: به طول 2 سانتي متر و عرض 4/1 سانتي متر
وزن: 4 گرم
مربوط به دورة: گرجوپرس
پلاك طلايي مستطيلي شكل با يك چهارچوب به ضخامت يكسان محاط شده است. در بخش داخلي پلاك، يك باند گرد كه از كناره ها به چهارچوب طلايي وصل است، جاي گرفته است. در بخش بالاي هلال، تصوير يك مرد كه به سمت چپ ايستاده، وجود دارد.این تصوير بر روي لوحة مستطيلي قرار دارد و از طريق برش يك ورق طلايي ساخته شده است. چشمها، چوب چوگان و چين لباسهايش با كنده كاري مشخص شده است. با اينكه از نيم رخ به تصوير كشيده شده، اما چشمش تماماً مشخص است. دست راستش از آرنج خم شده و باز است. همچنين دستش به طرف جلو دراز است. يك چيزي نیز در دست چپش قرار گرفته است. به هر دو طرف پلاك، دو دسته پهن به صورت عمود وصل شده است.
شماره: 149
اسم: سنجاق طلايي جواهرنشان
جنس: طلا
محل يافت: ميلاس
طريقه انتقال: مصادره
ابعاد: به طول 11 سانتي متر و عرض cm9/0
وزن: 55/1 گرم
اين سنجاق به شكل يك پرندة شكاري و از طريق قالب ريزي ساخته شده است. پرندة شكاري بر روي يك پارچة مستطيلي شكل قرار گرفته و نوك دمش به اين پايه لحيم شده است. چشم ها و بال ها با ترسيم مشخص شده است. پشت پرنده داراي يك حلقة درشت است.
شماره: 152
اسم: سنجاق طلايي جواهرنشان(Pandantif)
جنس: طلا
محل يافت: گديز
طريقه انتقال: نامعلوم
ابعاد: به طول cm25/2 و عرض cm85/1
وزن:
7/4 گرم
مربوط به دورة: قرن سوم پيش از هجري
به صورت يك مهرة گردنبند در قالب كراتر است. تزيينات سطح اين مهره نظم به خصوصي دارد. دستگيره هايش تيز و S مانند است. سر مهره به صورت دو لب به سطح خارجي پيچيده شده است.
شماره: 159
اسم: سنجاق طلايي جواهرنشان(Pandantif)
جنس: طلا و شيشه
محل يافت: نامعلوم
طريقه انتقال: مصادره در تاريخ 24/4/1974
ابعاد: به طول cm3/2 و عرض cm3/2
وزن: 25/2 گرم
مربوط به دورة: قرن 3-1 هجري
اين هلال كه سمبل رب النوع ماه بوده به عنوان مهرة گردنبند مورد استفاده قرار گرفته است. از يك ورق طلا، بريده شده و به شكل ماه درآمده است. هر دو سر اين هلال دو برآمدگي سه ضلعي دارد. همچنين محل وصل گيره هلال و دو سر آن داراي منجق هاي سبز شيشه اي است.
بخش دوم
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات گردن
سنجاق هاي طلايي جواهرنشان(Pandantifler)
شماره:
160
اسم: سنجاق طلايي
جنس: طلا و اونيكس
محل يافت: حومه آدانا
طريقه انتقال: خريداري شده در تاريخ 24/2/1988
ابعاد:
به طول cm6/5
وزن: 7/14 گرم مربوط به دورة: 250-220 هجري
پشت سنجاق، صفحة صاف طلايي است. كناره هاي سطح بیرونی دندانه ای است. وسط لوحه تصوير يك شاهزاده نيم تنه از نيم رخ نمايان است. گيرة لوحه به صورت دندانه اي مزين است. موهاي شاهزاده از پشت تا گردنش به صورت ريش ريش سرازير است. موهايش به سمت بالا تاب خورده است. بيني، چانه و بخش هاي بريده شده بعداً چسبانده شده است. تصوير مجسمه بين يك چهارچوب طلايي كه دورش به رنگ قهوه اي است محاط شده است.
شماره: 162
اسم: سنجاق طلايي جواهرنشان(Pandantif)
جنس: طلا و شيشه
محل يافت: كبان و آغين
طريقه انتقال: حفريات كبان آغين به سال 1968
ابعاد: به طول cm5/1 و عرض cm9/1
وزن: 46/4 گرم
مربوط به دورة: قرن 3-2 هجري
درون حلقة طلايي بيضي مانند، خال شيشه اي لاجوردي جاي گرفته است. اطرافش شياردار و سيم بافي شده است. دو گيره شياردار به زير حلقه وصل است كه داراي آونگ هستند و قسمت بالاييشان پهن است. حلقة آونگ ها از پيچش يك سيم طلايي درست شده است.
شماره: 163
اسم: سنجاق طلايي جواهرنشان
جنس: چهارچوب طلايي و يشم سياه
محل يافت: نامعلوم
طريقه انتقال: مصادره به سال 5/5/1975
ابعاد: به طول cm5/2 و عرض cm8/1
وزن: 4/2 گرم
مربوط به دورة: قرن 3-2 هجري
وسط سنجاق از يشم سياه است و محيطش را لاية نازك طلا پوشانده است. يك طرف يشم سياه كنده كاري شده و به صورت مجسمه آبراكساس (از اساطیر یونان) درآمده است. طرف ديگر يشم سياه نيز محتملاً تصوير يك مجسمه است. سنگ هاي قيمتي كه در اين كنده كاري به كار رفته براي نگين انگشتر نيز كاربرد دارند. مربوط به عهد امپراطوري رم است. مجسمة آبراكساس سر خروس و تنة انسان دارد. پاهايش نيز از اژدهاست. در يكي از دستهايش شلاق دارد. مجسمة هر دو طرف سنجاق به علت سايش بيش از حد سنگ ها اندكي تخريب شده است. گيرة سنجاق، پهن و شياردار است. از نوك حلقه يك آونگ متحرك مستطيلي شكل آويزان است.
گردن بندها(تك حلقه اي)
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات گردن
گردن بندها
به صورت حلقه به گردن وصل مي شوند. توخالي هستند و از سنگ هاي گران قيمت ساخته شده اند. اولين نمونة گردن بندها به شكل تسمه از گورهاي اور يافت شده است.
شماره: 164 Env.No: 79-475-65
اسم: گردنبند
جنس: استخوان
محل يافت: چاتال هيوك EVII
طريقه انتقال: حفريات به سال 1963
ابعاد: به طول cm4/9-1/8
وزن: 7/4 گرم
مربوط به دورة: عصر نوسنگي
آدرس كتاب مربوطه: Preliminary Report 1963 , AS XIV(1964)fig.45
شماره: 165 Env.No: 109-471-68 Esy:471-68
اسم:
گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: منطقة اسكي ياپار، قبر دو طبقه به همراه Esy.478,481,482,484,485,486,487,491,494,497
طريقه انتقال: حفريات به سال 1968
ابعاد: به قطر cm19-18
وزن: 94/121 گرم
مربوط به دورة: 2000-2200 پيش از هجري
آدرس كتاب مربوطه: Temizker,615,lev:110/1
شماره: 167 Enr.No:15122
اسم:
گردنبند
جنس: طلا
محل يافت: يوزگات
طريقة انتقال: نامعلوم
ابعاد: به قطر cm9/22
وزن: 91 گرم
مربوط به دورة: قرن چهارم پيش از هجري
آدرس كتاب مربوطه: Greifenhagen I,Lev:49
شماره: 168 Enr.No:101-1-71
اسم: گردنبند
جنس: طلا و اونيكس
محل يافت: نامعلوم
طريقة انتقال: خريداري شده از لندن به سال 1971
وزن: 6/87 گرم
مربوط به دورة: عهد امپراطوري رم
آدرس كتاب مربوطه: BMCT 2720 Lev: LVIII
زيورآلات دست و بازو
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات دست و بازو
• انگشتري ها
• دست بندها
• خلخال
• بازوبند
انگشتري ها
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات دست و بازو
انگشترهايي كه بعضاً بر انگشت پا هم زده مي شوند در انواع مختلف نيم دايره اي و مربع به صورت يك حلقة ظريف به كار مي روند. سطح بالايي انگشترها پهن است و براي نگين انگشتر، مهر و يا طرح و نقش به كار گرفته مي شود. معمولاً براي نگاه داشتن نگين در بالاي انگشتر در دهنة بالاي انگشتري شگردهاي خاصي به كار مي برند. علت سمبليك بودن انگشتري به جهت جادويي پنداشته شدن آن است. پيشينة انگشتري به اين صورت است كه در قديم سند ارجحيت و صلاحيت با دارندة انگشتري و به عنوان فاصله و سمبلي بين طبقة رعيت و حكمرانان بود. همچنين به عنوان نشانه و واسطة بين اولياي دين با خدا بود. علاوه بر اين به عنوان نشان ازدواج و همچنین امروزه به عنوان زينت نيز به كار گرفته مي شود. انگشتري هايي با نگين سنگ نيز پديدار مي شود. اولين نمونه هاي سنگي به صورت وصل سنگ عقيق در دوره هاي پيشرفت تمدن بشري بر سر انگشتري بود. همچنين علاوه بر انگشتري هاي فلزي، انگشتري هاي شيشه اي نيز مورد استفاده قرار گرفته است.
بخش اول
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
شماره: 171
اسم: انگشتري نگين دار
جنس:
طلا و گرنا
محل يافت: توگات
طريقة انتقال: نامعلوم
ابعاد: به طول cm8/3
وزن: 6/32 گرم
مربوط به دورة: بين قرن اول پيش از هجري و قرن اول هجری
سطح داخلي حلقة نازك انگشتري صاف و سطح خارجي اش محدب است. پايين حلقه يك برآمدگي دارد. حلقة انگشتري به يك سرپوش مخروطي شكل لحيم شده است. يك نگين نيز در قسمت بالاي انگشتر قرار دارد.
شماره: 172
اسم: انگشتري نگين دار
جنس: طلا و كارنئول
محل يافت: نامعلوم
طريقة انتقال: نامعلوم
ابعاد: به طول cm6/2 و عرض cm2/3
وزن: 85/18 گرم
مربوط به دورة: بين قرن اول پيش از هجري و قرن اول هجري
حلقة توخالي انگشتري گرد هست. عقيق كارنئول در برش بيضي شكل حلقه جاي گرفته است. روي عقيق تصوير مجسمة يك زن وجود دارد كه در دست چپش شاخ بركت و در دست راستش نيز عصا به همراه دارد و به جايي تكيه زده است.
شماره: 174
اسم: انگشتري نگين دار
جنس: طلا و آگات
محل يافت: گيرسون، روستاي بيوك ايرچه
طريقة انتقال: حفريات دفينه در تاريخ 24/12/1959
ابعاد:
به طول cm2/2 و عرض cm6/2
وزن: 9/6 گرم
مربوط به دورة: بين قرن اول پيش از هجري و قرن اول هجري
حلقة انگشتري توپر، سطح داخلي اش صاف و سطح خارجي اش محدب است. نگينی بیضی شکل در گودي انگشتري قرار دارد. بر روي نگين تصوير يك ملكه هست كه در دست چپ شاخة درخت خرما و در دست راستش كه به سمت جلو دراز كرده يك حلقة گل وجود دارد. اين تصوير با روش كنده كاري بر روي نگين حك شده است.
شماره: 175
اسم: انگشتري نگين دار
جنس: طلا و كارنئول
محل يافت: نامعلوم
طريقة انتقال: نامعلوم
ابعاد: به قطر cm6/2
وزن: 65/6 گرم
مربوط به دورة: بين قرن اول پيش از هجري وقرن اول هجري
سطح داخلي انگشتري صاف و سطح بيروني اش محدب است. اطراف گودي انگشتري پهن و گرد است. نگين گرد به همان فرم داخل گودي جاي گرفته است. روي نگين تصوير نيم رخ مردي كه به سمت چپ ايستاده نقش بسته است. موهايش موج دار است. نواري به سرش بسته شده و از پشت سر گره خورده است و سر باند تا به گردن كشيده شده است.
شماره: 178
اسم: انگشتري نگين دار
جنس: طلا و گرنا
محل يافت: پانتوس
طريقة انتقال: خريداري شده
ابعاد: به طول cm7/2، عرض cm5/2 و قطر داخلي cm2 است.
وزن: 58/8 گرم
مربوط به دوره: قرن دوم هجري
حلقه از طريق قالب ريزي ساخته شده و به سطح خارجي اش روكش طلايي كشيده شده است. در داخل گودي انگشتري كه به فرم بيضي است يك نگين ارغواني وجود دارد و تصوير يك قوچ بر روي آن حك شده است. حلقة انگشتري در كناره نگين داراي يك برآمدگي است.
شماره: 179
اسم: انگشتري جفت نگين دار
جنس: طلا
محل يافت: قونيه
طريقة انتقال:
خريداري شده
ابعاد:
به طول cm8/1 و عرض cm9/1
وزن: 5/4 گرم
مربوط به دورة: عهد امپراطور رم
دو حلقه جدا، از پايين به هم وصل شده و به صورت يك انگشتر درآمده است. در بين اين دو حلقه يك حلقه براي اتصال وجود دارد. در سر هر دو حلقه يك نگين آبي رنگ قرار گرفته است. كناره هاي هر دو نگين به صورت دندانه اي تزيين داده شده است.
حلقه هاي دست و بازو
دست بندها(النگوها)
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
اولين نمونه هاي دست بندها از سنگ بود. بعد از آن در كنارطلا و آب طلا، نقره و برنز و شيشه نيز در ساختن دست بندها مورد استفاده قرار گرفته اند. براي مردها دست بندهاي مجسمه اي و درشت ساخته شده است. در هزاره دوم پيش از هجري شاهد دست بندهاي برنزي و نقره اي به طرح ساده در آناتولي هستيم.
شماره: 195
اسم: دست بند جفت
جنس: طلا
محل يافت: گور MA در آلاجاهيوك
طريقة انتقال: حفريات به سال 1936
ابعاد: قطر داخلي 9/5 و 8/5 سانتي متر وزن: 17/37 گرم و 74/36 گرم
مربوط به دورة: عصر پيدايش برنز، نيمة اول هزارة سوم پيش از هجري
به طريق قالب بندي ساخته شده است. سطح داخلي النگو، صاف و سطح خارجي اش محدب و دندانه اي است. يكي از النگوها نسبت به ديگري كمي كوچك است و يك سوراخ دارد. احتمالاً اين سوراخ براي خالي كردن قالب به كار رفته است. در النگوي ديگري اين سوراخ پر شده است.
شماره: 197
اسم: النگوي شير نشان
جنس:
طلا
طريقة انتقال: حفريات
ابعاد: به قطر cm5/6-5/7 و ضخامت cm7/0
وزن: 38/49 گرم
مربوط به دورة: قرن ششم پيش از هجري
دست بند تو خالي و به دو سرش سر دو شير لحيم شده است. گوش هاي شير راست و دهانش بسته است. سبيلش با سه خط مشخص شده است، چانه اش گرد است و گردنش در محل وصل به النگو، حلقه اي است.
شماره: 198
اسم: دست بند
جنس: طلا
محل يافت: يوزگات
طريقة انتقال: نامعلوم
ابعاد: به قطر cm8/6-2/7 و ضخامت cm6/0-5/0
وزن: 76 گرم
مربوط به دورة: قرن چهارم پيش از هجري
دو سر دست بندها باز و سطحشان شياردار است. النگوها گرد و قسمت پايينشان داراي فرورفتگي است.
شماره:
199
اسم: دست بند
جنس: طلا و نقره
محل يافت: باليك اسير، سوسورلوك، ياحياكوي
طريقة انتقال: مصادره
ابعاد: به طول cm5/6 و عرض cm6 و به ضخامت cm6/0
وزن: 15/74 گرم
مربوط به دورة: قرن سوم پيش از هجري
قسمت گرد النگو از نقره ساخته شده و به دو النگو، مجسمة سر گوساله كه از جنس طلاست وصل شده است.
شماره: 201
اسم: يك جفت النگو
جنس: طلا
محل يافت:
گيرسون، بولانجاك
طريقة انتقال:
حفريات گور
ابعاد: به قطر cm5/4 و عرض cm9/0
وزن: 3/45 گرم
مربوط به دورة: قرن اول هجري
به شكل دو باند هستند و هر كدام از لولا شدن دو بند، تشكيل يافته اند. گيرة لولا با يك زنجير ظريف به بدنة النگو وصل شده است. بر روي النگوها سه رديف به صورت دندانه اي تزيين شده اند. اين النگو براي كودكان است.
خلخال
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات دست و بازو
خلخال
خلخال، حلقه اي است كه خانم ها به مچ پاهايشان مي بندند. در ايران باستان در بين قرون 20-7 پيش از هجري از اين دست زينت ها ديده شده است. اين قبيل بيشتر در جنوب شرقي آناتولي ديده مي شوند. خلخال ها بيشتر از جنس مرمر، چوب، پوست و بعضاً از جنس فلزات هستند و جهت ایجاد ايجاد صدا در هنگام راه رفتن بیشتر به همراه زنگوله و یا پولک به كار مي روند. اولين نمونه هاي خلخال ها مربوط به اسكلت هاي يافت شده در گورهاست كه به صورت پهن و از جنس فلزات هستند.
