|
قونیه- موزه آک شهر
قونیه- کلیستیرا
قونیه- موزه مولانا
موزه ارعلی قونیه
موزه باستان شناسی قونیه
موزه (آثار چینی) کاراتای
موزه آتاتورک قونیه
موزه (مقبره ها) مدرسه سیرچالی
موزه (آثار چوبی و سنگی) اینجه مناره
موزه نژادشناسی قونیه
اداره کل موزه ها و میراث فرهنگی ترکیه
اداره موزه آک شهر- قونیه
موزه آک شهر
در اثر حفاریهای انجام شده در منطقه تاریخی آق شهر، آثار تاریخی متعلق به دوره نتئولیتیک (فرسنگی) پیدا شده است. این مکان شاهد سکونت اقوام مختلفی بوده و به علت اینکه در مسیر گذرگاههای مهم قرار دارد آسیبهای زیادی به این شهر وارد شده است. آک شهر در منطقه فریگیاپارور واقع شده است. نام قدیمی این شهر فیلوملیون بوده است. بر روی سنگ میل پیدا شده در نزدیکی مرکز قلعه «فیلوملیون» نوشته شده است. این اثر سنگی تنها اثر نوشته شده اسن شهر میباشد و در موزه باستان شناسی به نمایش درآمده است. این شهر به علت داشتن مکانهای تاریخی، طبیعی، تجاری از جمله مناطق مهم آناتولی مرکزی محسوب میشود.
آدرس: قونیه، آک شهر، خیابان دکتر عزیز پرکون، پلاک 84
موزه باستان شناسی (تاش مدرسه)
فعالیتهای موزه آک شهر مسئول از سوی اداره فرهنگ به منظور نظارت بر کار جمع آوری و حفظ آثار منطقه شروع شد. این آثار در مسجد عمارت نگهداری میشد. به علت عداوت مسلمانان در مسجد غارت آثار موجود در این مکان در سال 1950 به تاش مدرسه منتقل شد. و با انتخاب شدن مسئول آن در سال1960 این موزه رسما کار خود را شروع کرد و بعد از کار بازسازی و تعمیرات سرانجام در 8 ژوئن 1965 برای زیارت عموم آماده شد.
تاش مدرسه به شکل مدرسه دارالفنون ساخته شده و دارای مسجد، آرامگاه، خانقاه، عمارت و چشمه میاشد. این مدرسه در سال1250 به دستور فخرالدین علی فرزند رئیس الوزرا امیرداد صاحب آتا فرزند سلطان کیخسرو دوم ساخته شد. این مدرسه دارای یک حیاط باز و چهار ایوان می باشد. در سنگی و ایوان اصلی آن در محور شمال به جنوب، دو ایوان آن به شکل عمودی ساخته شده و ایوان جنوبی آن به شکل اتاق درآمده است. در دو سوی حیاط وسط آن رواق های ساخته شده از بهترین نوع مصالح قرار گرفته است. در سمت راست در تاج پنج اتاق وجود دارد. آرامگاه در قسمت راست در ورودی است.
این آرامگاه به شکل مربع بوده و در زیر آن یک کریپتاس وجود دارد. در پایین گنبد نقوش هندسی و خطوط کوفی نقش بسته است. اطراف این طرحها و خطها با موزاییک چینی آراسته گشته است. شبیه این شکل در وسط گنبد نیز به چشم میخورد. در این موزه انواع اثرهای تاریخی از دوره نئولیتیک تا قرن نوزدهم میلادی وجود دارد که البته این اثر متعلق به دوره عثمانیها و سلجوقیان میباشد. سنگ قبرهای برجسته متعلق به دوره سلجوقیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این اثرها از آک شهر و اطراف آن جمع آوری شده است.