بازوبند
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زينت آلات دست و بازو
بازوبندها بيشتر از فلزات ساخته شده و به بالاي آرنج بسته مي شوند. در عصر آشور بيشتر مردها و پادشاهان و همچنين در عهد امپراطوري رم خانم ها نيز از اين دست زيورآلات استفاده مي كردند. در دفينة اكسوس كه مربوط به قرن 5-4 پيش از هجري است از اين دست زينت آلات پيدا شده است.
زيورآلات لباس
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات لباس • آپليك(Aplik)
• سنجاق سينه(Bros)
• دگمه و سوزن
آپليك ها
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات لباس
آپليك ها
زيورآلاتي هستند كه به صورت سنجاق به لباس و يا هر چيزي زده مي شوند. تقريباً در همة دوره از اين زيورآلات موجود بوده است.
شماره:
202
اسم: آپليك، رورِت
جنس: طلا
محل يافت: گرديون
طريقة انتقال:
مصادره
ابعاد:
به قطر cm5/2
وزن: 38/1
مربوط به دورة: قرن 7-6 پيش از هجري
از يك پلاك طلا با تكنيك Repouss ساخته شده است. چهار سوراخ از پشت دارد كه جهت دوخته شدن به لباس به كار مي رود. هشت برگ از طریق برجسته كاري بر سطح حلقه ايجاد شده است.
شماره: 203
اسم: آپليك
جنس: طلا
محل يافت: ساراي كوي
طريقة انتقال: مصادره
ابعاد: به طول cm8/3 و عرض cm9/2
وزن: 24/3 گرم
مربوط به دورة: قرن ششم پيش از هجري
از يك ورق طلايي با تكنيك Repouss ساخته شده است. يك مجسمه داخلي چهاچوب طلايي جاي گرفته است. پاي چپ جلويي مجسمه به سمت بالا قرار گرفته است. بالاي چهارچوب طلايي دوبرآمدگي به شكل برج قلعه وجود دارد. در گوشه هاي پشتي و پشت برج ها نيز حلقه هايي وجود دارد.
شماره: 204
اسم: آپليك
جنس: طلا
محل يافت: كوتاهيا
طريقة انتقال: خريداري شده در تاريخ 10/6/1969
ابعاد: ماكسيمم قطر، cm9/1 است.
وزن: 37/0 گرم
مربوط به دورة: قرن 2-1 پيش از هجري
وسط لوحة نازك طلايي كه به شكل ديسك است،سر مدوزا(ازاسطوره هاي يونان) با استفاده از چكش كاري نقش بسته است. سر مجسمه اندكي مايل به سمت چپ و اطرافش نقطه هاي برجسته وجود دارد. مارهاي بيرون آمده از بين موهاي موج دار مجسمه تا به گردنش آويزان هستند. سرهاي دو مار به سمت هم ايستاده است. اين گونه اشكال و تصاویر كه از دوره هللنستيك خبر مي دهند در زيورآلات عصر هللنستيك و همچنين عهد امپراطوري رم ديده مي شوند.
شماره: 205
اسم: پلاك آپليك
جنس: طلا
محل يافت: سارای كوي
طريقة انتقال: مصادره
ابعاد: به طول cm5/13 و عرض cm3/3
وزن: 20/6 گرم
مربوط به دورة: قرن اول هجري
اين پلاك طلايي كه به شكل مستطيل است در هر دو گوشة بالايي چهار سوراخ دارد. دور پلاك را چهارچوب طلايي دندانه اي قرار گرفته و تصوير يك مجسمه به طور نشسته و چهار مجسمه ديگر كه ايستاده اند طرح پلاك است. در طرف چپ تصوير، يك گل داراي سه برگ، نقش بسته است. در يك طرف گل، يك علم و در طرف ديگرش عقاب (لژيون) جاي گرفته است. در طرف مقابل اين تصويرها، يعني سمت راست، سه سپر زرهي كنار هم به رديف قرار گرفته است. سپر آخري از دور شبيه يك كمان زيباست. در كنار سپرها مرد زرهي را از نيم رخ مي بينيم كه سرشان باز و صورتشان بي ريش است و مقابل هم ايستاده اند. در دست راست مرد زرهي بلند قامت، يك عقاب لژيون و در دست چپ مرد ديگري يك عصا وجود دارد. اشياي يكی از دستهايش را به زمين تكيه داده و اشياي دست ديگري را در بغل نگه داشته اند.
همچنين تصوير يك زن نيز در تصوير مشخص است. دست راستش را از آرنج خم كرده و به يك ستون تكيه داده است. لباسهايش تا زانوهايش را پوشانده و بقيه قسمت ها عریان است. در دست راستش كه به ستون تكيه زده يك شاخه درخت خرما ديده مي شود. فرم موها و نداشتن ريش در تصاوير اين پلاك، خبر از آن مي دهد كه اين پلاك مربوط به قرن اول پيش از هجري است.
سنجاق سينه(Bros)
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات لباس
سنجاق سينه(Bros)
سنجاقهایی هستند که به عنوان زينت به لباس زده مي شوند. اين سنجاق ها در انواع متنوعي به شكل مدور، بيضي، مربع و مستطيل وجود دارند و از فلز و يا بعضاً از تركيب فلز و سنگ ساخته مي شوند. اين سنجاق ها در طرح هاي مختلف هندسي و گياهي تزيين داده مي شوند. علاوه بر آن از طرح هاي انسان و حيوان نيز استفاده مي شود.
شماره: 206
اسم: سنجاق سينه(Bros)
جنس: طلا
محل يافت: ياپراكلي
طريقة انتقال: خريداري شده
ابعاد: به قطر cm25/3 و ضخامت cm6/0
وزن: 120/6 گرم
مربوط به دورة: قرن چهارم پيش از هجري
اين سنجاق كه گرد و پهن است، كناره هايي بند بند دارد. همچنين كناره هاي اين سنجاق سيم بافي شده است. از طرح هاي گل و گياه در تزيين اين سنجاق استفاده شده است. وسط اين سنجاق گنبدي شكل و با طرحهاي هندسي تزيين داده شده است. يك گيرة پهن به پشت اين سنجاق وصل شده است. اين سنجاق در كنار اين كه به عنوان زينت سينه به كار گرفته شده، در قرن سوم پيش از هجري به همين طرح به عنوان گوشواره يا جزئي از آن مورد استفاده قرار گرفته است.
شماره: 207
اسم: سنجاق سينه(Bros)
جنس: طلا
محل يافت: نيزيپ
طريقة انتقال: خريداري شده در تاريخ 9/12/1969
ابعاد:
به طول cm4/4 و عرض cm4/2
وزن: 37/3 گرم
مربوط به دورة: هللنستيك
هر دو سر يك پلاك طلا به شكل دو گوش و خود پلاك به صورت كمان درآمده است. هر دو گوش اين سنجاق داراي يك چشم است. كناره هاي اين چشم ها و همچنين خود سنجاق به صورت شياردار سيم بافي شده است. اين پلاك با يك طرح شبيه گره مو از وسط نصف شده است. در يك طرف سنجاق، بين دو گوش يك برگ گل پيچك وجود دارد. اين سنجاق در پشت، فاقد گیره است
شماره: 208
اسم:
سنجاق سينه
جنس: طلا و ساردونيكس
محل يافت: توكات، داري دره
طريقة انتقال:
خريداري شده
ابعاد: به قطر cm7/3
وزن: 12 گرم
مربوط به دورة: عهد امپراطوري رم
اين سنجاق به صورت گرد است. تصوير كامئو(ازاساطير يونان) بر روي آن نقش بسته است. سه حلقه به صورت سيم بافي حول اين تصوير وجود دارد. بر روي نزديكترين حلقة سيم بافي شده به تصوير، چهار نقطة برجستة طلايي نقش بسته است. طرح هاي نامشخص از تزيينات در بين چهارچوبهاي سيم بافي شده وجود دارد. احتمالاً چهارچوب مجسمه كامئو بعداً وصل شده است. سطح پشتي سنجاق، صاف و داراي دو حلقه كه از طريق لحيم كاري وصل شده است. مجسمه كامئو نيم رخ و به سمت راست است.
شماره: 209
اسم: سنجاق سينه
جنس: طلا
محل يافت: سييرت
طريقة انتقال: نامعلوم
ابعاد: به قطر cm1/2 و طول cm9/3
وزن: 4/3 گرم
مربوط به دورة: قرن 3-2 هجري
از يك ورق طلايي ضخيم ساخته شده و به شكل يك كلاه درآمده است. بخش وسطي كلاه برجسته و دايره اي است. دو طرف اين دايره سوراخ است. از سه حلقة زيرين اين كلاه سه زنجير كوتاه آويزان و به هر كدام يك آونگ شبيه شكوفه وصل شده است.
دگمه و سوزن
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات لباس
دگمه و سوزن
در تمامي دوره ها سوزن هايي كه به عنوان زيورآلات ساخته شده اند در ابتدا از جنس استخوان و بعدها برنزی بوده اند. سوزن هاي از جنس استخوان در آناتولي رواج بسيار داشته است. بعدها به سوزن هاي ساخته شده از برنز، مس، نقره و طلا برخورد مي كنيم. سوزن با تكنيك هاي مختلفي از قبيل قالب ريزي چكش كاري و يا تاب دادن فلزات ساخته مي شده است. در حفريات ترويا يك سورن قالب ريزي شده پيدا شده است. سوزن هاي توخالي كه سرشان قالب ريزي شده باشند نيز وجود دارد. علاوه بر اين سوزن برنزي زراندود شده نيز در حفريات گور كولتپه پيدا شده است. سوزن هايي كه به اين طريق استفاده شده اند در اشكال مختلفي از قبيل حلقه اي، گيره اي ته گرد با طرح گل و گياه، ديده شده اند. بعضاً سر سوزن ها با سنگ هاي قيمتي و يا منجق ها زينت داده شده است. بعضي از سوزن ها در قسمت نوك داراي سوراخ هستند كه با زنجير و يا سيم بسته مي شوند. بيشتر سوزن هاي يافت شده از گورها بوده است. سوزن هايي كه از گورها به دست آمده اكثراً در قسمت سر و سينه اسكلت بوده اند. البته اين سوزن ها براي تزيين مو و لباس كاربرد داشته اند. سوزن هاي ظريف بيشتر براي موها و سوزن هاي بزرگ براي زينت لباس به كار رفته اند. علاوه بر اين سوزن ها به همراه دعاي چشم زخم و يا نذورات در معابد به كار رفته اند.
• بخش اول
• بخش دوم
بخش اول
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات لباس
دگمه و سوزن
شماره: 211
اسم: دگمه(40 عدد)
جنس: طلا
محل يافت: گور آلتين تپه
طريقة انتقال: حفريات
ابعاد:
به طول cm5/0 و قطر cm2
وزن: هر دگمه به وزن 87/3-97/2 گرم
مربوط به دورة: عهد اوراتو، قرن 8-7 پيش از هجري
چهل عدد دگمه هم اندازه و هم شكل كه سطح همگي شان دندانه اي و خال دار است، يك دايرة برجسته دور دگمه ها را فرا گرفته است. قسمت پاييني دكمه داراي يك حلقه براي دوختن لباس است. اين دگمه ها از گور یک زن پیدا شده است
شماره: 212
اسم: دگمه
جنس: طلا
محل يافت: گورديون
طريقة انتقال: حفريات
ابعاد: به طول cm3/1 و عرض cm9/2
وزن: 15/5 گرم
مربوط به دورة: قرن 7-6 پيش از هجري
يكي از دگمه ها داراي 12 برگ و ديگري داراي 8 برگ است. پشت دگمه ها جهت وصل شدن به پيراهن داراي برجستگي است.
شماره: 213
اسم: سوزن
جنس: برنز، طلا و كارنئول
محل يافت: گور K در آلاجاهيوك
بخش دوم
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
زيورآلات لباس
دگمه و لباس
شماره: 223
اسم:
فيبولا
محل يافت: گورديون
طريقة انتقال: حفريات به سال 1961
ابعاد: به طول cm4/3 و عرض cm3/4
مربوط به دورة: عهد فريگ
به شكل كمان است، سطح سوزن گيره با دو مثلث خطي تزيين داده شده است.
شماره: 224
اسم: سوزن شير نشان
جنس: طلا
محل يافت: نامعلوم
طريقة انتقال: مصادره به سال 1959
ابعاد: به طول cm5/6
وزن: 5/8 گرم
مربوط به دورة: قرن چهارم پيش از هجري
نوك سوزن داراي سر يك شير است كه از يك ورق طلايي نازك ساخته شده است. دهان شير باز و زبان تيزش بيرون است. قسمت بالاي سوزن كه توخالي است، سيم بافي شده است. 6 عدد سيم طلايي از سر سوزن تا نوكش كشيده شده است.
شماره: 226
اسم: سر سوزن
جنس: طلا
محل يافت: گيرسون، روستاي بيوك ايرچه
طريقة انتقال: حفريات گور
ابعاد: به قطر cm1/3 و ضخامت cm9/1
وزن: 050/10 گرم
مربوط به دورة: قرن دوم هجري
از يك ورق نازك طلا ساخته شده و توخالي است. احتمالاً سر يك سوزن گيره بوده است. پشت اين گيره داراي سوراخ است. حلقه وسطي شياردار و با سيم نازك طلا محاط شده است.
شماره: 228
اسم: سوزن
جنس: طلا(عيار پايين)
محل يافت: کایسری
طريقة انتقال: خريداري شده
ابعاد: به طول cm4/6 و عرض cm1/1
وزن: 1/2 گرم
مربوط به دورة: عهد بيزانس
سر سوزن داراي چهار خال است كه به صورت منظم به شكل صليب چيده شده اند. سطح خال ها با استفاده از سيم بافي با طرح برگ تزيين داده شده است. وسط خال ها نيز يك حلقة گرد قرار دارد.
باندهاي مردگان
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
• باندهاي چشم و دهان
• سوراخ گير و تعويذ
باندهاي چشم و دهان
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
باندهاي مردگان
باندهاي چشم و دهان
باندهايي كه به دلیل باورهاي ديني مردم آن زمان به همراه مردگان بوده اند به صورت تكي و يا جفت از گورها پيدا مي شوند. تقريباً در تمامي اين باندها سوراخ و يا حلقه اي وجود دارد. در برخي از اين باندها سوراخی با نظم خاص ايجاد شده است. اما در بيشترشان دقت لازم براي ايجاد سوراخ به كار برده نشده است. در فرم ها و اندازه هاي مختلفي هستند. اكثراً به صورت بيضي و نوكشان گرد و يا صاف است. در كنار باندهاي سالم يافت شده، باندهاي تكه تكه شده پيدا شده است. اين باندها از آنجايي كه در قسمت سر اسكلت مردگان پيدا مي شوند چنين به نظر مي رسد كه براي چشم و گوش به كار رفته اند. اما تفكيك اينكه كدام يك از باندها براي چشم و كدام براي گوش بوده اند، غير ممكن است. اما چون در بعضي از باندها شكل و رد لب ديده مي شود، تشخيص اينكه براي دهان بوده است كار را آسان مي كند. به غير از يكي از باندهايي كه به صورت تكي در كاتالوگ هستند بقيه احتمالاً براي دهان به كار برده شده اند. طول پنج تا از آنها 15 سانتي متر و بقيه از 10 سانتي متر كمترند. تفكيك علت فرق بين اندازة اين باندها دشوار است. عموماً باندهاي مربوط به هزارة 3-2 پيش از هجري بدون زينت و در كنار آن باندهاي مربوط به دست و پا يافت شده اند. از قرن هشتم پيش از هجري به بعد شاهد باندهايي با نقش و نگار حيوانات و گياهان، طرح هاي هندسي و سكه هستيم.
شماره: 231
اسم: بانو چشم
جنس:
طلا
محل يافت: گور LB در كولتپه
طريقة انتقال: حفريات
ابعاد:
به قطر cm4/4
وزن: 05/2 گرم
مربوط به دورة: اوايل هزارة دوم پيش از هجري
به صورت كروي نامنظم است. ورق طلايي براي بستن چشم به كار رفته است. در گور كولتپه ورق هايي از جنس طلا، نقره و برنز به صورت تكي يا جفت بسيار پيدا شده است. ورق هاي بزرگ بر روي سينه یافت شده اند.
شماره: 232
اسم: باند چشم، دهان
جنس: نقره
محل يافت: آكسكي
طريقة انتقال: خريداري شده در تاريخ 2/11/1971
ابعاد:
به طول cm9 و عرض cm4/4
وزن: 8/1 گرم
مربوط به دورة: قرن 5-4 پيش از هجري
كناره هاي اين باند خراب شده است. از يك ورق نقره اي به صورت بيضي درآمده و كناره هايش به صورت زيگزاگي تزيين داده شده است.در وسط باند شاهد طرح 6 خوشة انگور هستيم.
شماره: 233
اسم: سينه بند
جنس: طلا
محل يافت: نامعلوم
طريقة انتقال: نامعلوم
ابعاد: به طول cm6/13 و عرض cm7/5
وزن: 92/6 گرم
مربوط به دورة: قرن 5-4 پيش از هجري
به شكل بيضي و از پيچش دو سر تيزش دو حلقه ايجاد شده است. كناره هاي اين ورق طلايي به صورت دندانه اي برجسته شده است. سطح ورق با برگ درخت خرما پوشيده شده است. روزنه و خط برگ ها كاملاً واضح است. در قسمت پايين برگ وسطي يك نشان زينتي متنوع نقش بسته است. مشابه تزيينات سطح اين سينه بند در سينه بندهاي گورهاي قبرس نيز ديده شده است.
شماره: 234
اسم: باند چشم و دهان
جنس: طلا
محل يافت: روستاي آکچاكوي
طريقة انتقال: نامعلوم در تاريخ 3/5/1944
ابعاد: به طول cm14 و عرض cm7/4
وزن: 63/3 گرم
مربوط به دورة: عهد امپراطوري رم
از يك ورق نازك طلايي ساخته شده و به فرم متوازي الاضلاع است. دو سر سوراخ دار ورق به حالت گرد درآمده است. سوراخ ها از قسمت جلو ايجاد شده اند. كناره هاي باند تزيين داده شده است. در وسط صفحه طرح دو برگ لوتوس مقابل هم نقش بسته و يك رديف از برگ ها نيز از وسط كشيده شده است. طرح سطح ورق از پشت و با رسم خط ايجاد شده است.
شماره: 237
اسم: باند دهان
جنس: طلا
محل يافت: سانديكلي
طريقة انتقال: خريداري شده
ابعاد: به طول cm9/15 و عرض cm1/4
وزن: 1/4 گرم
مربوط به دورة: عهد امپراطوری رم
وسط باند پهن و كناره ها نازك و نوكشان گرد است. كناره هاي ورق به صورت دندانه اي محاط شده است. دو سر ورق داراي سوراخ است. طرح سكه و يا مهر به وسط ورق نقش بسته است. اين طرح ها به مرور زمان پاك شده و ناواضح شده اند.
شماره طبقه: 238
اسم: باند چشم ـ دهان
جنس: طلا
محل يافت: ماراش، كوردون
طريقة انتقال: خريداري شده
ابعاد: به طول cm7/5 و عرض cm9/2
وزن:
3/2 گرم
مربوط به دورة: عهد امپراطوري رم
از يك ورق طلايي ضخيم ساخته شده و به شكل متوازي الاضلاع درآمده است. در سطح داخلي اين صفحه دو خط عمودي از گوشه ها رسم شده است. دو گوشة سوراخ دار به حالت گرد و سوراخ ها به شكل V درآمده اند.
شماره: 242
اسم: باند(جفت)
جنس: طلا
محل يافت: اسپارتا
طريقة انتقال: خريداري شده
ابعاد: به طول cm4/6 و عرض cm3-5/2
وزن: 82/2 گرم
مربوط به دورة: عهد امپراطوري رم
از يك ورق طلايي به فرم مستطيل بريده شده است. خطوط موازاي از سطح ورق شروع شده و در راستاي هم هر دو سطح ورق را در برگرفته اند. سوراخ هاي ورق نزديك به كناره ها واز سطح بيروني ورق ایجاد شده اند
سوراخ گيرها و تعويذها
زيورآلات باستاني كه در موزة تمدن آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
باندهاي مردگان
سوراخ گيرها و تعويذها
در كنار باندهاي چشم و دهان سوراخ گيرها براي پوشاندن گوش مردگان، به دلايلي نظير باورهاي ديني مردم و يا براي جلوگيري از نفوذ حشرات به بدن مردگان مورد استفاده قرار گرفته اند. سوراخ گيرهايي ار جنس طلا و يا زراندود شده كه متعلق به هزارة سوم پيش از هجري بوده اند در آناتولي يافت شده اند.
شماره: 243
اسم: سوراخ گير گوش
جنس: طلا
محل يافت: المالي، سمايوك كاراتاش
طريقة انتقال: حفريات
ابعاد: به طول cm2/2 و عرض cm9/0
وزن: 7/1 گرم
مربوط به دورة: عصر پيدايش برنز
بدنه اين سوراخ گیر ها مخروطي شكل و قسمت بالاييشان اندكي مايل به بيرون است. از طريق قالب بندي درست شده و سطح خارجي شان با خطوط موازي طرح ريزي شده است.
شماره: 244
اسم: تعويذ
جنس: طلا
محل يافت: گور lb كولتپه
طريقة انتقال: حفريات
ابعاد: به طول cm2/2 و عرض cm8/1
وزن: 2/1 گرم
مربوط به دورة: اوايل هزارة دوم پيش از هجري
از لولاندن يك ورق طلايي به وجود آمده است. كناره هاي سوراخ در اين ورق با سيم طلايي به هم دوخته شده است. شيء داخل اين تعويذ حفظ نشده است.
آيينه ها
زيورآلات باستاني كه در موزة آناتولي به نمايش گذاشته شده است.
كلمه زيور هميشه تجلي بخش بسياري از اشياي زينتي ديگر بوده است. اندكي تأمل در نحوه پسند و مورد پسند قرار دادن زيورآلات و همچنين تأمل در مورد ارزش و قيمت فلزات و سنگ هاي گرانبها، اهميت جعبة جواهرات، ميز تزيينات و آيينه ها را بيش از پيش براي ما روشن می کند. به همين منظور علي رغم اينكه آيينه ها خودشان در يك گروه جداگانه اي از زيورآلات قرار دارند، در شروع اين كاتالوگ به عنوان جزئي از يك كل، از آيينه ها مثال مي آوريم.
فلز قلع اندود شدة آينة دايره اي به ضخامت cm2/0 كه محتوي گرد سرب و برنز است، سالم مانده است. وسط آيينه كاملاً روشن و واضح است اما كناره هايش كمي پريدگي دارد. چهارچوب آيينه حفظ نشده است. پشت آيينه به ضخامت 9/0 ميلي متر زراندود شده است. روي صفحة زراندود شده، مجسمه اروس(از اساطير يونان) نقش بسته است. از آنجائي كه صفحة آيينه نازك است اندكي خميدگي و خوردگي در آيينه به وجود آمده است. مجسمه به صورت لخت و عضلات سينه و شكم كاملاً واضح است. موهايش از وسط جدا شده و تا پشت گوش به صورت موج دار ريخته شده است. سرش اندكي مايل به راست و نگاهش به سمت پايين است. صورتش به فرم بيضي و گونه هايش پر است. داراي لبان گوشتي، بيني پهن وچشمان درشت است. مردمك چشمانش واضح است. مجسمه از پشت شنلي بر تن دارد كه تقريباً تمام صفحه را پوشانده است. اين شنل از بالا به گردن مجسمه بسته شده است. مجسمه اروس در برخي از نمونه هايش داراي لباس است. در بعضي از آنها تن اروس با شنل پوشانده شده است.
عموماً مجسمه اروس در همة نمونه هايش با بال هاي باز به تصوير كشيده شده است.آيينة حاضر تنها نمونه اي است كه در آن شنل اروس به همراه بال هايش در فضا باز شده است و ويادآور ترانه شاعر معروف كيوس(Khios) و ساپهو(Sappho) است.
موزة گورديون ـ آنكارا
ادارة كل موزه ها و ميراث فرهنگي
موزة گورديون
اين موزه در سال 1963 در روستايي با جمعيت 500 نفر گشايش يافت. روستاي مذكور امروزه به ياسسي هيوگ(تپة باستاني وسيع) معروف است. در اين موزه آثار تاريخي به نمايش گذاشته شده و هر عصري با كاراكترهايش تمثيل شده است. در سه تا از ويترين ها آثار مربوط به عصر پيدايش برنز و در كنارشان آثار مربوط به عهد فريگ و كرال ميداس در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفته اند. در ميان آثار ياد شده، ظروف سفالي دست ساز مربوط به عصر پيدايش آهن، ابزار آلات آهني و همچنين آثاري ازنساجي به چشم مي خورد. در دور نمايي از سالن جديد، آثار تخريب شدة مربوط به 700 سال پيش از ميلاد جاي دارند. در بقية قسمت هاي اين سالن آثار وارداتي سراميك در فاصلة قرون 6 پيش از ميلاد و 4 ميلادي از يونان و ابزارآلات مربوط به عهد هللنستيك و امپراطوري رم به چشم مي خورند. در قسمت پاياني سالن نيز جايي براي سكه ها و مهرهايي كه از گورديون به دست آورده اند، وجود دارد.
روند توسعة موزه
در سال هاي اخير با افزايش چشمگير شمار بازديدكنندگان، تلفيق و سازمان دهي در سيستم اين موزه در دستور كار قرار گرفت و بر اين اساس، يك ساختماني با زيربناي 180 متر مربع براي نمايش، سالن نمايش قطعات با زيربناي 150 متر مربع و فضاي باز به محيط 5000 متر مربع نمونه اي از اقدامات انجام شده در اين زمينه شد.
در فضاي باز ايجاد شده كاشت درخت هاي خوشبو نظير سروكوهي، شمشاد و سور و انتقال موزائيك عهد رم و گور گالات از اقدامات ديگر انجام شده است.
مقبره هاي فريگ(Frig)
اطراف گوردين در يك فضاي وسيع با مقبره هايي كه مربوط به قرون هشتم پيش از ميلاد و ششم ميلادي هستند پوشيده شده است. اين مقبره ها مربوط به نژادهاي فريگ(Frig) و نسل هاي بعد آن است. در بين اين مقبره ها، يك مقبره با قطر 300 متر و ارتفاع 55 متر با عنوان مقبره ميداس از يك منظرة بسيار زيبايي برخوردار است. عمليات حفر مقبره ميداس در سال 1957 انجام و در اوايل سال 1960 با شاهكار مهندسين تركيه براي بازديد عموم حاضر شد.
موزائيك كاياباشي
در سال 1989 در روستاي كاياباشي از توابع شهرستان پولادلي توسط يكي از روستاييان، موزائيك مربوط به عهد امپراطوري رم(قرن سوم ميلادي) مشاهده شده و به موزة تمدن آناتولي اطلاع داده شد. از طرف مسئولان موزه عمليات حفر، همان سال انجام يافت. به علت تنگ بودن محل، حمل موزائيك امكان پذير نبود. تا اينكه در سال 1999 در يك عمليات موفقيت آميز، موزائيك در محوطة تازه تأسيس گورديون به يك مكان نيمه پوشيده انتقال يافت. در وسط موزائيك كه به مساحت m70/7 60/6 هست، طرح هايي از حيوانات وجود دارد. همچنين اطراف اين طرح ها با نقش هاي هندسي تزيين شده است.
قبرگالات‹‹ مقبرة O››
اين قبر كه در سال 1954 به دنبال حفر غير قانوني يافت شده بود، بعدها از سوي گروه حفريات گورديون به عنوان مقبره‹‹ O ›› نامگذاري شد. اما در طول گذشت نيم قرن دست انسان و طبيعت باعث خرابي آن شد و پس از آن با مداخلة وزارت فرهنگ، اين بقعه از نيست شدن نجات يافت.
به دنبال آن سنگ هاي اين بقعه از سوي كارشناسان موزه عنوان گذاري شده و به محوطه تازه تأسيس گورديون انتقال يافت. در آينده اي نزديك اين قبر پس از بازسازي در معرض ديد علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
منطقة باستاني گورديون
اين منطقه در فاصله نزديك دو رودخانه ساكاريا و پورسوك و در 18 كيلومتري شمال غربي پولادلي قرار دارد(در 90 كيلومتر آنكارا)
يافته هاي گروههاي عملياتي آلمان و آمريكا حاكي از آن است كه تاريخ اين منطقه مربوط به 3000 سال قبل از ميلاد است. علي رغم اينكه گورديون در قرن هفتم پيش از ميلاد توسط كمميرها تخريب شد، بهترين دوران خود رادر سالهای 700-750 پيش از ميلاد تجربه كرده است. بسياري از آثار به دست آمده و مقبره ها گواه اشغال اين منطقه در اواخر قرن ششم هستند. گورديون تا زمان آزاد سازي توسط اسكندر بزرگ، تحت ادارة پرس ها(Pers) بود. گره معروفي كه توسط پادشاه گورديوس زده شده بود، توسط اسكندر بزرگ در زمستان سال 333 پيش از ميلاد، گسسته شد.
عهد هللنستيك پس از فتح گورديون توسط اسكندر(300-100 پيش از ميلاد) شروع شده و بعد از آن عصر سلجوقيان(قرن 13-11 ميلادي) ادامه يافته است. همة اين اتفاقات گورديون، در يك برهة زماني 4000 ساله رخ داده است.
موزة گورديون
1- سالن نمايش
2- سالن تازه تأسيس نمايش
3- موزائيك فريگ
4- دفتر اداره
5- توالت
6- انبار
7- لابراتوار
8- موزائيك عهد امپراطوري رم
9- گورگالات
10- اقامتگاه
11- اقامتگاه
روستاي ياسسي هيوك و پولادلي
تلفن: 6382188(0312)
به غير از روز يكشنبه، همه روزه از ساعت 30/12-30/8 الي 30/17-30/13 در معرض ديد عموم علاقه مندان است.
آنكارا ـ موزة جمهوريت فرهنگسراي آتاتورك
ادارة كل موزه ها و ميراث فرهنگي
آنكارا ـ موزة جمهوريت فرهنگسراي آتاتورك اين موزه در 28 دسامبر سال 1987 گشايش يافت. در بخش ورودي ساختمان بر روي ديوار موزه، سخنراني هاي آتاتورك در مورد آزادي، استقلال، جواني و همچنين در مورد هنر به صورت برجسته حك شده است. اين نوشته ها به صورت قطعه قطعه به همراه موزيك و صدا به نمايش در مي آيند. اين نمايش به چهار زبان تركي، انگليسي، آلماني و فرانسه حاضر شده است و به مدت 15 دقيقه به اكران درمي آيد. در قسمت پايين ورودي ساختمان نيز، جنگ رهايي بخشي، انقلاب ها و تمدن تركيه به شكل رسم، نوشته، موكت و اسلايد توضيح داده مي شود . اين طبقه همچنين مهاجرت ترك ها از آسياي ميانه و جنگ رهايي بخش آنها در آناتولي و به دنبال آن تشكيل دولت توسط آنان و انقلاب هاي آتاتورك در مدت 25 دقيقه به اكران درمي آيد.
آنكارا ـ موزة اداري شرح نژادها
آدرس: بلوار طلعت پاشا
تلفن: 3113007(0312)
به غير از يكشنبه ها، در تابستان، هر روز از ساعت 30/17-30/13 الي 30/12-30/8 و در زمستان هر روز از ساعت 00/17-00/13 الي 30/12-30/8 در خدمت عموم بازدیدکنندگان است
• تاريخچه
• هنرچوبي
• هنر خطاطي
• هنرهاي دستي
• مراسم ازدواج در آناتولي
• فرهنگ قهوه
• هنر گليم
• بسيم آتالاي/ دانشمند ترك 1965-1882/ نويسنده/ پژوهشگر
• صنعت معدن
• سنگ هاي قبر
• صنعت شيشه
• هنر صحافي
• صنعت چيني
• هنر قالي
• زيورآلات آناتولي
• دور نمايي از موزة شرح نژادها
• آرامگاه حاجي بايرام
تاريخچه
موزه شرح نژادها در آنكارا و در تپه اي به نام نماز گاه كه مزار مسلمانها در آن واقع است، ساخته شده است. تپه مذكور، به موجب قطعنامه هيئت دولت، در 15 نوامبر 1925 كه در اختيار اداره كل اوقاف بود، به وزارت علوم جهت ساخت موزه داده شد.در زمان ریاست پروفسورجلال اساد دراستانبول وبعدها درسال 1925،زمانی که خلیل ادهم در سمت مدیریت کل موزه های استانبول بود براي جمع آوري و خريداري اثار تاريخي يك كميسيون ویژه ای تشكيل داده شد. 1250 اثر خريداري شده در موزه اي كه در سال 1927 ساختش به اتمام رسيده بود به مورد نمايش گذاشته شد.
براي مديريت موزه هم حميد ذوبير انتخاب شده بود.
در آبريل سال 1928، قاضي مصطفي كمال(آتاتورك) كه براي زيارت موزه آمده بود بعد از گرفتن اطلاعاتي در مورد موزه، به مناسبت ديدار پادشاه افغانستان به نام آمان الله خان، افتتاح موزه را خواسته بود.اين موزه تا تاريخ 18.71930 برای زيارت عموم باز بود. در سال 1938 ايوان داخلي موزه به عنوان آرامگاه مورد استفاده قرار گرفت.جنازه موميايی شده آتاترک تا زمان انتقال به( انيت کابير) دراین محل نگهداری شده بود.اين قسمت به پاس احترام به مادر آتاترك كه در آن خاك شده است به صورت قبري سمبليک حفظ شده است .نوشته ی روی سنگ مرمر سفيد قبر به اين طريق است:
اينجا جاييست كه آتاتورك در تاريخ 1938/11/10 به جاودانگي پيوست و از تاريخ 1938/11/21 تا 1953/11/10 در همين جا به خاك سپرده شده بود.
موزه شرح نژادها به مدت 15 سال كاربرد قبر باستاني(آنت قبري) را داشته است و زيارتگاهي براي روساي دولت و نمايندگان و هيئت هاي خارجي و مردم بوده است. در اين مدت تلاشهاي زيادي در موزه صورت گرفت. در سال 1956/10/14-6 به سبب هفته متخصصان موزه ها، بعد از تغييرات لازم، موزه را دوباره براي زيارت مردم بازگشايي كردند
عارف حكمت(مويون اوغلو) كه در زمان جمهوريت از معماران معروف و با ارزش به شمار مي رفت معمار بنا بوده است. بنا به صورت مربع- مستطيل طرح ريزي شده و داراي يك گنبد مي باشد. ساختار ديوار بنا از سنگ كوفكي درست شده و قسمت بالايي اش از مرمري كه به وسيلة قلم تزيين يافته پوشیده شده است. از يک نردبان 28 پله اي براي رفتن به بالاي بنا استفاده مي شود.