آدرس: قونیه، خیابان لارنده
تلفن: 3513207(0332)
حوض یالبورت هیت هیت
این حوض در 23 کیلومتری شمال منطقه ایلگین در مرکز یالبورت قرار گرفته است. این قسمت در اثر حفاریهای انجام گرفته از سوی تیم باستان شناسی راجع تمیزر مدیر موزه تمدنهای آناتولی نمایان شد. (سالهای 1975 و 1973 و 1972 حفاریهای صورت گرفته است). این حوض به شکل مستطیل می باشد. بر روی ردیف سنگی آن 32 عدد بلوک ساخته شده از کالکر که روی آنها با خطوط تصویری مزین گشته وجود دارد. بر روی یکی از این بلوکهای زیبا نام پادشاه بزرگ توت حالیای پنجم دیده می شود. این نوشته اطلاعات خوبی در رابطه با کارها و اقدامات توت حالیای پنجم و همچنین تاریخ هیت هیت ها در اختیار ما میگذارد. این حوض از سوی پادشاه بزرگ هیت هیت ساخته شده در گذشته به عنوان مکان برگزاری آیینهای دینی مورد استفاده قرار می گرفته است.
موزه قرارگاه جبهه غربی آک شهر
بع د از پیروزیهای جنگ میدان ساکاریا دشمن در شرق خط افیون- اسکی شهر موضع گرفت. این موضع دشمن باعث شد که قرارگاه جبهه غرب از روستای آلاگوز به آک شهر منتقل شود. (18 نوامبر 1921) که بعدا هم به ساختمان شهرداری منتقل شد. تمام طرحها و نقشه های جنگ در این قرارگاه پایه ریزی می شد. آتاتورک چندین بار در این ساختمان بر جنگ نظارت و کنترل داشته است. این بنا در فاصله سالهای 1905-1904 در زمان شهردار بوستان بیگ ساخته شد.
این بنا دو طبقه بود و از سنگ، آجر و بغدادی ساخته شده است. بر روی دیوار دکانهای واقع در قسمت جنوب و شرق طبقه همکف آن در لوح ویژه بویوک تعرض با تکنیک agrofito ایجاد شده است.
این قرارگاه امید و مجادله در سال 1965 به ساختمان دیگر شهرداری منتقل شد و این ساختمان به وزارت فرهنگ واگذار گردید. پس از یک سری تعمیرات و بازسازی در 5 ژوئیه سال 1966 به موزه تبدیل شد. در طبقه همکف آنبخشهای اداری موزه موجود می باشد. در طبقه بالا وسایل و ابزارهای به جامانده از زمان قرارگاه و اتاقی که زمانی مکان کار آتاتورک و تصمیم گیریهای بویوک تعرض بود وجود دارد. در دو طرف این دو اتاق دیگری که مکان کار عاصم گوندوز رئیس ستاد مشترک و عصمت این اونو بوده جای گرفته است. مجسمه مومی عصمت این اونو بر روی میز کار آن دیده میشود. در داخل ویترینهای اتاق واقع در گوشه شمالی ابزارهای شخصی و اهدایی و همچنین سلاحهای متعلق به آتاتورک به نمایش درآمده است. در چهار اتاق دیگر بیوگرافی های افسران قرارگاه گزیده های سخنرانی های آتاتورک، لوحها، عکسها، نقشه ها و اسناد و اسلحه ها به نمایش درآمده است.
موزه مولانا
جا ی درگاه مولانا از سوی سلطان علاالدین کیقباد به سلطان العلما بهاالدین ولد اهدا شد. سلطان العلما در 12 ژانویه 1231 در این مکان به خاک سپرده شد. بعد از مرگ سلطان العلما عده ای از دوستداران وی به حضور مولانا می رسند و از ایشان میخواهند که بر روی قبر پدرش مقبره ای بسازند، اما او با گفتن اینکه «آیا غیر از گنبد آسمان مقبره دیگری نیز وجود دارد» پیشنهاد آنها را رد میکند. بعد از مرگ مولانا پسرش سلطان ولد اقدام به ساخت مقبره در این محل میکند. این مقبره چهار ستونی توسط معمار بدرالدین تبریزی در مقابل پرداخت 130000 درهم سلجوقی ساخته شد (قبه خضرا). تا قرن نوزدهم میلادی همواره بخشهایی به این موزه اضافه می شده است. این مقبره و درگاه در سال1926 تحت عنوان موزه آثار عتیقه قونیه فعالیت خود را شروع کرد. و در سال1954 نام موزه به موزه مولانا تغییر یافت. مساحت موزه و حیاط آن حدود 6500 متر مربع می باشد که این میزان با اضافه شدن مجموعه گل باغچه به 18000 مترمربع افزایش یافت.