چهار ستون و سه سيستم در ورودي دارد. با وارد شدت از در، از زير گنبد و قسمت هاي ستوني ساكن كه ايوان داخلي نامگذاري شده، گذر مي كنند. در وسط اين مل حوضي با مرمر ساخته شده و قسمت شيرواني آن باز گذاشته شده است. بعد از اينكه قبر موقت آتاتورك را از ايوان جدا كردند حوض را به باغچه انتقال داده و شيرواني آنرا بستند. در اطراف ايوان داخلي به تناسب، سالن هاي بزرگ و كوچكي جاي گرفتند.
مجسمه آتاتورك كه سوار بر اسب مي باشد در سال 1927 از طرف وزارت علوم توسط صنعت كار ايتاليايي به نام ب، كونانيكا ساخته شده و در جلوي موزه واقع است. موزه شرح نژادها يكي از موزه هاييست كه، صنايع ترک از زمان سلجوقيان به بعد درآن به نمايش گذاشته شده است.
لباس هاي مربوط به جشنهاي عروسي مناطق مختلف آناتولي صنايع دستی ، صنعت گليم و قالي، صنعت معدن، فرهنگ قهوه و مراسم ختنه در سالن سمت راست موزه است. در سالن سمت چپ نيز نمونه هايی از صنعت خطاطي مربوط به دورة عثماني، سلجوقيان و همچنين آثاري از هنرهاي چوبي مربوط به بيگ ها به نمايش عموم گذاشته شده است.
صنعت چوب
صنعت كار با چوب كه از زمان سلجوقيان شروع شده، از جايگاه ويژه اي در صنعت تركان برخوردار است. در صنعت چوب دورة بيگ ها سواي برخي ريزه كاري ها در مقياس بزرگي تكنيك هاي دورة سلجوقي به كار گرفته شده و ادامه يافته است. صنعت چوب در ساخت و سازهاي متنوعي از جمله در قسمت هايي از در و پنجره، در مناره ها و منبرهاي مساجد، همچنين در تزيين ستون هاي چوبي مساجد، در سطح وسيعي به كار برده شده است. در اين صنعت بيشتر از چوب درختان سيب، گلابي، آبنوس، سدر، گردو و… استفاده شده است. تكنيك تزيينات چوبي در بخشهاي مختلفي از قبيل كنده كاري، منبت كاري، تراش كاري و… تعريف شده است.
تكنيك كنده كاري در منبرها و در و پنجره ها و تكنيك منبت كاري در چهارچوب در و پنجره، منبر، محراب، كرسي، صندوق و… به كار مي رود. در فواصل بين دو قرن يازده و چهاردهم ميلادي شاهد استفاده از طرح هاي هندسي در تزيينات و نقش و نگارهاي چوب هستيم. همچنين تأثيرات دورة سلجوقي در دورة بيگ ها و عثماني ها در اين دوره كاملاً مشخص است. در قرن هاي 15 و 16 ميلادي(دورة كلاسيك عثماني) در تزيينات منبت كاري در كنار طرح هاي هندسي از طرح يونجة چهار برگ و طرح رومي نيز استفاده شده است. همچنين در كنار اين طرح ها شاهد حك نوشته ها نيز هستيم. در طرح گل و گياه نيز به صورت متقارن از گل هاي ميخك، لاله و گل سرخ استفاده شده است.
طرح چنتماني كه از قرن 16 ميلادي مورد استفاده قرار گرفت، در قرن 17 ميلادي در هنر تزيينات صدف نيز به كار گرفته شد. در اين عصر طرح هاي روحي بيشتر در چهار چوب ها به كار رفته است. در قرن 18 ميلادي طرح هاي مجرد هندسي رفته رفته جاي خود را به طرح هاي مختلطي از گل و اشكال هندسي داده است. طرح هاي رومي پر حجم شده و برخي قسمت ها پلاستيكي شده است. در قرن 19 ميلادي در اشكال مختلف از پوست صدف خوراكي، مطابق با ويژگي ها و مشخصه هاي قرن در آيينه ها، درهاي قصر، پنجره ها و مبل هاي منازل استفاده شده است.
صنعت خط
در زبان عربي به کلمات سطور ، ‹‹ خط›› و به كسي كه دست خط خوبي داشته باشد،‹‹ خطاط›› مي گويند. خطاطي در هر عصري با علاقه و عشق همراه بوده است. براي خطاط شدن حتماً بايد زير نظر استادي ماهر درس گرفت. به كسي كه به درجة خطاطي رسيده و شايسته مقام خطاطي است‹‹ اجازه نامه اي›› از طرف استاد داده مي شود.
تركها، به خط عربي، زيبايي فوق العاده اي بخشيده و آن را به يكي از شاخه هاي هنرهاي زيبا تبديل كرده اند. در دوره هاي اول اسلامي خط كوفي كه بيشتر شبيه نقوش هندسي بوده، به كار رفته است. در سالهاي بعد از هجرت نوشتار تفاوت هاي محسوسي پيدا كرده و از اين رو اسامي مختلفي را نيز پذيرفته است. براي پيشرفت خط تأثيرات عثمان خليفه و علي(ع) را نبايد ناديده گرفت. با گذشت زمان و به ترتيب ثلث، جلي، نسخ و تعليق و بعدها ديواني، سياتها، رِقاع، ريحاني و انواع ديگري از خط بيش از پيش به چشم مي خورد. در قرن 13 شخصي به نام ياكوت اهل آماسيا در سايه استعداد ذاتي خود براي نوشتن توانسته بود احترام و توجه خليفه آن دوره را نسبت به خود معطوف كند. اين خطاط توانست با استفاده از خوانايي خط و نيز انواع دست نوشته هايي كه به شكل نقاشي اند، نام خود را در صنعت خط به ثبت برساند.
در مرحله اول اين استاد تركي توانست به خط عربي و اسلامي، خوانايي و زيبايي بخشد و آن را به اصلي صحيح تبديل كند.
با شيوع شيوه ياكوت در دنياي اسلام شاگردان زيادي به آن گرويدند و تا زمان شيخ حمدالله خطاط سلطان بايزيد دوم(قرن 15)، مكتب ياكوت مورد استفاده خطاطان عثماني بود. شيخ حمدالله در صنعت خط به ابتكاري نو دست زد. او قواعد و زيبايي خطوط ثلث و نسخ را مشخص كرد. در عرض نيم قرن هزاران خطاط با موفقيت توانستند به بالاترين اسلوب دست يابند. در مسابقه اي كه خطاطان بين هم مي گذاشتند اسلوب‹‹ شيخ›› را تقليد مي كردند.
قرن 17 قرني است كه فرهنگ و صنعت عثماني به اوج خود رسيده است و در اين دوره حافظ عثمان، دومين تركي است كه مكتب خوشنويسي تركي را ايجاد كرد. خطاط مشهور زيادي را پرورش داده و آثار مشهور زيادي نيز از خود به جا گذاشته است. در قرن 18 به دليل علاقه وافر سلطان مصطفي دوم و احمد سوم به چند تاي ديگر از خطاطان مشهور ا بر مي خوريم. زيباترين نامه هايي كه عموماً با تكنيك ثلث، نسخ و جلي نوشته شده اند نيز از ديگر آثار به جا مانده است. صنعت خط تركي در قرن 19 اوج پيشرفت 6 قرن گذشته است. پادشاهان عثماني خطاطان را حمايت كرده و به خط زيبا ارزش و اهميت زيادي مي داده اند. شاخصهايي كه خطاطان تركي آفريده اند با سخناني چون‹‹ قرآن در مكه وحي شد، در مصر خوانده شد و در استانبول نوشته شد›› درج شده است.
صنعت خط حتي در زمان ما نيز آن شادابي گذشته را حفظ كرده است. نقش كاغذ در صنعت خط را نيز نبايد ناديده گرفت. براي از بين بردن سفيدي كاغذ ابتدا از عمليات رنگ زدن بهره مي برند. بعد براي راحت تر حركت كردن قلم بر روي كاغذ ،عملياتي با عنوان‹‹ آهار كردن›› را به کار میبردند. كاغذ با وسيله اي كه به آن ‹‹ مهره›› مي گويند، شفاف مي شود. مهره ها، از سنگ آتش زنه، شيشه، عقيق و صدف هاي دريايي درست مي شوند.
مركب به طور عمده از تركيب صمغ با دود حاصل از سوزاندن موادي چون روغن بزرگ، موم و يا نفت تهيه مي شود. به ظرفي كه مركب را درون آن مي ريزند‹‹ هوك كا›› و به وسيله اي كه ترتيب سطرها را روي كاغذ مشخص مي كند‹‹ مستار›› مي گويند. در تزيين كتاب نيز صنعت‹‹ تذهيب›› جايي گرفته است. معادل آن در زبان تركي‹‹ طلاكاري›› است و به شخصي كه با اين كار سروكار دارد‹‹ مذهيب›› مي گويند. در بين بعضي نوشته هاي قرن 13 طرح تذهيب كه بعضي از سر فصلها و نيز بين مطالب ، صورت شاخه هاي خميده اي كه رويشان با طرح هاي رومي، هندسي و بافت هاي ساده كار شده است، ديده مي شود. اين ويژگي در قرن هاي 14 و 15 نيز ادامه داشته است. در دوره عثماني به اسلوب تازه اي در تذهيب دست يافته اند. به طور عمده بر روي شاخه هاي خميده، رومي هاو خطائي ها كه تنها يا دسته جمعي تعبيه شده اند، كار مي شود. در نيمه دوم قرن 15 و با طرح هايي كه گلهاي كوچك و خطائي بر روي تذهيبهاي رومي كار شده است نيز روبرو مي شويم.
به تذهيبي كه نام‹‹ ابرچيني›› به آن داده اند در قرن 16 برمي خوريم. در اين عصر در مایه هاي مختلف رنگهايي طلايي، آبي روشن، نارنجي، سفيد، سياه، سبز، زرد، صورتي و نيز روحي هايي كه به شكل دايره اند و خصوصاً شاخه هاي خميده اي كه پر از گلند و طرح هاي ابرچيني به وفور ديده مي شود.
در اواسط قرن 16 غني شدن تذهيب را مي بينيم. در اين عصر در كنار خطائي، گلهايي چون لاله، سرخ، سمبل، نرگس، سوسن كه در قصر پرورش مي يافتند به جمع طرح هاي تذهيب اضافه مي شود. در قرن 17 تذهيب دوره كلاسيك عثماني به نمونه هاي خشن تري كشيده مي شود. طلا در مقدار زياد استفاده مي شده، روي طرح رنگين، فرچه را به صورت آزاد و با استفاده از طلا به كار مي گرفتند. از نيمه هاي قرن 17 به بعد در تذهيب نيز تأثير صنعت غرب را مي توان ديد. در قرن 18 تزيين كتابها در كنار طرحهاي كلاسيك، با ذوقي جديد همراه مي شود. استفاده از طلا علاوه بر تيترها به كناره هاي صفحه نيز كشيده مي شود. در اواخر قرن 18 اسلوبي به نام‹‹ باروك و روكوكوي تركي›› شايع مي شود. در اين اسلوب به خميدگي هاي مبرهن، سبدهايي پر از گل، روبانها و… جای داده شده است. در اواخر قرن 19 همگام شدن طرح هاي كلاسيك در تذهيب با جريان نئوكلاسيك را شاهد هستيم.
هنرهای دستی
ديرينةی هنرهاي دستي در بين تركان همزمان با آغاز پيدايش آنهاست. تركان به تزيين اشيا و لباس هاي خود اهميت زيادي قائل بوده اند. در طول قرن هاي گذشته هنرهاي دستي تركان به سرعت پيشرفت كرده و مناطق بالكان را تحت تأثير خود قرار داده است. هنرهاي دستي اكثراً بر روي پوست و يا پارچه هايي از جنس كتان، پشم، چوخا، ابريشم و مخمل و با نخ ابريشم، طلا و سيم نقره اي انجام مي يافت. در پديد آوردن يك هنر دستي از شخصي كه نخ ابريشم زر و پولك را آماده مي كرد، از سرمه دوزها و طراح نقش و نگارها گرفته تا آخرين شخصي كه با استفاده از تجربه كاري خود هنر دستي را به انجام مي رساند، هر شخص به عنوان جزئي از سلسلة پديد آورندگان اين هنر به شمار مي رفت. لباس هاي يكدست آقا و خانمي كه زربافي مي شد،در مراسمات خاصي از قبيل مراسم ازدواج، حنابندان و… به تن مي شد.
در روزهاي عادي نیز لباس هاي بنددار و معمولي پوشيده مي شد. هنرهاي دستبافي با توجه به تكنيك به كار رفته تك لايه يا دولايه هستند. انواع مختلف سوزن بسته به كاري كه انجام مي دادند، وجود دارد. از قبيل سوزن حصير، وصله، پشت ماهي، اقسطني، سوراخ جگر، چين، زردوز و…
از محصولات هنرهاي دستي آن دوره ابريشم زرد دست دوزي شده(آباني)، عرقچين، سجاده، كفش، روسري، بقچه، جبه، تور صورت عروس، لباس، قبا، كيسه هاي توتون، پول، ساعت و مهر، كفش تخته اي، تور بخاري، دستمال سفره، دمپايي، ريش تراش، بند تنبان و تخت خواب را مي توان مثال زد. طرح ها و نقش و نگارهاي به كار رفته در هنر دستي تركان نسبت به ديگر آثار هنري، بيشتر و به نسبت مناطق متنوع هستند. اين طرح ها و نقش و نگارها از اين قبيل اند: طرح هاي هندسي، حيوانات در طرح هاي مختلف، طرح هاي گل و گياه(از قبيل لاله، بنفشه و گل سرخ و درخت سرو كوهي و…) ميوه ها(انگور، انار، گلابي، زردآلو، هندوانه و شفتالو)، خانه، چادر، قايق، كوه، تپه و طرح هايي از اين قبيل. تمامي اين طرحها با هماهنگي خاصي به كار رفته اند. طرح هاي بزرگ درون طرح هاي كوچك جاي گرفته اند. در طرح ها، تناسب در درجة اول اهميت قرار دارد. رنگ هاي قرمز، سبز و آبي نسبت به ديگر رنگها كاربرد بيشتري دارند.
يكي از ويژگي هاي هنر دستي تركان اين است، كه در كنار اكثر نقش و نگارها، طرح يك منظره از آب به چشم مي خورد. در بعضي از اين طرح ها، نقش آب به تنهايي زيبايي بخش كل طرح هنري است. طرح هاي آب به صورت هاي عمودي، افقي و كج بوده و زمينة اصلي طرحهاي ديگر است. در هنر تزيينات ترك، در كنار طرح هاي ياد شده، طرح هاي آرام بخش و نشاط آور چشم نيز دائماً ديده ميشود. هنرمندان ترك، رنگ ها را با جسارت مثال زدني به كار برده اند. با انتخاب رنگ هاي شيرين و روشن آثاري همچون تابلو آفريده اند. در هنرهاي دستي مربوط به قرن 16 ميلادي از رنگ به ميزان كمتر و طرح و نقش ها نيز به تناسب مد عصر و به صورت هماهنگ استفاده شده است. علاوه بر آن در اين عصر از طرح هاي انار، برگ و ميوة كوزالاك بيشتر استفاده شده است. طرح هاي گل و ديگر نقش ها به صورت تك و گروهي نيز به كار گرفته شده است. در اين عصر در بين رنگ ها، رنگ هاي قرمز، سبز و آبي حاكم هستند.
در قرن 17 ميلادي در بين هنرهاي دستي تركان، نقش و نگارهاي پارچه اي در درجة اول اهميت قرار دارد. در كنار طرح هاي ديگر، طرح گل ميخك، همانند نقش و نگار پارچه اي در اين عصر رواج بيشتري دارد. در اين عصر قرنفيل ها به صورت طرح بادبزن هستند. طرح به كار بردن رنگ ها نيز در اين عصر غني تر شده است. از قرون 19-18 ميلادي تا به امروز شاهد رشد چشمگير هنر دستي در بين تركان هستيم. استفاده از رنگ هاي گوناگون بسيار و طرح گل با هماهنگي خاص، از ويژگي هاي اين عصر است. به كار بردن پوست حيوانات در هنرهاي دستي تركان مربوط به دورةی قبل از اسلام است.
در اين دوره تركان به دليل كوچ نشینی،سواركاري و همچنين به دليل داشتن روح هنري، چادر، بند و مهار اسب، چكمه و احتياجاتي از اين قبيل را با كيفيت و زينت خاصي از پوست درست مي كردند. البته در ساختن اينها از سيم و نخ ابريشم در رنگ هاي متنوع استفاده مي كردند. در هنرهاي دستي مربوط به زمان هاي دور از سيم هاي مختلف زياد استفاده شده است. در فرم ها و تزيينات نسبت به زمان دور، شاهد يك نوع پختگي هستيم و نمونه هاي زيادي از آنها امروزه در دست است.
يك گروه ديگر از هنرهاي دستي مربوط به هنر سوزن كاري است. سوزن كاري در هنرهاي دستي تركان از جايگاه ويژه اي برخوردار است. ابزار اصلي لازم در سوزن كاري ابريشم است. طرح مورد استفاده در سوزن كاري به نسبت مناطق، تغيير مي كند. در سوزن كاري جهت راست ايستادن طرح ها، از سيم هاي ظريف در طرح ها استفاده مي شود. پس از اتمام كار دوخت به سطح آن كتيرا، صمغ و سفيدة تخم مرغ ماليده مي شود.
طرح هاي سوزن كاري به صورت زير گروه بندي مي شوند:
1- گياهان
2- مناظر
3- جانوران
4- اشكال هندسي و اشيا
5- طرح هاي سمبليك
طرح هاي مختلفي با نام هاي متفاوت در اين گروهها جاي مي گيرند. رنگ ها و طرح هاي به كار برده شده در اين هنر، به نسبت مناطق تغيير مي كند. اين طرحها به طور كلي احساسات و تفكرات صاحب اثر را منعكس مي كنند.
چهارچوبة گلدوزي(Gergef)
تخته اي است كه پارچه بر روي آن كشيده شده و بر رويش گلدوزي مي شود. اين تخته بر روي چهار پايه قرار مي گيرد. اين پايه ها و چهارچوب ،قابليت باز و بسته شدن دارند. بر روي چهارچوب، سوراخ هايي به رديف وجود دارند كه در هنگام گلدوزي نخ گلدوزي از آن ها رد مي شود. شخص گلدوز دائماً با دست راستش قرقرة نخ را گرفته و با دست چپ سوزن گلدوزي را از بالا به پايين و از پايين به بالا فرو برده و نقش دوزي مي كند.
حمام در ترك ها
از زمان هاي دور تا به امروز تركان كه به شستشو و تميزي اهميت زيادي نشان مي دادند، در همة شهرها و روستاهاي آناتولي حمام هايي احداث کرده بودند. در كنار اينكه حمام در زندگي روزمره تركان جايگاه مهمي را داراست، در فرهنگ اين مردمان نيز اهميت ويژه اي دارد. به اين خاطر، برخي اشياء ويژه حمام نيز درست شده است. به عنوان مثال، حولة حمام، قطيفه، سنگ حمام، گل رس دار، كيسة حمام و غيره. علاوه بر اين رسم و رسومي ويژه در ارتباط با حمام از زمان هاي دور تا به امروز وجود داشته است. عروس مورد نظر، ابتدا به حمام مي رفت و خانوادة داماد پس از ديدن و پسنديدن رأي به ازدواج آنها مي دادند. هنوز هم حمام هاي با عنوان حمام عروس در رسومات ترکان جاي دارند. قبل از جشن ازدواج هم عروس و هم داماد بايد حمام بروند. اين كار با تشريفات ويژه اي انجام مي يابد. ترانه ها و سرگرمي ها و سرودن اشعار ،نمونه اي از اين تشريفات هستند. فرهنگ حمام حتي ريشه در شناخت تودة مردم ترك دارد. در بسياري از ترانه ها ،امثال و اشعار ،از حمام و رسومات آن سخن گفته شده است.
مراسم ازدواج در آناتولي
شب حنابندان:
مراسم ازدواج كه در فرهنگ ما از جايگاه مهمي برخوردار است، در آداب ما يكي از رنگارنگ ترين حوادث است. مراسم ازدواج خانه دختر و پسر را به هم مربوط ساخته و بخش هاي گوناگون اين مراسم در هر دو خانه ترتيب داده مي شود. به اين وسيله نزديكان و دوستان در مراسم شركت مي كنند و اين واقعة خوش را با هم جشن مي گيرند. در بسياري از مناطق تركيه اين مراسم يك هفته به طول مي انجامد. در خلال اين مراسم، به شب قبل از عروسي، كه طي آن خانم ها در خانه عروس جشني ترتيب مي دهند،‹‹ شب حنابندان›› مي گويند.
شب حنابندان يكي از اركان مهم مراسم ازدواج است. در مهماني كه يك شب قبل از ازدواج ترتيب داده مي شود، دختري كه در شرف ازدواج است لباسي مخصوص مي پوشد. بعد از نماز عشا، زنان خانة داماد و ساير خانم هايي كه دعوت دارند، در خانة عروس جمع مي شوند. مهمانان با پياله هاي بزرگي كه در آن آجيل ، شيريني بادامي، و شربت و شيريني است پذيرايي مي شوند. عروس در حالي كه شمع هاي روشني در دست دارد در بين دختران ديگر، وارد اتاق مي شود.سازها نواخته مي شوند و پايكوبي برپا مي شود، با دعاهايي كه يك خانم مسن مي خواند مراسم حنابندان عروس آغاز مي شود.
حنا: گياهي است كه محل رويش اولية آن هند و عربستان بوده و در افريقا و خاور ميانه پرورش مي يابد و براي رنگ كردن مو و ناخن ها به كار مي رود. پودري كه از آسياب كردن برگ حنا به دست مي آيد، با آب تركيب مي گردد، به حالت خميري در مي آيد و سپس مصرف مي گردد. در بعضي مناطق در دست راست عروس يك تكه طلا گذاشته مي شود، مشت و انگشتان حنا كه با آب رقيق شده است گذاشته مي شود، با دستمال حرير به هم بسته مي شود. در فرهنگ مردمي تركيه حنا از جايگاه مهمي برخوردار است و موضوع ضرب المثل، آوازهاي(توركو) مردمي و اشعار ماني آنان بوده است. حنا بستن(به دست حنا ماليدن) نمايان شادماني است.
هنگامي كه عروس حنا مي بندد، توركو و ديگرهاي شعرهاي خوش الحان مردمي خوانده مي شود و رقص انجام مي گيرد. روز بعد، يعني در روز عروسي، دستمال از دستان عروس برداشته مي شود و تكه طلايي كه در دستش هست به داماد پيش كش مي شود. داماد هم به عنوان بركت اين طلا را همواره همراه خود نگه مي دارد و يا به جيبش مي دوزد.
در برخي مناطق يك فرد مجرد همراه با يك فرد متأهل براي عروس حنا مي بندند. در كنار عروس كه روي يك تشك نشسته است، كاسه اي نقره اي قرار مي دهند و حنا را در آن مي ريزند. ابتدا خانم متأهل در دست راست عروس، و بعد دختر مجرد در دست چپ عروس حنا مي گذارند. دعوت شدگان(مدعوين) براي رقص بر مي خيزند و شب نشيني تا نيمه شب ادامه مي يابد. حناهايي كه ماليده شده است در روز عروسي شسته مي شود. در همان شب داماد هم به انگشت كوچكش حنا مي زند. لباس هاي مخصوصي كه با توجه به پوشش هاي محلي، مخصوص شب حنابندان دوخته شده است، يكي از مهم ترين بخش هاي جهيزية عروس به شمار مي رود و با ارزش ترين و ماندگارترين ميراثي است كه از مادر به دختر داده مي شود. با آن كه شب حنابندان در قسمت هاي گوناگون، شامل مراسم خاص خود آن منطقه مي شود، در همه مناطق هدف مشابهي را دنبال مي كند و هنوز هم در مناطق گوناگوني از آناتولي وجود دارد.
اصلاح صورت داماد
طي مراسم ازدواج كه يك هفته به طول مي انجامد، اصلاح صورت مرد جواني كه قصد ازدواج دارد، از جايگاه مهمي برخوردار است. مرد جوان از طرف خانواده اش، همزمان با نواختن دهل و سرنا به سلماني برده مي شود. و دوباره پس از اصلاح همراه با دهل و سرنا براي مراسم ازدواج آماده مي شود.
فرهنگ قهوه
اولين سرزمين قهوه قاره افريقا است و جالب اين جاست كه اولين موجوداتي هم كه به قهوه اعتياد داشتند بزها هستند.
در جنوب اتيوپي، كشيش هايي كه در صومعه هاي مسيحيان زندگي كرده و به پرورش بز مي پرداختند، مشاهده كردند كه بزهايشان پس از خوردن دانه هاي اين گياه فعال تر و شاداب تر مي شوند. بنابراين اين گياه را پخته و شروع به نوشيدن آن كردند. اين دانه ها كه تحت تأثير محل رويش آن، كافا، به قهوه شهرت يافت در اواخر قرون وسطي از جنوب اتيوپي به يمن و از آنجا به مكه برده شد. مسلماناني كه براي مراسم حج به مكه مي آمدند، قهوه را به ممالك خود بردند. زمان ورود قهوه به تركيه را، عصر ياووز ساطان سليم، پس از فتح مصر مي دانند. نوشيدن قهوه و گشايش قهوه خانه در مكان هاي گوناگون به زمان كانوني سلطان سليمان تعلق دارد. اولين قهوه خانه(1554-1553م) از طرف حاليلي حاكم و شاملي شمس در تاهتاكاله گشايش يافت. در اين قهوه خانه ها افراد روي تخت نشانده مي شدند. روي تخت ها زانو زده و بعد چهارزانو مي نشستند و هم زمان با نوشيدن قهوه به داستان هايي كه نقال مي گفت گوش مي دادند. قهوه فقط در قهوه خانه وجود ندارد. چه در استانبول باشد، چه در آنكارا و چه در آناتولي، قهوه در خانه ها و ويلاها با توجهي بسيار، حاضر مي شود و با آن از ميهمانان پذيرايي مي گردد.
براي تهيه و حاضر كردن قهوه ظروف مخصوصي وجود دارد. دانه هاي خام قهوه را در تابة مخصوص تفت مي دهند. سپس به دستگاه خنك كنندة قهوه انتقال داده مي شود. پس از سرد شدن آن را آسياب نموده و به صورت پودر درمي آيد. سپس براي بسته بندي به قوطي منتقل مي شود. براي پختن قهوه از قهوه جوش يا شيرجوش استفاده مي شود.
در بعضي مناطق از ظرف مخصوصي كه شبيه به سطل است و به آن سطل قهوه گفته مي شود استفاده مي گردد. پس از آن كه پودر قهوه را در ته فنجان ريختند روي آن آب اضافه نموده و تعارف مي شود. فنجان ها از چيني ساخته مي شوند. اين ها درون ظروف بي دسته اي كه از موادي مانند طلا و نقره ساخته مي شوند، گذاشته مي شوند. تركان كه به مهمان نوازي شهرت دارند، از نوشيدن قهوه كنار يكديگر، در مثل ها و اشعار مردمي خود ياد مي کنند
هنر گليم
گليم از قديمي ترين و شناخته شده ترين هنرهاي دست بافي است. به گفتة محققان انسانها از ديرباز براي جمع احتياجاتي از قبيل زيرانداز و پوشاك، نخ هاي پشمي را از بين هم رد كرده و گليم مي بافتند و بعدها از طريق گره زدن اين نخ ها قالي را بافتند. آثار به دست آمده از طريق حفريات منطقه آلتاي در شمال آسياي ميانه خبر از هنر گليم بافي در ميان تركان كوچ نشين مي دهد. در عصر سلجوقيان در بين هنرهاي دست بافي، هنر گليم بافي جايگاه ويژه اي داشت.
هنرهاي دست بافي شده چون در اثر رطوبت و عواملي مانند اين، زود فرسوده مي شوند، لذا دستيابي به نمونه هايي از دوران قديمي به ندرت اتفاق مي افتد. نمونه هاي به دست آمدةاز گليم ها در آناتولي خبر از قرن 16 ميلادي مي دهند. نمونه اي از زيرانداز موجود در موزة نساجي واشينگتن كه مربوط به قرن 16 ميلادي است، ويژگي هاي قالي هلئبين را داشته و طرح كناره اش كوفي است. پنج گليم ديگر موجود در مسجد اولوجامي سيواس مشابه نمونه های مربوط به قرن 16 ميلادي است كه در قصرها استفاده مي شده است. زمان بررسي اين گليم ها از نظر تكنيك بافندگي و وسايل به كار برده شده در آن ها، مشخص مي شود كه اين گليم ها در كارگاههاي قصرها و به صورت ويژه بافته شده اند. در بين روبان به دست آمده از مسجد كوتاهياهسياپيگ اوغلي، گليمي كه طرح گل ميخك دارد، متعلق به قرن 16 يا 17 ميلادي است.
همچنين گليم به دست آمده از مسجد حكيم اوغلي استانبول، مشابه قالي هاي مربوط به قرن 15 ميلادي است كه داراي طرح فيگور حيوانات بودند. گليم موجود در موزة مولاناي قونيه كه داراي طرح گل ميخك است، از گليم هاي قصري شمرده مي شود و از لحاظ طرح نيز شبيه طرح گليم هاي اوسكودار است.
هنر گليم بافي در همه نقاط آناتولي بوده و خواهد بود. اين گليم ها به تناسب مناطقي كه در آنجا بافته مي شوند، طرح و نقش متفاوتي دارند. اين گليم ها داراي نام هاي مختلفي از قبيل اشمه، كاراسو، اميرداغ، سيوري حيصار، آوشار، يورياك، بريحان، كيركتيلي هستند. امروزه در مهمترين مناطقي كه در آناتولي هنر گليم بافي در آنها ادامه دارد مي توان مانسيا نيعده، قونيه، آفيون، سيواس، قيصري، برگاما، مالاتيا، قاضي آنيت را نام برد.
در گليم ها بيشتر از طرح هاي، بال گل، منقار كلاغ، ساحل آب، ابر، گردو، مژه، صورت زن، آبراه كيركيت، گوشوارة تركمن، گل پاي كبك، گل كيرتمه، گل گردن شته، گل دندان موش، و از اين قبيل طرح ها استفاده مي شود. طرح هايي مثل الي بلينده، كاكوللوكيزلار، چيفته بللي كيز، قوچ بونيوزد، گلين زولفو، كارني ياريك، قورباغه، تاوشان توپوغو، چقماق، دوكوزگوبك، ارگن بيقي، پتراك و مانند اينها در زمينة گليم جاي مي گيرند.
پژوهشگر/ نويسنده/ دانشمند/ 1965-1882 بيسم آتالاي
در سال 1882 در اوشاك به دنيا آمد. بعد از اتمام تحصيلات ابتدايي و راهنمايي وارد مدرسه علوم ديني شد.
پس از فرا گرفتن 11 سال تعليمات ديني، در سال 1905 به استانبول آمده و در مسجد چارشامبا جامي به آموختن علوم ديني در نزد حاجي احمد افندي ادامه داد. در سال 1909 از مكتب دارالمعلمين استانبول مأذون شد. وي در قونيه، ترابزون و آنكار در مكتب معلم به عنوان مدير و معلم مشغول به كار شد و پس از آن در دارالشفقاي استانبول به شغل معلمي پرداخت. همچنين در ماراش، ايچل و نيغده به عنوان مدير معارف انجام وظيفه كرد. زماني كه مدير معارف ايچل بود، در سال 1919 در سيليفكه به همراه همكارانش، جمعيت مدافع حقوق را بنا نهاد در اثناي جنگ هاي استقلال طلبي نيز به انجام فعاليت هاي زيادي پرداخت. در سال 1920 به عنوان نمايندة مردم كوتاهيا وارد مجلس تركيه شد. وي سه دوره به عنوان نماينده آكساري و سه دوره نيز به عنوان نمايندة آكساري تا پايان دورة هفتم در مجلس حضور داشت. در سال 1932 وارد كنگره زبان تركي به رهبري آتاتورك شد و به عنوان عضو انجمن زبان تركي انتخاب شد. تا سال 1951 به عنوان حساب دار اين كنگره و تا پايان زندگيش عضو كنگره بود. در سال هاي 1942-1937 به عنوان پروفسور ادبيات در آنكار مشغول به فعاليت شد.
به زبان هاي فارسي و عربي و لهجه هاي تركي قديم مسلط بود. از مهم ترين فعاليت هايش مي توان ترجمه كتاب ديوان لغات ترك را مثال زد. آثار زيادي در زمينه هاي رمان، پژوهش، ترجمه، تاريخ و موضوعات ديني دارد. ترجمة قرآن كريم به تركي جزء آخرين فعاليت هايش محسوب مي شود. نوشته ها و آثار نادري كه در طول حياتش جمع كرده بود به كتابخانة ملي تركيه و همچنين اشياء و لوحه هايش كه مربوط به نژاد شناسي ترك بود از طرف وي به موزة نژادشناسي آنكارا هديه داده شد. در تاريخ 7/11/1965 در آنكارا وفات كرد.
كلكسيون آثار بخشيده شدة بسيم آتالاي به موزة تركيه در سالن بسيم آتالاي موزة آنكارا كه در تاريخ 25 ژوئن 1963 گشايش يافته به نمايش گذاشته شده است. بسيم آتالاي كه در يك مراسم برگزار شده در موزه سخنراني كرده بود يك درس موزه داري داده است گزيده اي از سخنان وي در اين مراسم را در زير مي خوانيم:
‹‹ موزه، معبد واقعي نمايش قدرت دروني صنعت و تمدن يك ملت است. تنها موزه مي تواند تاريخ گذشتة يك ملت را به صورت دقيق به نمايش بگذارد. پيدايش و هست شدن يك ملت و نحوة زندگي آنها را همانند آيينه اي صاف نشان مي دهد. عمرم سپري شد. وقت آن است كه ديگر اين كلكسيون را تمام و كمال به سينه و موزة ملتمان بسپارم.