ورودی حیاط موزه از در درویشان می باشد. در سرتاسر امتداد غربی و شمالی حیاط حجره های درویشان موجود است. در امتداد جنوبی آن مطبخ آرامگاه خرم پاشا و در انتهای این مسیر در خاموشان وجود دارد. این در به قبرستان اوچلر منتهی می شود. در قسمت شرق حیاط هم، آرامگاه های حسن پاشا، خاتون فاطمه، سینان پاشا، سماخانه، مسجد و همچنین قبه های خانواده مولانا موجود می باشد. وجود حوض فواره آب (در سال 1512 از سوی یاوز سلطان سلیم ساخته شد). حوض شب عروس و چشمه سلسبیل به حیاط موزه اهمیت ویژه ای داده است.
اتاق تلاوت
تلاوت یک یکلم عربی بوده و به معنی خواندن قرآن با صدای خوش و بدون اشتباه می باشد. به خاطر اینکه در این مکان در گذشته قرآن کریم خوانده می شد به آن اتاق تلاوت گفته میشود. در این اتاق آثار خوشنویسی های مصطفی راقم، محمود جلال الدین، خلوصی و یساری زاده و تابلوی خوشنویسی سلطان محمود دوم به نمایش در آمده است. بر روی در گوموش این بیت فارسی متعلق به ملاجامع که توسط یساری زاده نوشته شده دیده میشود:
کعبه عشاق باشد این مکان
هر چه نقص آمد شد
اینجا آرمان
(این مکان کعبه عشاق شد. هر نقصی در اینجا به کمال رسید) حضور پیر (تربت)
در نقره ای تعبیه شده در محل ورودی سالن در سال 1599 از سوی پسر حسن پاشا (پسر سوکوللو محمد پاشا ساخته شده است. در ویترین موجود در این مکان دو اثر مشهور مولوی به نامهای مثنوی و دیوان کبیر به نمایش درآمده است. در سالن مقبره، سه قبه کوچک به چشم میخورد. قبه سومی به قبه پست نیز معروف بوده و از طرف شمال به قبه سبز متصل است. سالن قبه از طرف شرق، جنوب و شمال با ست بلندی محاط شده است. در دو ست بلند شمالی این سالن صندوقهای مربوط به 6 سردار خراسانی جای گرفته است. کاسه (نیسان) مربوط به ابوسعید بهادر (از حکمرانان ایلخانی)در ست پایانی صندوق به نمایش درآمده است. علاوه بر این دو لوح که حاوی اساس فلسفه و تفکر مولاناست در این مکان به چشم میخورد. لوح اولی به زبان ترکی و چنین است:
یا همان طوری که هستی باش، یا همانی باش که به نظر می رسی.
حضرت مولانا
در لوح دومی نیز یک رباعی فارسی نقش بسته است:
بازآ، بازآ، هر آن که هستی بازآ
گر کافر و گر مجوس و بت پرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ
حضرت
مولانا
بر روی ستی که از شرق سالن به جنوب آن کشیده شده است، 55 قبر از نوادگان مولانا که ده تای آنها مربوط به زنان است، جای گرفته است. همچنین قبر ده نفر از مریدان مولانا همچون حسام الدین چلبی، صلاح الدین زرکوبی و شیخ کریم الدین در این مکان جای دارد.
در داخل صندوقهای جای گرفته بر روی قبر زنان سکه گذاشته است. درست در زیر قبه سبز، قبر مولانا به همراه قبر پسرش سلطان ولد جای گرفته است. صندوقهای مرمر موجود بر روی این دو قبر در سال 1565 از سوی قانونی سلطان سلیمان ساخته شده بود. سطح سیم بافی شده و طلایی این صندوق درسال1894 از طرف سلطان عبدالحمید دوم انجام گرفته است. صندوق چوبی موجود بر روی قبر پدر مولانا (بهاالدین ولد) در سال 1274 به عنوان یادواره ای برای مولانا ساخته شده است. پس از ساخته شدن صندوق مرمر از سوی سلطان قانونی درسال 1565 برای قبرهای مولانا و سلطان ولد این صندوق چوبی که بر روی قبر مولانا قرار داشت، بر روی قبر پدرش انتقال یافت.