آنچه در اين قبه باقي مي ماند تنها يك صداي خوش است.›› آتالاي بعد از اين سخنراني، به راستي مجال زيادي نيافت و در سال 1965 درگذشت
صنعت معدن
در بين صنايع دستي ترك ها معدن جاي مهم و بسزایی دارد. از آنجائيكه آناتولي داراي بستر غني اي از معادن مي باشد، سنت صنعت معدن از زمانهاي گذشته دور نيز مورد بحث بوده است. قبل از ورود ترك ها به آناتولي با نمونه هاي موفق آنها را در زمينه كارهاي معدن روبرو هستيم. با قبول اسلام از جانب تركها دوره اي جديد و موفق در صنعت معدن به وجود مي آيد. تركها با معادن طلا، نقره، مس، برنج، برنز و اين قبيل معادن سروكار داشته اند. كه از آنها به صورت پودر شده يا مذاب براي تزيين، خاتم كاري، برجسته كاري يا طرحهاي ستاره اي و مينا كاري بهره مي گيرند. سلجوقي هاي آناتولي به صنعت معدن از نظر لوازم، تكنيك و حتي تزيينات خدمات چشمگيري ارائه داده اند.در مورد بيشتر آثار معدني كه در منابع از آنها سخنها گفته شده است امروزه آثاري در دسترس ما نيست.
نمونه هايي كه امروزه در اختيار ماست هر كدام براي نشان دادن كار فوق العاده و تفاوت در گونه هاي آنهااست. عثمانيها چه در آناتولي و چه در بالكان به معادن مس دست يافته بودند كه بالاخره عثمانيها توانستند بهره برداري از اين معادن را به صورت موفقيت آميزي تبديل به يك صنعت كنند. معادن طلا و نقره صرف ساخت قصرها مي شد و هنر زرگري و جواهرسازي نيز همگام با آن ديده مي شده است. از آن دوره به بعد در منازل نيز جايي براي استفاده از ظروف مسي باز شد. طوري كه در ‹‹ دياربكر، توكات، ترابزون، ارزين جان، قيصري، كاستامونو، بورسا، استانبول، اديزنه و سراي بوسنا›› ظروف آشپزخانه اي ساخته مي شود. اشياي متنوع ساخته شده از مس، اكثراً با طرح تزيينات گياهي مزين مي شدند. برگ، انار، لاله و سرو نمونه هايي از طرح ها هستند. موزة نژادها از لحاظ آثار معدني صاحب يك كلكسيون غني است. اين آثار مربوط به دورة اسلام در آناتولي است.
سنگ هاي قبر
6- سنگ هاي خرمنكوب
10- سنگ نوشته
انتكابل مرحوم ملابورالدين الي رحمه الله تعالي… به سال 839 هجري
11- گور سنگي
چگونه جاودانه باشم، آنكه وفات مي كند بندة سلطان است/ اين عمر زود مي گذرد، چون هميشه عادت دنيا همين است.
003-13- مجسمه گوسفند
004-13- مجسمه گوسفند
14- گور سنگي
مرحوم بالي چلپي فرزند يعقوب آقا. به سال 873
28- كتيبة چشمه
زلال ناب… دعايش فرضي به سال 1318
30- كتيبة چشمه
اثري است از حضرات شارح مثنوي شريف و قصيدة بورده و آب كوه الما جالب آنكارا، ولي والا شاني دولتلو عابدين پاشا
31- كتيبة چشمه
عامره هازلاين ملامصطفي فرزند حامدالدين. به سال 845 هجري
35- كتيبة مدرسه
هازيهيل مدرستميل مباركتي العبد و محمدبن ابي بكر الهمداني
36- كتيبة خان
بونيه هازل خان ال مبارك اسماعيل بن ابراهيم بن السطان هلداللهو دولتلهو. به سال 882 هجري
37- كتيبة حوض ـ چشمه
از آثار خيرية والي آنكارا والاشاني دولتلو عابدين پاشا، ساخت اين حوض و از آب كوه الما… . به سال 1308 هجري
40- كتيبة سنگ نوشته
الوفات المرحوم شيخ عزت الدين به سال 750 هجري
42- كتيبة مسجد
عامره هازل جامي المبارك في عهد السلطاني السلاطين… به سال 846 هجري
45- كتيبه
ابوالنصر كانسو ول گادري مولانا السلطان الملك الاشرف(مربوط به ملك و كانسو است)
50- كتيبه
مربوط به دورة سلجوقيان
صنعت شيشه
شيشه، جايگاه 5000 ساله اي در زندگي بشر دارد. در آناتولي كه مهد تمدن هاي بسيار بوده، در هر عصري با صنعت شيشه فعاليت هايي انجام گرفته و اين صنعت، امروزه به دست ما رسيده است. تركان در پيشرفت صنعت شيشه در آناتولي تلاش هاي زيادي كرده اند. نمونه هاي زيادي از اين صنعت، از عهد ارطغرل و سلجوقيان به يادگار مانده است. شيشه هاي رنگي پنجره ، يك بشقاب و شيشه اي نوشته دار از بازمانده هاي كاخ كوبادابات ،از زيباترين نمونه هاي صنعت شيشه است. كاخ كودابادات به دستور پادشاه سلجوقي علاءالدين كيكبات، بين كنارة رودهاي قونيه و بهشهر ساخته شده است. در قرن 16 ميلادي صنعت شيشه اي در عهد عثمانيان به اوج پيشرفت و تكامل رسيد. در اين قرن در اروپا نيز صنعت شيشه پيشرفت زيادي كرده است. صنعتگران ترك در اين عصر با الهام از شيشه هاي ساخته شده در مورونا كه در حوالي ونديك واقع شده، و مورد پسند مردم قرار گرفته بود، آثار زيادي را پديد آوردند. در اروپا مناسب بازار عثماني، آثار ساخته شده با عنوان‹‹ شيشة ترك›› نامگذاري شده بود. تا اواخر قرن هاي 17 و 18 ميلادي در بين عثمانيان به خصوص در استانبول صنف شيشه سازان و همچنين كارخانه هاي شيشه سازي به وجود آمد. در قرن 19 ميلادي در استانبول با ويژگي هاي ارجينال و بومي، كارگاههاي اشياي شيشه اي را مي بينيم.
اولين نمونه اين كارگاهها در ساحل بين دو رود آناتولي، در خوالي بيكوز از طرف درويش مولوي به نام محمد دده ساخته شده بود. در اين كارگاه، اشيايي از قبيل فنجان، تنگ آب، گاران، ظرف مربا، گلابدان و همچنين اشياي كدر و غير براقي نيز ساخته مي شد. اين اشياء به نام محل ساخت خود، يعني بيكوز ناميده شدند. اشياي بيكوز ويژگي هاي خاصي داشت كه آن را از نمونه هاي اروپايي خود جدا مي ساخت. زماني كه اشياي بيكوز از پشت در معرض تابش نور قرار مي گرفتند، بازتاب قرمز رنگي داشتند. اين ويژگي مربوط به شن هاي موجود در شيشه هاي بيكوز بود. از ويژگي هاي ديگر اين شيشه ها به كار بردن طرح هاي خاص و فرورفتگي ها و نحوة قرار گرفتن دسته و پاية اشياء بود. در بيكوز از كريستال و شيشة عين الشمس، اشياؤ متنوعي شاخته شده بود. در اينجا اشياء شاخته شده از شيشه ها و كريستالهاي بيرنگ،از اشياء ساخته شده از شيشه هاي رنگي عين الشمس قديمي ترند. در تزيينات اين اشياء، اشكال و طرح هاي به كار گرفته شده زراندود شده و از طرح گل وگياه به ويژه جعفري بودند. به اين جهت به نوعي از بيكوزها، (جعفري ها) گفته مي شود. پادشاه عثماني سلطان عبدالمجيد در منطقة بيكوز(دراستانبول) كارخانة شيشه اي را احداث و نام بيكوز يا استانبول را به آن داد. اشياء ساخته شده در اينجا، از قبيل استكان، تنگ آب، گلابدان، گلدان و شيشه به نام‹‹ چشمة بلبل›› شهرت يافت.
صنعت صحافي
براي از بين نرفتن و خراب نشدن نوشته هاي صفحات، به استفاده از جلد محافظ براي حفاظت از آنها نياز بود. اين جلد، از يك مقواي نازك و يا از پوست ساخته مي شد. اين كار با گذشت زمان، صحافي نام گرفت. اين صنعت كه ابتدا در آسياي ميانه و چين پديد آمده و بعدها در تمام دنيا ادامه يافت، در بين تركان به عنوان يك شغل محسوب شد. در صنعت صحافي كه از آسياي ميانه تا آناتولي گسترش يافته بود، از سوي مجلدان طرح جلدها با استفاده از ويژگي هاي مناطق توليد، آرایش مي يافت. تركان از اوايل قرن 14 ميلادي با اهداف مختلف، روش هاي متنوعي را در صحافي به كار مي بردند. تكنيك هاي به كار برده شده براي صحافي در مجلد خانة كاخ فاتح سلطان محمد، گواه اوج پيشرفت صنعت صحافي در عصر كلاسيك تركان بود.
صحافي متن هاي دست نوشته از چهار بخش تشكيل مي يافت:
1- پوستة بالايي و پاييني، نقش محافظ كتاب را دارد.
2- پوستة پشت كتاب، جلدها را در كنار هم نگه مي دارد.
3- بخشي كه مقلب خوانده شده و به پوستة پاييني وصل مي شود و به شكل سه ضلعي است. همچنين براي مشخص كردن جاي صفحات به كار مي رود.
4- سرتاب نيز در بين مقلب و پوستة پاييني است. موجب حركت مقلب شده و همچنين پوسته و كناره هاي صفحات را حفظ مي كند.
طرح هاي به كار گرفته شده در روي جلد كتاب ها اگر با دست باشد به آن‹‹ يكشاه›› و اگر با قالب پرس شده باشد به آن‹‹ گممه›› گفته مي شود. همچنين اگر سطح جلد با مخمل پوشيده شده باشد،‹‹ صحافي زردوا›› و اگر چهار گوشة كتاب با طرح هاي مربع و مستطيلي به شكل تور تزيين شده باشد‹‹ زيلباهار›› خوانده مي شود. به طرح هايي كه در بين پوسته هاي بالا و زيرين و اكثراً در بين مقلب و به صورت بيضي يا گرد به كار مي روند‹‹ شمسه›› گويند كه در عربي به معناي خورشيد است. اشكال كوچك بيضي مانند كه در كناره هاي شمسه به كار مي روند‹‹ شلباك›› و طرح هايي كه چهارگوشه جلد را آرايش مي دهند،‹‹ گوشه بند›› ناميده مي شوند. تمامي اين طرح ها با طرح يك زنجير محاط مي شوند.
صنعت چيني
در سطحي همچون چيني، ديوار، لوازم رنگين و اغلب لعاب دار و حتي سراميك كه به عنوان اندود به كار مي روند اشيايي مثل كاسه، بشقاب، فنجان، صراحي كه از خاك پخته به دست مي آيد كاربرد دارند.
پيشرفت صنعت چيني با صنعت معماري رابطه اي تنگاتنگ دارد و به همراه سلجوقي ها وارد آناتولي شده است. رنگ اصلي آجرهاي لعاب دار كه در زمان سلجوقي در مناره و در آرامگاهها به كار مي رفت فيروزه اي است.از نيمة دوم قرن 13 به بعد در كنار رنگ فيروزه، رنگ آبي كوبالت و بنفش كاربرد زيادي داشته است. در ديوارهاي به جاي مانده از دوران سلجوقي بيشتر اوقات چيني هايي كه سطحشان صاف بوده استفاده شده است، همچنين در سنگ نوشته ها نيز كاربرد داشته اند و به عنوان نوشته در برجسته كاريها به كار رفته اند. در سطوحي شيب مانند مثل قبه و طلا، گنبد، چيني به همراه موزائيك به كار رفته اند. در موزائيك هاي چيني رنگهاي سفيد، بنفش، لاجوردي، فيروزه زياد به چشم مي خورد. شهر ايزنيك از اواسط قرن 14 تا اواخر قرن 17 در توليد چيني به عنوان مركز اصلي مورد دقت قرار مي گيرد. در ايزنيك و اطرافش از اواسط قرن 14 تا اواسط قرن 15، يك دوره توليد چيني ساخته شده از خمير قرمز ديده مي شود. در اواسط قرن 15، چيني هاي كار شده در شهر حاليج و چيني هاي آبي رنگ كه چيني پرسلن را به ياد مي آورد و همچنين چيني هاي سفيد و ساخته شده از خمير سفت به وجود آمده بود. طرح هاي اين چيني ها فيگورهاي حيوانات مختلف و روي ها و حتايي ها بودند. در اواسط قرن 16، به نمونه هايي به عنوان‹‹ صنعت شمع›› كه دوره چهارم چيني هاي ايزنيك را تشكيل مي دهد برخورد مي كنيم. در اين گروه به جاي رنگ هاي شفاف، رنگ هاي مات و به جاي پس زمينه هاي سفيد، پس زمينه هاي آبي مانند استفاده شده است.از اواسط قرن 16 فعاليت هاي هنري و ساختاري افزايش مي يابد. در كارهاي هنري چيني هايي با سطح صاف به كار می روند. علاوه بر چيني هايي كه لوح هاي صاف دارند كاسه و بشقاب، پارچ هايي كه دهانه دراز وضخيم دارند، پارچ هاي دسته دار و گشاده دهان، جام هاي دسته دار و استوانه اي شكل در ميان چيني هاي اين دوره اشيائي هستند كه در حيات روزمره كاربرد بيشتري داشته اند. از اواخر قرن 17 در كارگاههاي شهر ايزنيك فعاليت ها رو به كاستي گذاشته و رفته رفته هنر چيني از ميان رفت. بعد از آن زمان، كوتاهيا به عنوان مركز چيني دولت عثماني شناخته شد.
چيني هايي كه در شهر كوتاهيا از اواسط قرن 14 تا به امروز توليد شده است از لحاظ تكنيك ساخت اندكي با چيني هاي ايزنيك فرق دارند. چيني هاي ساخته شده در شهر ايزنيك كه بيشتر در مقرها مورد استفاده قرار مي گرفت در مقابل چيني هاي ساخته شده شهر كوتاهيا بيشتر احتياجات روزمره مردم عادي را در بر مي گيرد و به عنوان سنت چيني آناتولي شناخته شده است.از اولين نمونه هاي چيني كوتاهيا، چيني هاي ساخته شده در قرون 14 و 15 «چینی میلت» را می توان نام برد.
در اواخر قرن 15 شهر كوتاهيا نيز مانند ايزنيك تحت تأثير چيني های كشور چين به توليدات چيني هاي آبي لعاب دار، بي رنگ و اغلب بدون آستر و چيني هايي كه از خميرهاي سفيد رنگ ساخته مي شدند روي آوردند. در نيمه دوم قرن 16 چيني ها كه در شهر رودويي ساخته مي شد، مورد تأييد صنعت چيني دولت عثماني قرار گرفت و در شهر كوتاهيا نيز توليد شد. در قرن 18 چيني ها ساخته شده در شهر كوتاهيا كه با تكنيك لعاب گيري ساخته مي شده است و با يك اسلوب آزاد كه مورد پسند عام بود و روي اين چيني ها موقين هاي گل، مداليون، رنگ هاي بنفش و آبي، خاكستري، سبز، قرمز و لاجوردي به كار برده مي شد. در اين دوره در كوتاهيا براي كليساها، اشياء ديني مختلف از قبيل قنديل، بخاردان، دفنه و لوح هايي كه با صحنه هاي انجيل و نوشته ها جاي مي گرفت ساخته شده است.
هنر قالي بافي
قالي بافي در بين صنايع دستي تركيه پيشينه اي قديمي دارد.
با نمونه هاي اولين قالي هايي كه توسط تكنيك گره زدن بافته شده در خانها مواجه مي شويم. به اولين تكه پاره هاي قالي هاي دستباف متعلق به قرنهاي 4-3 در قلعة پازيرك واقع در دامنه كوههاي آلتاي برميخوريم.
صنعت قالي بافي توسط كوچ نشينهايي كه در آسياي مركزي در قرن 11 زندگي مي كردند همراه با دولت سلجوقي وارد آناتولي شده است. قالي هاي دست بافي كه متعلق به دوره سلجوقي هستند در موزة آثار تركي و اسلامي، از 3 نمونه اي كه در مسجد بئي شهر اشرف اوغلو پيدا شده دوتايش در موزة مولاناي كوينه است و ديگري در يك كلكسيون اختصاصي در لندن موجود مي باشد.7 نمونه ديگري كه در قاهره پيدا شده در موزه اي در استكهلم سوئيس ديده شده است. با وجود اينكه در اكثر مناطق آناتولي هنوز هم صنعت قالي بافي از نوع دستي ديده مي شود ولي قدمت اين هنر به قرن 16 برمي گردد و شهرهايي چون سيواس، كيرشهر، لاديك، اشاك، ميلاس، كولا در دوره عثماني، شهرتشان را مديون اين صنعت هستند. علي رغم تفاوت در رنگ، نقش و حتي موضوع فرشهاي بافته شده در اين شهرها تمامي آنها از لحاظ طرز بافت و پشم به كار برده شده داراي ويژگي مشتركي هستند.