سماع خانه
بخش سماع خانه و مسجد در قرن 16 از سوی سلطان سلیمان قانونی بنا نهاده شد. رقص سماع در سماع خانه تازمان موزه شدن این محل تا سال 1926 ادامه داشته است. کرسی نعت محل نشستن موزیسینها حجره مطلوب به همراه محافل مردان و زنان دکور اولیه خود را همچنان حفظ کردهاند. در برخی قسمتهای دیوارههای سماع خانه قالیهای تاریخی به همراه ویترینهای حاوی آثار فلزی و چوبی به چشم میخورند.
مسجد
در محل ورودی مسجد دری به نام چراغ تعبیه شده است. در بخش سماع خانه «حضور پیر» درهای کوچکی وجود دارد که آنها به داخل مسجد باز میشوند. در این قسمت محفل موذن و کرسی مثنویخوان شکل ابتدایی خود را حفظ کرده است. بر روی دیوار جنوبی مسجد قالی بسیار گرانبهای به همراه نمونههایی از درهای چوبی به نمایش گذاشته شده است. در ده ویترین موجود در داخل مسجد نیز نمونههایی از جلد، خط و تذهیب به چشم میخورند.
بخش قالی و پارچه- حجرههای درویش

در محوطه جلویی قبه مولانا 17 حجره وجود دارد. این حجرهها در سال 1584 از طرف سلطان مراد سوم جهت اقامت درویشان ساخته شده است. چهار تاازین حجرهها به عنوان بنای اداری مورد استفاده قرار میگیرند. دو حجره از سیزده حجره موجود در محل ورودی قبه با عنوان حجره مثنویخوان و پستنشین به همراه اشیای اورجینال شان به نمایش گذاشته شده است. دو حجره پایانی نیز مربوط به کتابهای اهدایی عبدالباقی گول پینار و دکتر محمود اوندر است. امروزه به عنوان کتابخانه از آنهااستفاده میشود.
با از میان برداشتن دیوارهای مرتبط 9 حجره دیگر دو کریدور تودرتو به وجود آمده است. در یکی از این کریدورها قالیهای تاریخی مربوط به شهرهای کولا، گوردش، اوشاک، کرشهر و در کریدور دیگری نیز قالیهای تاریخی مربوط به مناطق لادیک، کارامان، کاراپینار و سیا که از توابع قونیه هستند، به نمایش گذاشته شده است.
در ویترینهای موجود در خانه های خالی در پنجره های این حجرهها اشیایی همچون ماشه (بازارجی)، متکا و نفیر که از قبه مولانا آورده شدهاند به همراه پارچههای بسیار گرانبهای بورسا به چشم میخورند.
بخش مطبخ
این مطبخ در گوشه جنوب غربی موزه قرار گرفته و در سال 1584 از طرف سلطان مراد سوم نهاده شده است. این محل تاقبل از تبدیل بقعه به موزه تا سال 1926 به عنوان محل تامین مایحتاج غذایی مورد استفاده قرار میگرفته است. ساختمان نمایش این بنا پس از مرمت و بازسازی در سال 1990 دوباره مورد استفاده قرار گرفت. در این محل که برای پخت و پز کاربرد داشته است آداب غذا خوردن با مانکنها به نمایش درآمده است. همچنین در این محل رقصهای سماع آموزش داده میشود.
مولانا (1273-1207)
مولانا در 30 سپتامبر 1207 در شهر بلخ خراسان چشم به جهان گشود. نام پدر مولانا سلطان العلما بهاالدین ولد فرزند حسین خاطب از اشخاص برجسته و بزرگوار بلخ میباشد. نام مادر ایشان مومنه خاتون دختر رکنالدین امیر بلخ میباشد. بهاالدین ولد به علت برخی مسایل سیاسی و استیلای مغولها مجبور به ترک این شهر در سال 1212 و یا 1213 به همراه خانوادهاش گردید. وی ابتدا در شهر نیشابور مدت کوتاهی ماند. در آنجا با فریدالدین عطار نیشابوری آشنا شد. در اینجا مولاناعلیرغم اینکه خیلی کوچک بود، توجه عطار را به خود جلب کرد.