از ويژگي هاي قالي هاي گوردس طرز استفاده از پشم در پود به چشم مي آيد. اين قالي ها به طور عمده در محراب مساجد ديده مي شود. در دو كنارة محراب ستونهايي هست كه به آنها مارپوچلو گوردس مي گويند. بر روي محراب ابريق يا قنديلي آويزان است. به جفت محرابي كه پوشيده از عاج فيل است كيز گوردس مي گويند و به طور عمومي به عنوان جهيزيه بافته مي شوند. بيشتر قالي هاي كولا به شكل سجاده هستند و انواع مختلفي چون كومورجوكولا، گميلي كولا و دعا كولا دارند. بيشتر قالي هايي كه در ميلاس بافته مي شود به صورت سجاده هستند.
طرح هايشان در نوع خود منحصر به فرد است. مثلاً براي اينكه در گوشه قالي يك هشت ضلعي بافته شود طرحهايي كه به صورت ستاره هاي هشت ضلعي هستند بافته مي شود. زيباترين نمونه هاي قالي هاي اوشاك را در قرنهاي 17-16 مي بينيم. بر روي زمينه هاي سفيد كه طرحهايي از ستاره و مدال دارد يادگارهای همين دوره به چشم می خورند. در قرن 17 بافت قالي هايي با زمينه سفيد يا داراي عاج فيل كه طرحهايي به شكل برگ دارند نيز شايع شد. قالي هاي لاديك قالي هاي كم بعد هستند. از ويژگي هاي اين قالي ها، استفاده از طرح لاله يا خشخاش است. قالي هاي كبر شهرهم كم بعد بوده و به طرح سجاده يا قالي هاي محرابي هستند.
از زمانهاي قديم تاكنون، در هر عصري زنان به خاطر زيباتر جلوه كردن تزيين مي كرده اند. براي زيبايي چهره از سرخاب بهره گرفته اند و نيز از سرمه اي كه به چشم كشيده مي شد. در كنار اينها براي تكميل اين زيبايي از گوشواره، رشته هاي طلا، طلسم ها، تزئينات مو، تاج ها و شانه ها استفاده كرده اند. اين تزئينات، از سنگهاي قيمتي چون صدف، عاج فيل، مرجان، عقيق هستند كه با طلا و نقره روكش داده شده اند. رسومات استفاده از زينت آلات، در اكثر مناطق آناتولي به خاطر هدف استفاده از آن اسم مي گيرد. هر كدام از اين زينت آلات داستاني در ارتباط با معني خاص خود دارند. اين ها سمبل بركت، صبر، ضد موانع روزي يا براي چشم نخوردن و يا حتي براي مدافعه از فرهنگهاي ديگر به كار مي رود. در آناتولي در كنار خانم ها آقايان نيز با هدف دور ماندن از بديها، تزئيناتي از سنگهاي نقره اي با خود دارند. نقره و سنگهاي معدني، انگشتری ها، زنجير ساعت ها و زينت آلات نقره اي دست سازي كه سر اينها به كار مي رود، تزئيناتي كه با نقره روي قبضه سلاحها و قوطي هاي توتون كار شده و يا نوك شلاقهايي كه با نقره و يا مرجان كار شده اند نيز جزء همين دسته هستند.
زينت آلاتي كه خانم ها و آقايان در اواخر قرن 18 و اوايل قرن 19 استفاده مي كردند بخش مهمي از موزه هايمان را به خود اختصاص داده اند.
آنكارا ـ دومين مجلس بزرگ تركيه ـ موزة جمهوريت
ادارة كل موزه ها و آثار فرهنگي
موزة جمهوريت
ساختمان دومين مجلس ملي بزرگ تركيه
اين ساختمان كه از طرف معمار و دات تك(1942-1873) به عنوان محفلي براي فرقة جمهوريخواه خلق تركيه ساخته شده بود، در سال 1923 با تغيير كاربرد، به عنوان مجلس مورد استفاده قرار گرفت. اين ساختمان دو طبقه بود و با سقفي مزين به متد معماري عهد سلجوقي و عثماني پوشيده است. سالن بزرگ بنا هم به همين متد معماري ساخته شده است. درب تاجي شكل، كمر قوسي شكل ديوارها، سردر ديوارها و قسمت هاي چيني كاري شده به معماري اين ساختمان زيبايي دو چنداني بخشيده اند و خصوصيات معماري آن دوره را منعكس مي كنند. به علت عدم كارايي مجلس اول تركيه، در بناي ساختمان تغييراتي داده شد و به عنوان دومين مجلس بزرگ ملي تركيه در 18 اكتبر 1924 به كار گرفته شد.
دومين مجلس ملي بزرگ تركيه طي سالهاي 1960-1924، پايه گذاري شده بود.
به علت استفادة احزاب مختلف از اهميت زيادي برخوردار مي باشد. اين مجلس به كاركرد خود تا سال 1960 ادامه داد. بعد از انتقال ساختمان مجلس به ساختمان تازه تأسيس ديگر، اين ساختمان به سازمان مركزي قراردادها(Cento) اختصاص داده شد. از سال 1961 تا 1979، اين ساختمان به عنوان ساختمان مديريت مركزيCENTO مورد استفاده قرار گرفت.بعدها با پرچيده شدن CENTO، اين ساختمان در همان سال به وزارت فرهنگ تركيه واگذار شد. قسمت جلوي ساختمان به عنوان موزة جمهوريت و ساختمان مديريت موزه ها و اشياي قديمي، مورد استفاده قرار گرفت. ساختمان موزه بعد از مرمت و بازسازي در 30 اكتبر 1981 به عنوان موزة جمهوريت براي بازديد عموم افتتاح شد. تا سال 1985، اين موزه به فعاليت خود ادامه داد و سپس تعطيل شد. تا اينكه در سال 1992 دوباره براي بازديد عموم افتتاح گرديد. در اين موزه، نمونه هاي به يادگار مانده از دوران رياست جمهوري سه تن از مسئولان تركيه به چشم مي خورد.
بخش هاي موزه
اولين اتاق در سمت راست درب ورودي: در زمان دومین مجلس بزرگ ترکیه به عنوان اتاق محاسبه مورد استفاده قرار مي گرفته است و امروزه به آن اتاق افكار آتاتورك گفته مي شود. در اينجا در زير قابهاي نوراني عكس ها و گفته هاي خود آتاتورك موجود است و اساس افكار جموري خواهي، وطن پرستي، مردم خواهي، دولت خواهي، لمائيك انقلابي شرح داده مي شود.
دومين اتاق در سمت راست درب ورودي: در زمان دومین مجلس بزرگ ترکیه به عنوان مسجد مورد استفاده قرار مي گرفت ولي الان به آن اتاق انقلابهاي آتاتورك مي گويند. در لوح ها و ويترين هاي نوراني، قانون تشكيلات اساس نظم بخشي در زمينه هاي حقوقي، تغييراتي در ظاهر و لباس، تقويم بين المللي، ساعت، تراز و مقياسها، حروف جديد تركي، قانون نام خانوادگي، سخنراني بزرگ، سخنراني سال دهم، شركت هواپيمائي تركيه، راه آهن، انقلابها و اقدامات آتاتورك در زمينه اقتصاد و صنعت، لايه هاي قانوني، قوانين روزنامه، سخنان آتاتورك، عكس ها، و اشيائي در ارتباط با موضوع نمايش داده مي شوند.
سومين اتاق در سمت راست(درب ورودي): در زمان دومين مجلس ملي بزرگ تركيه به عنوان اتاقي براي نوشتن صورت جلسه ها استفاده مي شد ولي امروزه به نام اتاق آتاتورك مشهور است. در لوح هاي اين اتاق نمونه امضا و خط آتاتورك در تعطيلي خانقاهها، تأسيس سازمانهاي تاريخ و زبان تركي، سياست خارجي قرار داد montro براي ساخت پل Bogaz،كشاورزي، باستان شناسي، ادبيات و هنرهاي زيبا، دادن حق انتخاب و انتخاب شدن به زن ترك، حوادث مرتبط با مرگ آتاتورك، گفته هاي خودش، با عكس ها در حال شرح داده شدن هستند و همچنين بعضي از اشياء خصوصي آتاتورك هم نمايش داده مي شود.
اولين اتاق در سمت چپ درب ورودي: در زمان TBMM دوم( دومين مجلس ملی بزرگ ترکيه) به عنوان kanon kalemi مورد استفاده قرار مي گرفته است و امروزه يادبودهای زندگي محمود جلال بايار، سومين رئيس جمهور تركيه و رويدادهاي سالهاي 1960-1950، گفته ها و عكس هايش را در بر مي گيرد. و همچنين در اين اتاق بعضي از اشياء خصوصي محمود جلال كه از طرف خانواده اش به موزه داده شده است، در حال نمايش است.
دومين اتاق در سمت چپ درب ورودي: زمان TBMM دوم به عنوان اتاق هيئت اداره و رسيدگي استفاده مي شده است و امروزه در اين اتاق از زمان اعلان جمهوريت تا به امروز تمام پولهاي كاغذي، فلزي و تمبرهاي رايج و پولها و نشان هاي يادبود در حال نمايش هستند.
سومين اتاق در سمت چپ درب ورودي: در زمان TBMM دوم به عنوان اتاق اسناد مورد استفاده قرار مي گرفته است. اين اتاق، حوادث دوران رياست جمهوري عصمت اينانو و اتفاقات سالهاي 50-1938 و عكس ها و گفته هاي او را در برمي گيرد. همچنين بعضي از اشياي خصوصي عصمت اينانو كه از طرف خانواده اش به موزه بخشيده شده است در حال نمايش است.
سالن اجتماعات مجلس: در زمان TBMM دوم به عنوان سالن عمومي كميسيون(هيات) مورد استفاده قرار مي گرفته است و از سالهاي اوليه جمهوريت به مكاني براي تصميم گيري در انتصاب هاي مهم دولتي و همچنين سخنراني هاي مهم تبديل شده بود و از لحاظ تاريخي داراي اهميت بسيار بالايي است.
درست در وسط درب ورودي سالن صندلي رياست(جايگاه رياست) در گوشه هاي سمت راست و سمت چپ جايگاه سفيرها، در سمت چپ ،جايگاه تشريفاتي رئيس جمهور، و در قسمت عقب سالن جايگاه شنوندگان و نمايندگان مطبوعات قرار دارد. در اين سالن در بين سالهاي 1960-1924 تعداد نمايندگان مجلس تا 61 نفر نيز رسيده بود.
سالن اجتماعات مجلس با جان بخشيدن به آثار موجود كه با هدف دادن نقش تعليمي و آموزشي به اين عناصر به روش موزه داري نوين طراحي شده است. با نمايش آثاري از جنگ رهايي بخش با اسناد مربوط به تأسيس دولت جديد تركيه و يكي از وقايع مهم آن دوره كه همانا تعلق تاريخي آتاتورك در(اكتبر) 20-15 سال 1927 به شكل طبيعي با استفاده از پيكرهاي انساني احيا شده است، با هدف هر چه بيشتر جلوه دادن اين محيط، بخش هاي منتخب از نطق اصلي توسط بازيگران تائتر بازخواني شده است. اين سخنراني كه يكي از نمونه هاي زيبا در زمينه صنعت سخنراني است با وجود اينكه تحقق آن مشكل است خود يكي از منابع مهم تاريخي كشورمان در زمينه سياست و نظامي گري است. اين نطق كه يك تفسير و خلاصه اي مستند است جزئيات كاملي از تولد دوباره ملت ترك، جنگ رهايي و اتفاقات سالهاي اوليه جمهوريت را بيان مي كند. بيش از هر چيز ديگر در فلسفه اين سخنراني، عشق به ملت و انسان دوستي و درك اخلاق به چشم مي خورد. آتاتورك مي گويد:
زماني كه من در سال 1919 رو به سامسوننهادم، هيچ نيرويي نداشتم جز نيروي بزرگ و معنوي زائيده اصالت ترك كه به آن ايمان داشتم.
اين بنا كه تا سال 1960 به عنوان مجلس ملي بزرگ تركيه استفاده مي شد بعد از اينكه در اختيار وزارت فرهنگ قرار گرفت به عنوان موزه از آن استفاده شد. درموزه در كنار نمايش آثار، با هدف شناساندن آتاتورك و جنگ رهايي و تأسيس جمهوريت خصوصاً به نسل جوان نمايشگاههايي ترتيب داده می شود، فيلم هايي به نمايش گذاشته مي شود و به صورت مرتب كنفرانس هاي مختلفي به اجرا در مي آيد.
طبقه دوم موزه
طبقه دوم اين بنا در زمان دومين مجلس ملي بزرگ تركيه شامل اتاق رئيس جمهور، اتاق پذيرش ميهمانان داخلي و خارجي رئيس جمهور، دفتر مخصوص رئيس جمهور، اتاق نخست وزير و هيات دولت، اتاق رئيس مجلس، دفتر مخصوص رئيس مجلس و اتاق كميسيونها بود. فقط كاربرد اين اتاقها بنا به ضرورت گاه گاهي تغيير مي كرده است.
ساختمان دومين مجلس ملي بزرگ تركيه
جادة جمهوريت، شماره 22، الوس
تلفن: 3105361(0312)
فاكس: 3110473(0312)
به غير از يكشنبه هر روز از ساعت 9 الي 17 براي بازديد عموم باز است.
آنكارـ موزة شفيق بورسالي
اداره كل موزه ها و آثار فرهنگي
موزة شفيق بورسالي
ادارة كل هنرهاي زيبا(ادبيات، موسيقي، هنرهاي تجسمي) در چهارچوب موزة مجسمه سازي ـ نقاشي دولتي است.
كوچة احمد ميدهات افندي ـ شماره 3/36ـ چانكايا
به غر از يكشنبه ها، هر روز از ساعت 9 الي 12ـ 13 الي 17 براي زيارت عموم باز است. شفيق بورسالي در سال 1903 در بورسا به دنيا آمد. در دوران دانشجويي به نمايشگاه انجمن نقاشان استادان ترك، ابراهيم چاللي، حكمت انانه و ناميك اسماعيل ملحق شد. در اولين دور مسابقات اروپايي به سال 1930 مقام اول را كسب كرد. بعدها به اروپا رفته و در مراكز مختلف هنر به تحقيق و فعاليت پرداخت. بورسالي كه در مدارس ازمير، قونيه و استانبول به معلمي پرداخته بود، در سال هاي 1936-1934 با نمونه نقاشي هاي خود كه سلجوق و مولوي را به تصوير كشيده بود، شهرت فراواني يافت. در سال 1937 بنا به خواستة مصطفي كمال آتاتورك، آثار خود را در شهرهاي مسكو، كي يف، اتحاديه جماهير شوروي و بوكرش، بلگراد، آمن و پاريس به نمايش گذاشت. بعدها آثار بر نمايش گذاشته شده، در هند، هلند و وين، در تمامي اروپا، جايگاه ويژه أي كسب كرد. در سال 1936 در آكادمي هنرهاي زيبا به عنوان عضو هيئت علمي، 30 سال به تعليم و آموزش پرداخت. در نمايشگاههاي مجسمه ـ نقاشي دولت به سال هاي 1982-1980-1973-1966، صاحب مدال شد. علاوه بر آن چهار مدال دولتي ديگر را نيز به دست آورد. در سال 1968 از سوي وزارت فرهنگ تركيه نيز، به كسب مدال ويژه نايل شد و در سال 1987 از سوي دانشگاه معمار سينان به اخذ مدرك پروفسوري مفتخر شد. شفيق بورسالي كه كوچه و گالري هنرهاي شهرداري محل زادگاهش بنام او نامگذاري شده بود، در تاريخ 20/4/1990 در گذشت.
خانه حمل سكونتش از سوي وزارت فرهنگ تركيه به عنوان موزة شفيق بورسالي شناخته شد. كوچه احمد ميدهات اختري ـ شماره 3/36 ـ چانكايا
به غير از يكشنبه ها هر روز از ساعت 9 الي 12 و 13 الي 17 براي بازديد عموم باز است.
نقاشي هايي از موزة شفيق بورسالي
"" "" "" "" "" صفحة 1
"" "" "" "" "" صفحة 2
"" "" "" "" "" صفحة 3
"" "" "" "" "" صفحة 4
مقبره سپزـ بورساـ cm62 47 (1959)
cm90 70 (1960)
گياه گلداني cm75 68
تصوير مديها بورسالي cm75 68 (1975)
ساحل مارماريس cm41 33- 1973
چشمه اميركان استانبول cm41 33- 1958
منظره جلوي حمام چاكر بورسا cm47 35- 1958
نقاشي هايي از موزه شفيق بورسالي صفحه 2
نقاشي هايي از موزه شفيق بورسالي صفحه 2
بسفر استانبول cm31 33- 1958
مقبره مراديه بورسا cm41 33- 1941
تصوير يك زن cm41 33- 1941
طرح cm20 5/30- 1948
الو داغ بورسا cm41 33- 1952
ميوه ها cm80 60- 1955
آنكارا ـ موزه نقاشي و مجسمه
مديريت كل(اداره كل) موزه و ميراث فرهنگي
موزه نقاشي و مجسمه آنكارا
موزة نقاشي و مجسمه آنكارا از طرف(به سمت) معمار عارف حكمت كويون اوغلو در زمان حكومت رهبر بزرگ ملت ترك، آتاتورك و در سال 1927 تأسيس شده است. اين موزه كه به دنبال(بعد از) مرمت ساختمانش در سال 1980 بازگشايي شده است در مدت زمان كوتاهي به صورت مؤسسه اي كه تمام ويژگي هاي يك موزه مدرن را داراست درآمده است. موزه امروزه در مقايسه با شاخه هاي ديگر هنر قدمت بسيار كمي دارد.