مدیریت کل موزهها و بقاع
آثار مولانا
مثنوی:
مثنوی در ادبی ات کلاسیک شرق نام یک قالب شعری است. در ادبیات به نوعی از نظم که تمام ابیات آن دارای وزن یکسانی است اما قافیه هر بیت با دیگری تفاوت دارد مثنوی نام نهاده شده است. هنگامی که داستانها و موضوعات طولانی برای آوردن در شعر مورد استفاده قرار میگرفت به دلیل آثانی قافیه قالب مثنوی ترجیح داده میشد. مثنوی هر قدر هم در ادبیات کلاسیک شرق نام نوعی قالب شعری باشد، وقتی نام مثنوی به زبان جاری میشود «مثنوی مولانا» به ذهن خطور میکند. مولانامثنوی را به خواهش حسامالدین چلبی نوشته است.
همان طور که حسام الدین چلبی کاتبی گفته است مولانا ابیات مثنوی را در هنگام گردش، نشستن، در حال راه رفتن، حتی در هنگام سماع میگفته است. حسام الدین چلبی هم مینوشته است.
مثنوی به زبان فارسی است. در حال حاضر بر اساس قدیمیترین نسخه مثنوی موجود در موزه مولانا که در تشهیر یافت شده و به تاریخ 1278 است، شمار ابیات مثنوی 25618 بیت میباشد.
وزن مثنوی فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلن میباشد.
مولانا در مثنوی 6 جلدی خود افکار و اندیشههای صوفیانهاش را به صورت داستانهای مرتبط به یکدیگر بیان میکند.
دیوان کبیر
به دفتر اشعار گردآوری شده شاعران «دیوان» گفته میشود. «دیوان کبیر» به معنی دفتر بزرگ و دیوان بزرگ است.
تمامی اشعار مولانا که در موضوعات مختلف نوشته شده است، در این دیوان موجود است. با وجود اینکه دیوان کبیر به زبان فارسی است، اشعار عربی، ترکی و رومی را نیز در خود جای داده است.
دیوان کبیر با کنار هم قرار دادن 21 دیوان کوچک (بحر) و دیوان رباعی تشکیل شده است. شمار ابیات دیوان کبیر افزون بر 40000 بیت است.
به خاطر اینکه مولانا بعضی از اشعار خود رادر دیوان کبیر باتخلص شمس نوشته است به این دیوان «دیوان شمس» نیز گفته میشود.
اشعار موجود در این دیوان باتوجه به وزن و قافیه ترتیببندی شده است.
رسایل
147 نامه ای را که مولانا عمدتا برای نصیحت حکام سلجوقی و اشخاص بزرگ آن زمان و پاسخ به سوالات پرسیده شده از او و حل موضوعات دینی و علمی نوشته است، در برمیگیرد.
مولانا در این نامههایش قواعد نامهنگاری را رعایت نکرده و همانطور که سخن میگفته نوشته است.
در نامههایش به کلماتی از قبیل «ارادتمند شما، مخلص» به هیچ وجه جایی نداده است. در خطابهایش جز در مورد القاب مقام و منصب بر اساس عقل و اعتقاد و کارهای نیک مخاطبش راآنگونه که شایسته وی است مورد خطاب قرار داده است.
فیه ما فیه
فیه ما فیه به م عنی «هرچه هست در درونش هست» میباشد. این اثر شامل گفتگوهای مولانا در مجالس مختلف است. گمان میرود این سخنان را پسرش سلطان ولد در یک کتاب گردآوری کرده است. اثر از 61 بخش تشکیل میشود. قسمتی از این بخشها در خطاب به وزیر سلجوقی «سلیمان پروانه» نوشته شده است. در این اثر به بعضی از رخدادهای سیاسی هم اشاره شده است. از این رو این اثر از جنبههای تاریخی اهمیت بسیاری دارد. در این اثر موضوعاتی چون بهشت و جهنم، دنیا و آخرت، مرشد و مرید و عشق و سماع به کارگرفته شده است.