(اين موزه) به صورت يك مركز هنري كه آثار بزرگ هنرمنداني را كه در پيشرفت و احياي هنر مجسمه و نقاشي تركي نقش بسزايي را بازي كرده اند درآمده است.
كلكسيونهايي متشكل از آن، هنري كه نشانگر دوره هاي تكوين و پيشرفت صنايع پلاستيك تركي، همچنين كتابخانه صنايع پلاستيك كه محل طبقه بندي آنهاست(كلكسيونها) و خلا موجود در اين زمينه را پر مي كند هر سال با خريدهاي جديد و بخشش(اعطا) كه از طرف دولت، داخل و خارج كشور و سفارتهاي خارجي صورت مي گيرد در حال غني شدن است و آرشيوهاي هنرمندان ترك حاضر در اين مكان به بهترين صورت جوابگوي نيازهاي محققاني است كه در اين زمينه فعاليت مي كنند.
نگهداري از آثار هنري كه يكي از مهمترين مسئوليتهاي اين موزه مي باشدبا حل مشكلات ناشي از گرما و رطوبت با استفاده از روشهايي كه بهترين نتايج را در پيش دارند انجام مي شود. در برابر تمام موانع حفظ و نگهداري براي هر زياني كه ممكن است در آثار به وجود آيد قسمتي مجزا براي اين مسئله از طرف متخصصان در داخل همين موزه تشكيل شده است.
در سال 1980 و بازسازي ساختمان كه در سالهاي بعد صورت گرفت به تأسيس گالري هاي نقاشي، مجسمه و سراميك كه بتواند هم براي هنرمندان حرفه اي و هم براي هنرمندان آماتور خدمت ارائه دهد اهميت زيادي داده شده است. به دليل امنيت بيشتر، تمام ساختمان به سيستم دوربين هاي مدار بسته تلويزيوني، … و زنگ خطر آتش سوزي مجهز شده كه به اين ترتيب تمام قسمت هاي موزه مي تواند تحت كنترل باشد. كلاسهاي نقاشي و نويسندگي ابتكاري همراه گالري هاي مخصوص هنرهاي تزييني تركي، سراميك و مجسمه كه از طرف مردم و با توجه به امكانات موزه درخواست شده است در كوتاهترين زمان ممكن گشايش خواهد يافت. در چهارچوب قراردادهاي فرهنگي بين المللي طرح هاي برنامه ريزي شده در تركيه براي عرضه طولاني مدت نمايشگاههاي نقاشي، مجسمه، سراميك، هنرهاي نوشتاري و عكس در سه گالري در حال اجرا مي باشد. به همين منظور بايد آثار كشورهاي خارجي به دولت تركيه اطلاع داده شود. در كنار اين طرح آثار هنري تركي كه منتخب از مجموعه موزه ها مي باشد در چهارچوب قراردادهاي بين المللي در كشورهاي خارجي به نمايش گذاشته مي شود. همراه با اين نمايشگاهها، نمايش هايي كه جنبه شخصي و همچنين حالت رقابت دارند و از طرف اداره كل هنرهاي زيبا ترتيب داده شده اند در بين فعاليت هاي ديگر موزه جاي مي گيرند. سالن بزرگ تاريخي كه در حين مرمت به صورت بديعي تبديل شده در اجرا ي كنسرتها، اكرانهاي سينمايي و بازيهاي تئاتر مورد استفاده قرار مي گيرد.
اين مؤسسه در برگيرندة تمام ويژگي هاي لازم براي موزه هاي هنري معاصر مي باشد، همچنين با داشتن ويژگي هاي خدماتي همچون كافه ترياي مدرن، فروشگاههاي و خدمات رساني صوتي وراي يك نمايشگاهي است كه براي آثار هنري قديمي ترتيب داده شده است.
ميراث فرهنگي اداره كل موزه ها
آنكارا ـ حمام رومي
در قرن سوم حمام رومي از طرف Caracalla(217-212) پير Severus امپراطور روم بنام صاقلك تانري آسكليچين، واقع در جاده چانكير كه مابين ميدان ايلديريم بيازت و در فاصله چهار متري ميدان(اولوس) در طرف غرب جاده به ارتفاع 5/2 متري ساخته شده بود. اين سكو كه امروز به نام حمام رومي نامگذاري شده به عنوان يك تپه باستاني شناخته مي شود و در دوره رم(قسمتي از دوره سلجوقيان و بيزانس) آثار باستاني زمان فريگ به ثبت رسيده بود. با توجه به بناي اين حمام، ساخته شدنش بر حسب استانداردهاي امپراتوري بيشتر از يك حمام حومه شهري قابل برداشت مي باشد. حمام در قطر 130 80 متر، از سنگ ساخته شده بود با وروديي كه در جاده چانقیری دارد، وارد كاشانه باستاني به نام پالسترا كه ستونه هايش ميدان وسيعي را احاطه كرده و جاييست مه تربيت بدني و كشتي گيري در آن انجام مي گرفت، مي شويم.
در قسمت راست اين راه كه ستونهاي بر روي آن قرار دارند تعداد ستونهاي چهارگوشه و گرد نوشته شده ديده مي شود. تقريباً پشت سالن ورزشي، فريقدار يوم(قسمت سري حمام) و در سمت چپ پيكنا(استخر شنا) همراه با سكوها و آپورتيارمحوم(جاي رختكن) و در سمت راستش ستونهاي گردي كه از توغها ساخته شده و همه جاي قسمت بالای حمام را در بر گرفته است. در رديف دوم پداروم(قسمت معتدل) اش باز هم ستونهاي گردي كه از توغ ها ساخته شده اند، ديده ميشود. قسمت گرم حمام در آخرين قسمت جاي گرفته و 12 آتشدان آن قابل رويت است. علت اينكه قسمت هاي گرم و معتدل حمام نسبت به قسمت هاي ديگر بازتر و گشادتر نيست بايد به شرايط سرد هواي زمستاني آنكارا بستگي داشته باشد. اين اتاقها، توسط گرماي اجاقهاي اطرافشان به راحتي گرم شده و هواي گرم در حال گردش به كمك ستونهاي توغي كه تاسيسات گرمايي زيرزميني دارند به اتاقهاي بالايي رسيده و به اين شكل موجب گرم شدن آنها مي شود. در قرن هفتم اين بنا كه در نهايت به وسيله آتش سوزي خراب شده؛ سكه هايي كه به وسيله كنده كاري در اين رديف به دست آمده بود به خوبي نشان مي دهد كه اين حمام به مدت پانصد سال و به صورت دائمي كه هرازگاهي تعمير شده، مورد استفاده قرار مي گرفته است. در بين سالهاي 1943-1938 در كنده كاريهاي باستاني به توسط حرات آثار تاريخي ترك، رختكن ها و جاي استشمام همراه آتشدانها و راههاي خدماتي پيدا شده بود.
آنكارا ـ موزة جنگ رهايي بخشی( کورتولوش)
ادارة كل موزه ها ومیراث فرهنگی
موزة جنگ رهايي آنكارا(بناي اولين بزرگ ملي بزرگ تركيه)
تاريخچة بنا: ساخت بناي اولين مجلس بزرگ ملي تركيه كه در ميدان اولوس آنكارا قرار دارد در سال 1915 شروع شده است. اين بنا در ابتدا براي جمعيت اتحاد و ترقي توسط معارف اوقاف، ساليم بيگ طراحي شده بود و نظارت بر ساخت آنرا هاسيپ بيگ، معمار نظامي سپاه بر عهده داشت. بارز ترين خصوصيت اين بناي دو طبقه كه به سبك معماري ترك ساخته شده است استفاده از سنگ آنكارا(آندزيت) در ساخت ديوارهاي آن است. بافت بناي مجلس با اينكه در 23 نيسان 1920 هنوز پايان نيافته بود ولي در اين روز با تصميم بر گردهمايي بر اين بنا و با حضور مردم كار ساخت پايان يافت. اين بنا كه از 23 نيسان 1920 تا 15 اكيم 1924 به عنوان اولين مجلس بزرگ ملي تركيه و بعد از آن به عنوان مركز عمومي فرقة خلق جمهوري و مدرسة حقوق استفاده مي شد در سال 1952 در اختيار ادارة معارف قرار داده شد و در سال 1957 با تبديل اين بنا به موزه شروع به كار كرد. بنا در 23 نيسان 1961 به عنوان‹‹ موزه مجلس بزرگ تركيه›› براي بازديد عموم داير شد. در چهارچوب بزرگداشت صدمين سالگرد ميلاد آتاتورك در سال 1981 و بعد از مرمت و آماده سازي بنا براي نمايش از طرف ادارة كل موزه ها و آثار تاريخي وزارت فرهنگ و توريسم، در 23 نيسان 1981 به عنوان‹‹ موزة جنگ رهايي›› مجددا براي بازديد عموم داير شد.
افتتاح اولين مجلس بزرگ ملي تركيه
در 23 نيسان 1920 هزاران نفر از مردم با ازدحام در اطراف مجلس چشم انتظار افتتاح آن بودند. بعد از برپايي مراسم، مجلس با 115 نماينده اولين جلسة خود را تشكيل داد. سخنراني افتتاح مجلس را هم مسن ترين نمايندة آن كه به عنوان رئيس مجلس انتخاب شده بود، نمايندة سينوپ(Sinop Mebusu) انجام داد:
‹‹ حضار محترم، همانطور كه از اسناد موثق مركز خلافت و حكومت برمي آيد كشور از طرف قواي بيگانه اشغال شده و استقلال از هر نظر محدود شده است.
تسليم شدن در برابر اين وضعيت به مفهوم پذيرفتن اسارتي است كه از طرف بيگانگان بر ملتمان تحميل شده است.در حالي كه ادارة ملت ما به اين است كه در طول تاريخ از اول تا به امروز مستقل و به دور از هرگونه وابستگي زندگي كند از اينرو اين اسارت را قطعاً و به طور مصمم رد كرد و فوراً با انتخاب نمايندگان، مجلسي بزرگ را آفريدند. من به عنوان رئيس اين مجلس و با كمك خداوند مجلس را افتتاح مي كنم و در چهارچوب استقلال ملي و جهاني ملتم و شناساندن آن به تمام دنيا و ساخت آينده اي زيبا خواهم كوشيد››.
بعد از سخنراني افتتاحيه نمايندة آنكارا، مصطفي كمال اينكه مجلس از كدام عضوها تشكيل خواهد شد را بدينگونه تشريح كرد:
‹‹ همانطور كه مي دانيم مجلسمان داراي اختيارات خاصي است و از نمايندگان محترمي كه دوباره انتخاب شده اند تشكيل شده است. اين نمايندگان با جان به در بردن از مراكز سلطنت كه تحت تعرض و اشغال است به اينجا آمده و مجلس را تشكيل داده اند. مجلسي كه نمايندگان مردم با نجات جان خود آنرا تشكيل داده، موضوع بحث شيوة جديد انتخابات است. اينك مجلس ما به صورت قانوني تشكيل شده است. در 24 نيسان 1920 مجلس دومين جلسة خود را تشكيل داد و مصطفي كمال با اكثريت قاطع آرا به عنوان رئيس مجلس انتخاب شد. مصطفي كمال در اين جلسه سخنراني طولاني و پر محتوايي داشت. او با گفتن اينكه ديگر هيچ قدرتي برتر از مجلس وجود ندارد، بر اهميت آن تأكيد كرد. جنگ رهايي بخش به رهبري مصطفي كمال و با تصميمات او در اولين مجلس بزرگ تركيه تحقق يافت. در بين اين تصميمات تصويب اولين قانون اساسي در 20 اوجاك 1921، تصويب سرود ملي در 12 مارن 1921 و فروپاشي(حذف) سلطنت در اول كاسم 1922 به چشم مي خورد. همچنين تصويب معاهدة صلح لوزان(Lozan) در 24 تموز 1923، انتخاب آنكارا به عنوان پايتخت جمهوري تركيه در 13 اكيم 1923 و با اعلام جمهوريت، انتخاب مصطفي كمال به عنوان رئيس جمهور دولت تركيه در 29 اكيم 1923 از ديگر مصوبات اين مجلس بود.
آتاتورك در يكي از سخنراني هاي خود با اشاره به اينكه مجلس بزرگ تركيه چكيده تمامي فعاليت هاي ملت ترك و و نمونة بارزي از حكومت مردمي است به اهميت و لزوم تأسيس مجلس تأكيد كرد.
بخش هاي ساختمان
راهرو
در سمت چپ راهرو و اتاق ها، حوادث سالهاي 1923-1918 بنا به ترتيب تاريخي، با تابلوهاي روغني، عكس، سند، بعضي اشياء، وسايل جنگي با نمونه ها به نمايش گذاشته شده اند. در سمت راست راهرو اتاق ها هم عكس هاي مربوط به نمايندگان مجلس اول و دوم، تابلوهاي روغني، سند، اشياء، يادبود و برخي اسناد ديگر از اين قبيل به نمايش گذاشته شده است.
اتاق هيأت دولت و هيأت رياست
اين دو اتاق در سمت چپ درب ورودي بنا قرار دارد. اين محل در كنار اينكه به عنوان اتاق هيئت اجرايي مورد استفاده قرار مي گرفته به عنوان اتاق هيأت رياست نيز استفاده شده است. در اين محل ميز متعلق به رئيس كنگره برگزار شد. در سومين و در وسط سالن ميز طويل با صندلي ها به نمايش گذاشته شده است. در ديوارهاي اتاق نيز عكس هايي از نمايندگان اولين دوره هيئت دولت به چشم مي خورد كه مربوط به دوران بعد از اعلان جمهوريت هستند. هيچ تغييري در شكل اوليه دكور اتاق به وجود نيامده است.
اتاق كميسيون
دومين اتاق سمت چپ راهرو است. در اين اتاق موضوعات مختلفي از كميسيونهاي مجلس به شور گذاشته شده است. در اين اتاق متراكه مندرس گرفته تا حركت آتاتورك به قصد سامسون، و سند ميثاق ملي، عكس ها و بعضي اشياء به نمايش گذاشته شده است.
اتاق استراحت
سومين اتاق در سمت چپ راهرو است. به عنوان اتاق فعاليت هاي سري مجلس استفاده شده است. در داخل اتاق ورود مصطفي كمال به آنكارا با يك تابلوي روغني به تصوير كشيده شده است. عكس مربوط به افتتاح مجلس و نامه هاي لوزان و سور در ارتباط با تركه و اولين و دومين جنگ هاي(اين انو) با اسناد و نقشه ها به نمايش گذاشته شده است. علاوه بر آن دستگاه تلگراف استفاده شده در دوران جنگ رهايي بخش، وسايل و تجهيزات نظامي و همچنين ظروف غذاي نقره اي اهدا شده به كاظم كاراكبير، در اثناي عهدنامه گومرو، به چشم مي خورد.
اتاق انجمن ديني:
چهارمين اتاق سمت چپ راهرو است. در اين اتاق لوايح تصويب شده با قانون اساسي تطبيق داده مي شد. و تابلوي« تعرض» كه مربوط به آخرين مرحله جنگ رهايي بخش است با اسناد و مدارك به نمايش گذاشته شده است. همچنين يك قالي كه نسل هاي ميثاق ملي را تمثيل مي كند، نشان هاي استقلال و تابلوي رنگ روغني كه مصطفي كمال را با دوستانش در بالكن مجلس به تصوير كشيده است به چشم مي خورد.
اتاق اجرايي:
پنجمين اتاق سمت چپ راهرو به عنوان اتاق اجرايي مجلس استفاده مي شده است. در اين اتاق عكس هايي از فرماندهان دوران جنگ رهايي بخش، متن سرود ملي، متاركة مودانيا، اسناد مربوط به عهد نامه هاي صلح لوزان، پايتخت تمدن آنكارا، اعلان جمهوريت، متن سخنراني مصطفي كمال آتاتورك پس از انتخاب شدن به رياست جمهوري و عكس هاي به يادگار مانده از آن، عصاي متعلق به آتاتورك، دوربين و اسلحه آتاتورك كه در جنگ رهايي بخش از آنها استفاده مي كرد. نمونه هايي از يونيفرم، پرچم به اهتزاز در آمده در ساختمان مجلس ممهور به امضاي رجب پكر در تاريخ نيسان 1920 و پارچه ممهور اهدايي به مجلس از سوي انجمن حمايت از زنان، وجود دارد.
اتاق اجرايي:
اتاق هاي پنجم و ششم سمت راست راهرو به عنوان اتاق اجرايي مورد استفاده قرار گرفته اند.
امروزه اتاق ششم به عنوان اتاق اداري موزه مورد استفاده قرار مي گيرد. در اتاق پنجم نيز عكس هاي متعلق به نمايندگان دوره اول و دوم مجلس، اسناد هويت آنان، اسلحه هايي اهدايي به نمايندگان از سوي مجلس بزرگ تركيه، مدالها و نشانهاي دوره استقلال، اسناد و اشياء و يادبود به چشم مي خورد.
سالن اجتماعات مجلس
سالن بزرگ سمت راهرو، سالن اجتماعات مجلس بوده است. اين سالن شكل اوليه خود را حفظ كرده است. در وسط سالن كرسي متعلق به رياست و هيئت رئيسه مجلس به چشم مي خورد.
|