مجالس سبعه
مجالس سبعه همانگونه که از نام آن پیداست، از گردآوری شدن هفت وعظ مولانا در هفت مجلس به میان آمده است. وعظهای مولانا توسط حسامالدین چلبی و یا پسر مولانا سلطان ولد یادداشت شده است. اما بااین شرط که محتوایش دست نخورده باقی بماند چیزهایی بر آن اضافه شده است. به احتمال قوی پس از مرتب شدن اثر، مولانا آن را تصحیح کرده است.
مولانا با قبول این که شعر وسیلهای برای بیان اندیشههایش است نه هدف وی، احادیثی را که در هفت مجلس شرح داده است اینگونه موضوعبندی میکند:
1. راه نجات جوامعی که از راه راست خارج شدهاند.
2. رهایی از گناه و بیداری از خواب غفلت از طریق عقل
3. قدرت عقیده و اعتقاد
4. توبه کنندگان و یابندگان راه راست که بندگان محبوب خدا خواهند شد
5. ارزش علم
6. به خواب غفلت فرو رفتن
7. اهمیت عقل
در این هفت مجلس علاوه بر احادیث شرح داده شده اصلی 41 حدیث دیگر نیز آورده شده است. هر حدیث انتخاب شده توسط مولانا اجتماعی است. مولانا در هفت مجلس خویش هر بخش را با «حمد وثنا» و «مناجات» آغاز کرده، موضوعات مورد بحث و دیدگاههای صوفیانهاش را با داستانها و شعرهایش به حالتی مجذوب درآورده است. این روش به همین طریق درنگارش مثنوی استفاده شده است.
اداره کل موزهها ومیراث فرهنگی ترکیه
کلیسترا
شهر قدیمی کلیسترا در 45 کیلومتری جنوب غربی قونیه، در روستای گوک یورد خاتون سرای قرار دارد. شهر خاتون سرای از توابع شهرستان قونیه مرام میباشد.
تاریخچه
در نتیجه تحقیقات باستانشناسی در محدوده باستانی کلیسترا آثار تاریخی متعلق به دورههای یونان باستان و روم به دست آمده است. بر روی کتیبه گور متعلق به دوره روم باستان نام «کلیسترا» به چشم میخورد. این کتیبه در قسمت پادری شیرخانه شرقی کشف شده است. این شهر قدیمی در دوره بیزانس همانند کاپادوکیا محل اسکان عده کثیری از انسانها در دل صخرهها بوده است. کلیسترا بین شهرهای قونیه- یالواچ در کنار جاده معروف کرال قرار دارد.عزیز پائوول که نامش در انجیل آمده در حین سیاحتهای خود در آناتولی از این شهر نیز عبور کرده است. قاصد پائولوس همچنین از مسیر یالواچ به کلیسترا رفته است. تیموتئوس نیز اهل کلیسترا میباشد.
مردم منطقه به محلی که کلیستی سمبل در آنجا قرار دارد پائولونو میگویند و این از نام عزیز پائولوس گرفته شده است. این منطقه نیز مورد کاوشهای باستانشناسی قرار گرفته است. مردم لیسترا که در دوره یونان باستان مسیحی شده بودند برای رهایی از غارتگریهای پی در پی بتپرستان به کوهستان پناه میبرند و در آنجا شهر کلیسترا را ایجاد میکنند. هم اکنون در این بخش مردم روستای گوک یورد ساکن شدهاند. یافتههای باستانشناسی در این منطقه حکایت از آندارد که مردمان ترک در کنار اهالی بومی منطقه زندگی میکردهاند. کار اصلی مردمان این شهر قدیمی دامداری بوده است.
زندگی روزمره
مردمانی گوک یورد به کار دامداری و کشاورزی مشغولند. به خاطر کوهستانی بودن منطقه بخشی از کارهای کشاورزی آنها به وسیله حیوانات انجام میشود. به همین علت در روستا قاطر، الاغ و اسب نگهداری میکنند. در این روستا به صورت انبوه کدو تولید میشود. در مراسمات خانمهای روستا با جمع شدن بر سر سفرهها به همدیگرکدو تعارف میکنند و این از قدیمالایام به صورت یک رسم رایج شده است.
در آشپزخانههای محلی انواع مشروبها، کمپوتها، ترشیها از آلو، آلوچه و بادام تولید میشود.
باغداری در منطقه بسیار رایج بوده و به همین خاطر در این روستا به صورت انبوه دوشاب تولید میشود. تولید اصلی به روش کلاسیک نقش مهمی در اقتصاد روستا دارد. زنان روستا در کنار مردان به کارهای کشاورزی و دامداری میپردازند. البته آنها به کار دوخت ودوز هم مشغولند.
مسیر کلیسترا
ارتباط با کلیسترا از طریق جاده آسفالتی روستای گوک یورد امکان پذیر است. این جاده در 34 کیلومتری جنوب شرقی جاده آسفالتی خاتون سرا- قونیه قرار دارد.
نحوه گردشگری د ر کلیسترا
محل ورودی به شهر باستانی کلیسترا از خاتون سرای، سنگفرشی شده است. راه کرال که در شرق این شهر واقع شده است به «دوریک موکی»مرتبط است. در محل ورودی به این شهر برج کنترل ورود و خروج افراد بنا نهاده شده است. در جنوب این روستا (شهر باستانی) یک شاپل جذاب و دیدنی، چشم هر بینندهای را به خود جذب می کند. بنای این شاپل صلیبی است. در اطراف این شاپل بناهای دیگری نیزبه چشم میخورد. در ادامه راه کرال و در طرف غرب باز هم یک برج کنترل ورود و خروج، کلانتری، آب انبار به همراه غار کاپچی که در قدیم محل ساخت کوزه و دیگ سفالی بوده است، به چشم میخورد. نیازهای ضروری در عمارت وسط روستا برطرف میشود. در غرب عمارت این روستا پس از گذر از آب انبار (کاتیرنی) دره سویوتلو، شیره خانه ها و آبراهها، جاده به کلیسای سمبل منتهی میشود. در این محل که از طرف روستاییان به پائولونو معروف است گیاهان متنوعی یافت میشود. از اینجا به بعد در کنار جاده منتهی به بزرگترین آب انبار واقع شده در تپه آردیچلی به گورهای صخرهای منطقه نکروپل میرسیم. در طرف شمالی این آب انبار دو شیره خانه در منطقه سویودلو دره قرار دارد.
معماری
معماری پنج بنای موازی این شهر باستانی از دوره بیزانس جدید خبر میدهد. این بناها که از دور به صخره میمانند دارای حفرهها هواکشها و سوراخهای نورگیر هستند، همچنین حالت استتار دارند. در بین این بناها، بناهایی همچون کلیسا، پاشل، آب آنبار، شیرهخانه، برج نگهبانی و ... به چشم میخورند. این بناها از پایین تابه سقف سنگی میباشند.
زیباییهای طبیعی
در سراسر امتد اد وادی روستای گوک یورد صخره های آتشفشانی منظره های بدیعی را همانند تپه های سوراخ دار به وجود آورده است که چشم هر بیننده ای رابخود معطوف میکند. می توان در طبیعت این روستا زیباییهای چهار فصل را در کنار همدیگر نظارهگر بود.
در باغها و جنگلهای این سرزمین انواع درختان، مانند زبان گنجشک، آلو، آلوچه، سنجد، نسترن، گردو، بادام و دیگر درختان میوه ای که منظره های جالبی راپدید آورده اند دیده می شوند. در این منطقه انواع درختان خاردار وجود دارد که میوه های آنها مورد استفاده های پزشکی قرار میگیرد. (Gilaborui-Viburum opulus)
مردمان روستای گوک یورد در مهمان نوازی بسیار مشهور هستند. به منظور استراحت توریستها در این روستا یک عمارت روستایی عالی موجود میباشد.
در این روستایک کانون سلامتی آماده ارائه انواع خدمات پزشکی- بهداشتی به توریستها میباشد.
|